ترامپ تلاش کرده است با ایجاد تصور نادرست از پیشرفت دیپلماتیک، آشفتگی در بازارهای اقتصادی را مهار کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - یکی از عجیب‌ترین تناقض‌های جنگ ترامپ علیه ایران، فاصله عمیق میان شدت اختلالی است که این جنگ بر زیرساخت‌های انرژی و مسیر‌های کشتیرانی وارد کرده و واکنش  عجیب و آرام بازار‌های مالی است. ایران به‌صراحت اعلام کرده که راهبردش وارد کردن فشار اقتصادی سنگین به آمریکا، اسرائیل و کل نظام اقتصادی جهان از طریق بستن تنگه هرمز است. مت استولر، تحلیلگر، این هفته در ساب‌استک استدلال می‌کند که اگر این تهدید به‌طور کامل در قیمت‌ها منعکس می‌شد، باید شاهد جهش بسیار شدیدتر قیمت نفت و سقوط محسوس‌تر بازار سهام می‌بودیم.

اما در واقعیت، با وجود احتمال یک شوک تاریخی در عرضه انرژی، بازار‌ها نسبتاً آرام باقی مانده‌اند و قیمت نفت برنت به‌جای جهش مداوم، در نوسان بوده است. استولر توضیحی قابل‌توجه برای این رفتار بازار ارائه می‌دهد و معتقد است این وضعیت نتیجه راهبرد گسترده‌تر دولت ترامپ در «مدیریت و جهت‌دهی به بازار‌ها از طریق جنگ روانی و رسانه‌ای» است.

تحولات این هفته—از جمله انتشار اخبار نادرست درباره مذاکرات آتش‌بس از سوی کاخ سفید—شواهد قابل‌توجهی در تأیید این تحلیل ارائه می‌دهد. پس از آنکه ایران تهدید به واکنش پرهزینه کرد، دونالد ترامپ روز دوشنبه لحن خود را نرم‌تر کرد و از احتمال دستیابی به توافق صلح سخن گفت و مهلت خود برای «نابودی» زیرساخت‌های انرژی ایران را پنج روز به تعویق انداخت. سپس روز پنج‌شنبه این مهلت را ۱۰ روز دیگر تمدید کرد.

اعلام این خبر در روز دوشنبه بلافاصله بر بازار‌ها اثر گذاشت: قیمت نفت به‌شدت کاهش یافت و سهام آمریکا بخشی از افت ناشی از جنگ را جبران کرد، چراکه معامله‌گران این تأخیر را نشانه‌ای از احتمال پایان قریب‌الوقوع درگیری تلقی کردند. رسانه‌های جریان اصلی نیز به این واکنش دامن زدند؛ برای مثال، بلومبرگ با تیتر «آغاز مذاکرات آتش‌بس» این فضا را تقویت کرد و برخی تحلیل‌های سرمایه‌گذاری نیز از کاهش بیش از ۵ درصدی قیمت نفت در پی مذاکرات ایران و آمریکا خبر دادند.

در روز‌های بعد، ترامپ و مجموعه‌ای از گزارش‌های رسانه‌ای—اغلب با منابع ناشناس—این روایت را تقویت کردند که نوعی تماس یا مذاکره پشت‌پرده با ایران در جریان است. شبکه CNN حتی به نقل از منابع منطقه‌ای مدعی شد که تهران خواستار مذاکره با معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، شده و او را به استیو ویتکاف و جرد کوشنر ترجیح می‌دهد؛ افرادی که گفته می‌شود از نگاه برخی بیشتر نماینده منافع اسرائیل هستند تا آمریکا.

با این حال، در میان این موج خبری، از همان ابتدای هفته کاملاً روشن بود که ایران اساساً قصدی برای مذاکره درباره آتش‌بس در این مقطع ندارد؛ موضعی که بار‌ها از طریق رسانه‌های رسمی ایرانی اعلام شد، اما در بسیاری از رسانه‌های آمریکایی بازتاب چندانی پیدا نکرد.

اندکی پس از اظهارات ترامپ در روز دوشنبه، خبرگزاری مهر به نقل از وزارت امور خارجه ایران، ادعای وجود مذاکرات را رد کرد. چند ساعت بعد، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، نیز در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد که «هیچ مذاکره‌ای با آمریکا انجام نشده» و این ادعا‌ها را «اخبار جعلی برای دستکاری بازار‌های مالی و نفتی و خروج از باتلاقی که آمریکا و اسرائیل در آن گرفتار شده‌اند» توصیف کرد.

صبح چهارشنبه نیز سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا خطاب به ترامپ گفت: «شکست خود را توافق ننامید.» او گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی درباره تماس‌های آتش‌بس را رد کرد و با طعنه پرسید آیا اختلافات داخلی در آمریکا به جایی رسیده که این کشور «با خودش مذاکره می‌کند؟»

در ادامه، خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد که ایران پیشنهاد آتش‌بس آمریکا را رد کرده و هرگونه مذاکره در شرایط ادامه جنگ را «غیرمنطقی» می‌داند.

در پاسخ به طرح ۱۵ بندی دولت ترامپ—که از سوی برخی به فهرست خواسته‌های اسرائیل تعبیر شده—ایران نیز شروط خود را ارائه داد: توقف حملات و ترورها، ارائه تضمین برای عدم ازسرگیری جنگ، پرداخت کامل خسارات، و پایان حملات در کل منطقه از جمله حملات اسرائیل.

یک مقام ارشد ایرانی نیز به رسانه Drop Site News گفته است که شروط تهران برای پایان جنگ شامل دریافت غرامت و برقراری همزمان آتش‌بس در ایران، لبنان و عراق است، و تأکید کرده که ایران تحت هیچ شرایطی درباره برنامه موشک‌های بالستیک خود مذاکره نخواهد کرد. مهم‌تر از همه، او تصریح کرده که ایران به دلیل تجربه آتش‌بس قبلی—که به گفته او برای آماده‌سازی جنگی دیگر مورد سوءاستفاده قرار گرفت—در شرایط فعلی حاضر به پذیرش آتش‌بس نیست.

در تأیید این تردیدها، یک مقام اسرائیلی نیز به شبکه Sky News گفته است که باید اظهارات ترامپ درباره آتش‌بس را «با احتیاط» در نظر گرفت.

هنوز مشخص نیست ترامپ در روز‌های آینده چه تصمیمی خواهد گرفت، اما یک واقعیت بیش از هر چیز آشکار است: او اکنون در تلاش است جنگی را مدیریت کند که عملاً از کنترلش خارج شده است.

از یک سو، ترامپ تحت فشار بازار نفت و نرخ بازدهی اوراق خزانه قرار دارد؛ عواملی که می‌توانند هزینه‌های استقراض را افزایش دهند و خطر سقوط گسترده بازار‌ها را بالا ببرند. او توان تحمل یک شوک واقعی در بازار نفت یا سقوط بورس را ندارد، چراکه پایگاه مالی و سیاسی‌اش به وال‌استریت گره خورده، محبوبیتش در حال کاهش است و قیمت سوخت نیز یکی از نقاط حساس افکار عمومی محسوب می‌شود. افزون بر این، اعتبار نظم اقتصادی تحت رهبری آمریکا به اعتماد جهانی به بازار‌های مالی این کشور وابسته است.

از سوی دیگر، فشار معکوسی نیز وجود دارد: اسرائیل و شبکه حامیانش در آمریکا، که بر این باورند پروژه تغییر نظام در ایران ممکن است تا یک سال طول بکشد و با استفاده از یک ماشین رسانه‌ای قدرتمند، ترامپ را به سمت تشدید جنگ سوق می‌دهند.

در رسانه‌هایی مانند فاکس‌نیوز—که گفته می‌شود ترامپ به‌طور روزانه آن را دنبال می‌کند—چهره‌هایی مانند کیت کلاگ، مشاور سابق او، صراحتاً خواستار اعزام نیرو‌های زمینی و حتی تصرف جزیره خارک شده‌اند.

در همین حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که مقامات نظامی آمریکا ویدئو‌هایی گزینشی از حملات موفق را به ترامپ ارائه می‌دهند و اخبار منفی را کمتر برجسته می‌کنند؛ به‌طوری که یکی از مقامات به NBC گفته جلسات توجیهی زمانی بازخورد بهتری دارد که بر «موفقیت‌ها» تمرکز کند، نه تصویر کامل میدان نبرد.

این روند با اظهارات جو کنت—که اخیراً از سمت خود در مرکز ملی مبارزه با تروریسم استعفا داد—همخوانی دارد. او گفته است که در فرآیند تصمیم‌گیری برای آغاز جنگ، «اجازه ارائه دیدگاه‌های مختلف به رئیس‌جمهور داده نشده» و اساساً «بحث جدی و جامعی» در این‌باره شکل نگرفته است.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۲:۵۸ ۰۸ فروردين ۱۴۰۵
این کله زرد پیر کفتار کی میمیره و به درک واصل میشه .
آخرین اخبار