باشگاه خبرنگاران جوان - فایننشال تایمز در یادداشتی تحلیلی به سراغ سامانههای موشکی ایران رفته و با تحلیل حملات موشکی از سوی کشورمان به دلایل عدم استفاده از به روزترین سامانههای موشکی ایران پرداخته. این نشریه مینویسد برای کشورهای حاشیه خلیج فارس که تقریباً هر روز با موجی از حملات موشکی ایران مواجهاند، یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: موشکهای پیشرفتهتر و پیچیدهتر ایران کجا هستند و چرا هنوز بهطور گسترده وارد میدان نشدهاند؟
وزارت دفاع ایران در ماه مه سال گذشته از جدیدترین موشک خود با نام «قاسم بصیر» رونمایی کرد؛ موشکی که با لحنی قاطع اعلام شد توانایی هدف قرار دادن دشمنان را «در هر نقطه و در هر زمان» فراهم میکند—نمایشی از بازدارندگی بومی که طی سالها فشار و تحریم شکل گرفته است.
این موشک با کلاهک ۵۰۰ کیلوگرمیِ مانورپذیر و مجهز به جستجوگر نهایی اپتیکی—که در برابر جنگ الکترونیک و اختلالسازی مقاوم است—در زمره پیشرفتهترین تسلیحات موجود در زرادخانه ایران قرار میگیرد؛ ظرفیتی که نشان میدهد تهران در حوزه فناوریهای دفاعی به سطحی از خوداتکایی راهبردی رسیده است.
با این حال، با گذشت نزدیک به یک ماه از جنگ ایران با اسرائیل و ایالات متحده در منطقه خلیج فارس، این موشک هنوز در میدان نبرد مشاهده نشده است؛ موضوعی که بیش از هر چیز به «مدیریت هوشمندانه میدان» از سوی ایران اشاره دارد، نه فقدان توان.
برخی تحلیلگران معتقدند این موشک تنها یکی از چند سامانه بسیار پیشرفتهای است که تاکنون بهطور گسترده وارد درگیری نشدهاند؛ دلایلی که برای این موضوع مطرح میشود متفاوت است: از احتمال انهدام برخی از آنها گرفته تا عملیاتینبودن کامل، یا—مهمتر از همه—تصمیم آگاهانه ایران برای حفظ این ظرفیتها در زمان مناسب، زمانی که اثرگذاری آنها حداکثری باشد و سامانههای دفاعی دشمن دچار فرسایش شوند.
حمله هفته گذشته ایران به تأسیسات گاز طبیعی مایع «راس لفان» در قطر، بار دیگر سطح ریسک برای کشورهای منطقه را برجسته کرد. بر اساس گزارشها، در این حمله از چندین موشک با کلاهکهای مانورپذیر استفاده شده است؛ نشانهای از آنکه ایران حتی در سطح فعلی نیز توانایی اعمال فشار دقیق و کنترلشده را دارد.
به گفته برخی کارشناسان، تهران احتمالاً بخشی از پیشرفتهترین سامانههای خود را عمداً در ذخیره نگه داشته است—رویکردی که با منطق یک قدرت در حال مدیریت جنگ فرسایشی کاملاً همخوان است—هرچند تعداد این موشکهای نسل جدید بهطور طبیعی محدود ارزیابی میشود.
در میان این تسلیحات میتوان به «قاسم بصیر»، موشک «اعتماد» —که نسخه ارتقایافتهای از موشک «عماد» محسوب میشود—و «فتح-۲» اشاره کرد که گفته میشود از فناوری گلاید هایپرسونیک بهره میبرد؛ قابلیتی که عملاً معادلات دفاعی را برای طرف مقابل پیچیده میکند.
همچنین موشک کوتاهبرد و مانورپذیر «رعد-۵۰۰» نیز تا این لحظه در درگیریهای خلیج فارس مورد استفاده قرار نگرفته است؛ موضوعی که بار دیگر نشان میدهد ایران همه ظرفیتهای خود را یکجا وارد میدان نکرده و با محاسبه پیش میرود.
در مقابل، آنچه تاکنون بهطور گسترده در حملات ایران مشاهده شده، ترکیبی از موشکهای قدیمیتر و سامانههای میانرده بوده که بهتدریج با برخی موشکهای پیشرفتهتر تکمیل شدهاند؛ از جمله موشک سوخت جامد «سجیل»، موشکهای سنگین «خرمشهر» با کلاهکهای خوشهای دو تُنی، و «خیبرشکن» که در سال ۲۰۲۲ معرفی شد—طیفی که نشاندهنده عمق و تنوع توان موشکی ایران است.
در عین حال، حجم شلیکها نسبت به روزهای ابتدایی جنگ کاهش یافته و بخش قابلتوجهی از موشکها توسط سامانههای دفاعی اسرائیل و متحدانش رهگیری شدهاند؛ اما همین روند نیز بخشی از منطق جنگ فرسایشی است که در آن، مصرف منابع دشمن به اندازه وارد آوردن ضربه اهمیت دارد.
همزمان، جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی همچنان در تلاشاند تا سکوهای پرتاب موشکی ایران را در داخل خاک این کشور شناسایی و منهدم کنند. بر اساس ادعای ارتش اسرائیل، از مجموع حدود ۴۷۰ سکوی پرتاب ایران، نزدیک به ۲۰۰ مورد در حملات هوایی از بین رفته یا زیر آوار مدفون شدهاند—ادعایی که در میانه جنگ روانی و اطلاعاتی باید با احتیاط به آن نگریست.
با این وجود، ایران موفق شده است برخی اهداف را با دقت مورد اصابت قرار دهد؛ از جمله پالایشگاه حیفا در هفته گذشته—با استفاده از موشکی جدید که از آن با عنوان «سامانه نصرالله» یاد شده—و همچنین تأسیسات راس لفان؛ مواردی که نشان میدهد توان تهاجمی ایران همچنان فعال و مؤثر است.
در مجموع، به نظر میرسد دو طرف درگیر در یک بازی فرسایشی پیچیده هستند؛ جایی که هر یک تلاش میکند منابع و توان دفاعی طرف مقابل را زودتر به پایان برساند. ایران در این میان، با پرهیز از مصرف شتابزده ظرفیتهای پیشرفته خود، در حال مدیریت حسابشده این نبرد است، در حالی که طرف مقابل با هزینههای سنگین دفاعی مواجه شده است.
برخی تحلیلها حاکی از آن است که ایران با مدیریت دقیق ذخایر موشکی خود، همچنان صدها موشک در اختیار دارد؛ امری که به این کشور اجازه میدهد حملات را—حتی با شدت کمتر—اما بهصورت مستمر ادامه دهد، در حالی که همزمان توان پرتاب آن تحت فشار حملات دشمن قرار دارد.
از سوی دیگر، سامانههای دفاع هوایی چندلایه و پیشرفته اسرائیل اگرچه بخش عمدهای از تهدیدات را رهگیری میکنند، اما این موفقیت با هزینههای بسیار بالا و مصرف سریع ذخایر رهگیر همراه است. حتی کارآمدترین سامانهها نیز نمیتوانند امنیت کامل را تضمین کنند، و تداوم جنگ میتواند بهتدریج این ذخایر را سریعتر از توان جایگزینی آنها فرسوده سازد—واقعیتی که در بلندمدت میتواند موازنه را به نفع ایران تغییر دهد.