بیشتر از اینکه یک قبرستان باشد، شبیه یک صحنه جرمِ دست‌نخورده است. رازِ سر به مُهرِ جنایتی با ماجرا‌هایی تلخ از روزگاری آغشته به کینه.

باشگاه خبرنگاران جوان - قبرها دیگر شبیه قبر نیستند؛ تَل‌هایی از خاک نامتقارن‌اند که انگار زیر چکمه‌هایی سنگین لگدکوب شده‌اند.

بدون هیچ هندسه‌ای، شانه به شانه هم روی زمینی داغ رها شده‌اند. نه مناره‌ای باقی گذاشته‌اند، نه گنبدی، و نه حتی تکه‌سنگی که نامی روی آن حک شده باشد. 

در هر کجای حصار قبرستان که بایستی با وسعتی از یک ویرانی عمدی روبه‌رو هستی که انگار پایان ندارد و آخرش به غربت محض وصله خورده است.

بادی گرم از روی خاک بی‌حصار می‌وزد و خاکستر ضریح سوخته و آجرهای خردشده را بی‌سروصدا بر صورت زائرانی که پشت میله‌ها صف کشیده‌اند، می‌پاشد. اینجا، همه‌چیز گواه یک هجوم بی‌رحمانه است.

سال‌های پیش از دیلم‌ها

قدمت این قبرستان خاموش به سال‌هایی پیش از هجرت پیامبر بازمی‌گردد، اما تاریخ درد آن از هشتم شوال آغاز شد. پیش از آنکه سروکله‌ کینه‌توزیِ وهابیت پیدا شود، هنگامی که از دروازه‌ بقیع وارد می‌شدید، در میان گستره‌ قبور، بقعه‌ای باشکوه و گنبدی سفید چشم‌هایتان را به خودش می‌گرفت که بر روی طاق آن، نام چهار امام شیعه می‌درخشید.

جایی که ضریح چوبی‌اش، قرن‌ها مأمن دل‌های شکسته بود و مردم برای آرام گرفتن به آغوش آن پناه می‌بردند. اما این زیبایی، خاری در چشمِ جهل بود.

قصه‌ رازدارِ تیشه‌ها

مردی که برای زیارت از هزاران فرسنگ دورتر آمده، پشت نرده‌ها ایستاده و به جای خالیِ یک گنبد خیره شده است. 

او قصه را می‌داند؛ قصه‌ روزی که لشکری از مردان زمخت، با دیلم و پتک و طناب به جانِ بقعه افتادند.

وهابیت، فقط سنگ و ساروج را ویران نکرد؛ آن‌ها کینه‌ تاریخی‌شان را بر سرِ چوب‌های ساجِ ضریح کوبیدند.

وقتی میخ‌های زنگ‌زده را با خشونت از گوشت چوب بیرون می‌کشیدند و طناب‌ها را به دورِ ستون‌هایِ مزارِ امام حسن (علیه‌السلام) می‌انداختند تا گنبد را به زیر بکشند، انگار استخوانِ تاریخ بود که خرد می‌شد. آن‌ها می‌خواستند ریشه‌ محبت را با کلنگ از جا دربیاورند.

قبرستانی زیرِ تازیانه‌ آفتاب

قبرستان بقیع بیشتر از اینکه مجموعه‌ای از قبرها باشد، شبیه یک رازِ مگویِ دردناک از تقابلِ «قداست» و «توحش» است. 

گویی بالای این خاک که بایستی، صدایِ ضجه‌ درها و پنجره‌هایی که در آتشِ تعصبِ وهابیون سوختند، تو را فرا می‌خواند.

تلخ‌ترین منظره‌ جهان

قبرستان بقیع پس از مسجدالنبی، از مهم‌ترین مکان‌های جهان اسلام است. اما دلیلِ محبوبیت و در عین حال اندوهِ آن، حجمِ جنایتی است که در آن رخ داده است. 

طبق روایات، این زمین مدفنِ بزرگانِ دین است. اما شاید برایتان جالب باشد اگر بشنوید که تلخیِ فاجعه در روزِ تخریب، تنها در فروریختنِ آجرها نبود. 

وهابیت، با هم‌سطح کردنِ قبور با خاک، در واقع آدرسِ پناهگاه را دزدید. آن‌ها بقیع را به بیابانی لال تبدیل کردند تا زائر نداند صورتش را روی کدام تَلِ خاک بگذارد و بغضش را کجا بشکند.

ظرفیتِ تمام‌نشدنیِ کینه

قبرستان بقیع با آن وسعتِ خاکی‌اش توانسته لقبِ ویران‌ترین و غریب‌ترین قبرستان جهان را از آن خود کند، و شگرفیِ این مکان در ظرفیتِ تمام‌نشدنیِ آن برای بیدار کردنِ اندوه است.

با وجود گذشتِ یک قرن از آن هجومِ وحشیانه، جایِ زخمِ کلنگِ وهابیت روی این خاک، هنوز تازه است.

آغوشی که با وجودِ ویرانیِ کامل و حضورِ چکمه‌پوشانی که مانعِ نزدیک شدن به قبرها می‌شوند، همچنان به رویِ دل‌هایِ شکسته باز است.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha