باشگاه خبرنگاران جوان- فایننشال تایمز در یادداشتی به تظام جدید عبور از تنگه هرمز که توسط ایران پس از شروع جنگ اعمال شده پرداخته است. این نشریه انگلیسی مینویسد: ایران در حال کار بر ایجاد یک نظام «عبور کنترلشده و مورد تأیید» برای کشتیها از طریق تنگه هرمز است؛ اقدامی که بهمعنای اعمال کنترل بیشتر بر یکی از حیاتیترین آبراههای جهان بوده و از نگاه تهران، میتواند حتی فراتر از جنگ فعلی با آمریکا و رژیم اسرائیل نیز استمرار یابد و به تثبیت حق حاکمیتی این کشور بینجامد.
در مقابل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از تهران خواسته این گذرگاه باریک را بازگشایی کند؛ تنگهای که پیش از آغاز جنگ، حدود ۲۰ درصد از صادرات نفت جهان از آن عبور میکرد، اما با شروع درگیریها، ایران در چارچوب ملاحظات امنیتی خود، عبور و مرور در آن را بهشدت محدود کرده است.
وزارت امور خارجه ایران این هفته اعلام کرد که کشتیهای «غیرمتخاصم» میتوانند «با هماهنگی با نهادهای ذیصلاح ایرانی» از این مسیر عبور کنند؛ اما برای آمریکا، اسرائیل و هر طرفی که در تجاوز علیه ایران نقش داشته، چنین امکانی وجود نخواهد داشت. این موضع، بهوضوح نشاندهنده تفکیک میان عبور مشروع و تهدیدات امنیتی از نگاه تهران است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز تصریح کرد که کشورش پس از پایان جنگ، نظم جدیدی را در این تنگه اعمال خواهد کرد و تأکید داشت که ایران بر این آبراه «حاکمیت دارد»، حتی اگر برخی بخواهند آن را صرفاً آبهای بینالمللی تلقی کنند.
او در گفتوگویی با تلویزیون دولتی در روز چهارشنبه گفت: «در آینده، بهدنبال ایجاد ترتیبات جدیدی برای عبور ایمن خواهیم بود.»
این مواضع، پرسشهای مهمی را درباره نحوه دسترسی به یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان مطرح میکند و در عین حال، چالشهای عملی قابلتوجهی را پیشروی شرکتهای حملونقل دریایی قرار میدهد.
تنگه هرمز که در باریکترین نقطه خود تنها ۲۱ مایل دریایی عرض دارد، میان آبهای سرزمینی ایران و عمان تقسیم شده است. اما پیچوخم مسیر و ارتفاعات مشرف از سمت ایران، به نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این امکان را میدهد که اشراف کامل و تسلط عملیاتی بر عبور کشتیها داشته باشند.
تام شارپ، فرمانده پیشین نیروی دریایی بریتانیا، در توصیف این وضعیت گفته است: «این شاید پیچیدهترین تنگهای است که میتوان تصور کرد؛ وقتی از آن عبور میکنید، تهدید از همه جهات وجود دارد.»
پیش از آغاز درگیریها، روزانه حدود ۱۳۵ کشتی از این مسیر عبور میکردند، اما از زمان حملات اولیه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تردد بهشدت کاهش یافته است. طبق دادههای S&P Global، بین اول تا ۲۵ مارس تنها ۱۱۶ عبور ثبت شده که نسبت به مدت مشابه در فوریه، ۹۷ درصد کاهش داشته است.
کشتیهایی که همچنان از این مسیر عبور کردهاند، عمدتاً متعلق به مالکان چینی، هندی یا کشورهای حوزه خلیج فارس بودهاند. برخی نیز از ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» بودهاند که بهدلیل تجارت نفت ایران تحت تحریمهای غرب قرار دارند.
بر اساس گزارشها، برخی کشتیها برای اطمینان از عبور امن، مبالغی تا دو میلیون دلار به ایران پرداخت کردهاند. این موضوع را مؤسسه Lloyd’s List Intelligence و یک منبع آگاه از وضعیت یک کشتی تأیید کردهاند.
علاءالدین بروجردی، عضو ارشد مجلس ایران، نیز اعلام کرده که هر کشتی برای عبور از این آبراه راهبردی، چنین مبلغی پرداخت میکند و تأکید کرده است: «یک نظام جدید در این مسیر در حال اجراست.»
مارتین کلی، مدیر بخش مشاوره شرکت EOS Risk Group، توضیح داده که این روند شامل مذاکرات دولتبهدولت از طریق سفارتخانههاست. سپس به کشتی یک کد داده میشود که آن را از طریق کانال رادیویی VHF ۱۶ — فرکانس اضطراری بینالمللی — اعلام میکند. همزمان، مقامات ایرانی مدارک کشتی از جمله مقصد محموله و ملیت خدمه را بررسی میکنند.
بر اساس دادههای ردیابی کشتیها، هیچیک از محمولههایی که پس از آغاز جنگ از تنگه عبور کردهاند، مقصدی در آمریکا یا اروپا نداشتهاند و اغلب به شرق آسیا، شرق آفریقا یا آمریکای جنوبی ارسال شدهاند.
مسیر عبور نیز بهطور کامل در آبهای سرزمینی ایران تعریف شده است، نه در خطوط معمول کشتیرانی؛ موضوعی که به تهران امکان میدهد حتی در شرایط حملات آمریکا به زیرساختهای راداری، کنترل و نظارت خود را حفظ کند.
کلی در اینباره میگوید: «ساختار مشخصی وجود دارد و نشانههای روشنی از مدیریت و رهبری دیده میشود.»
برخی منابع پاکستانی نیز گفتهاند که تعدادی از کشتیها با تغییر پرچم خود به ثبت پاکستان، تلاش میکنند از این تنگه عبور کنند.
یکی از دیپلماتها گفته: «بسیاری از خطوط کشتیرانی در حال تغییر پرچم به پاکستان هستند.» منبع دیگری نیز این اقدام را نوعی «شاخه زیتون به ترامپ» توصیف کرده است.
سفارت ایران در مادرید نیز اعلام کرده که تهران نسبت به درخواست کشتیهای اسپانیایی برای عبور از تنگه «رویکردی مثبت» دارد و اسپانیا را «کشوری متعهد به حقوق بینالملل» میداند. این در حالی است که نخستوزیر اسپانیا، پدرو سانچز، از نخستین رهبران اروپایی بود که حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را مورد انتقاد قرار داد.
با این حال، شرکتهای کشتیرانی برای پرداخت چنین هزینههایی با چالش تحریمها علیه ایران و سپاه پاسداران مواجه هستند؛ تحریمهایی که از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و برخی کشورهای غربی اعمال شده است.
کلر مککلسکی، رئیس پیشین بخش تطبیق در دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا، معتقد است ایران شبکههای مالی پنهانی برای چنین مواردی ایجاد کرده است. او میگوید: «ایران از قبل یک سیستم بانکی سایه برای فروش نفت، دسترسی به فناوری و تأمین مالی برنامههای خود دارد و بهراحتی میتواند از شرکتهای پوششی برای دریافت این مبالغ استفاده کند.»
در عین حال، برخی شرکتهای هندی و چینی پاسخی به این موضوع ندادهاند و وزارت خارجه هند نیز اعلام کرده که ایران در قبال عبور امن، چیزی مطالبه نکرده است. برخی مالکان کشتی در اروپا و آمریکا نیز از وجود چنین سیستم پرداختی اظهار بیاطلاعی کردهاند.
SV Anchan، مدیرعامل شرکت Safesea Group، میگوید: «خیلی درباره این پرداختها شنیدهام، اما هیچکس با قطعیت نمیتواند آن را تأیید کند.»
ایرانیها در دفاع از این رویکرد، به نمونههای تاریخی اشاره میکنند. برای قرنها، دانمارک از کشتیهایی که از تنگههای خود عبور میکردند، عوارض دریافت میکرد؛ رویهای که تا سال ۱۸۵۷ ادامه داشت.
یحیی آلاسحاق، رئیس اتاق بازرگانی تهران، نیز کانال سوئز را مثال میزند و میگوید: «ایران تاکنون بیش از حد در اعمال حقوق خود مماشات کرده است، در حالی که قدرتهای جهانی علیه ما تحریم وضع کردهاند.» او بر این باور است که چنین سیاستی میتواند سالانه بین ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلار درآمد برای ایران ایجاد کند.
در مقابل، برخی کارشناسان حقوقی غربی مانند یوهانا هیالمارسون معتقدند وضعیت کانال سوئز متفاوت است، زیرا در آبهای داخلی مصر قرار دارد. با این حال، حتی بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها نیز، ایران بهعنوان یک کشور ساحلی حق دارد برای دلایل امنیتی عبور را تنظیم یا حتی متوقف کند، هرچند نباید مانع «عبور بیضرر» شود یا تبعیض قائل گردد.
با وجود اینکه ایران و آمریکا عضو این کنوانسیون نیستند، اما بهطور کلی انتظار میرود اصول آن را رعایت کنند.
در عین حال، تلاش ایران برای اعمال کنترل بیشتر بر تنگه هرمز ممکن است در بلندمدت پیامدهای ژئوپلیتیکی داشته باشد؛ از جمله اینکه کشورهای حوزه خلیج فارس بهدنبال مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله بروند.
با این حال، در منطق تهران، این اقدام نهتنها واکنشی به فشارهای آمریکا و متحدانش است، بلکه تلاشی مشروع برای تثبیت حاکمیت ملی بر یک گذرگاه راهبردی محسوب میشود؛ گذرگاهی که امنیت آن مستقیماً با امنیت ملی ایران گره خورده است.