باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - مرحله بعدی جنگ ایران با عدم قطعیت بالا همراه است و کشورهای حاشیه خلیج فارس در مرکز تشدید احتمالی قرار دارند، هم به عنوان اهداف محتمل و هم به عنوان شرکای مهم آمریکا. پیش از درگیری کنونی، کشورهای خلیج فارس کلید حل نگرانیهای گسترده درباره ایران به شیوههایی غیر از جنگ محسوب میشدند. روابط متنوع این کشورها به پیشبرد منافع آمریکا کمک کرد. عمان برای مدتها میانجی خاموش بین آمریکا و ایران بوده است. قطر نیز کانالهایی با رهبری ایران حفظ کرد که مذاکرات برای آزادی زندانیان آمریکایی را تسهیل میکرد. عربستان سعودی با وجود بدگمانی عمیق نسبت به تهران، گامهای اولیه برای احیای روابط با ایران برداشته بود؛ و امارات نیز روابط اقتصادی دیرینه با ایران را حفظ کرده بود.
اما با ادامه جنگ، این پویاییها که به نفع کشورهای خلیج فارس و در بسیاری موارد منافع آمریکا بود، در حال تغییر است. آنچه جنگ در نهایت برای کشورهای خلیج فارس و روابط آمریکا با آنها معنا خواهد داشت، به پاسخ چند سوال باز بستگی دارد.
آیا «وضعیت عادی جدید» تداوم خواهد یافت؟
از زمان آغاز حملات پاسخ، ایران زیرساختهای نفت و گاز و منافع تجاری کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده است. هدف، تحت فشار قرار دادن این کشورها برای اعمال نفوذ بر آمریکا و اسرائیل برای توقف حملات بوده است. در حملات اخیر و قابل توجه به تأسیسات گازی راس لفان قطر، تهران نشان داد که میتواند دامنه حملات خود را گسترش دهد. اما این رویکرد همچنین خطرات قابل توجهی دارد. فرض اینکه ایران میتواند به کالیبره کردن حملات خود برای جلوگیری از تشدید ناخواسته ادامه دهد، خطرناک است.
آیا انصارالله وارد جنگ خواهند شد؟
نگرانی فوری این است که انصارالله در یمن، یا به نفع خود یا برای حمایت از ایران، وارد درگیری شوند. اگر این گروه وارد عمل شود، احتمالاً با از سرگیری حملات به کشتیهای عبوری از دریای سرخ و تنگه بابالمندب خواهد بود که جریان ۱۲ درصد دیگر از نفت دریایی جهان و ۸ درصد از تجارت جهانی الانجی را تهدید میکند. صرف نظر از اینکه اقدامات انصارالله در هفتههای آینده چگونه پیش رود، درگیری داخلی آن بدون شک ادامه خواهد یافت.
آیا وحدت شورای همکاری خلیج فارس شکسته خواهد شد؟
با طولانی شدن درگیری، ایران ممکن است به طور فزایندهای برای شکستن وحدت شورای همکاری خلیج فارس تلاش کند. تاکنون، در مواجهه با حملات ایران، پویایی «تجمع حول پرچم» قابل توجهی وجود داشته که اختلافات بین کشورهای خلیج فارس را پوشانده است. اما ایران احتمالاً معتقد است شکستن این وحدت به نفع آنهاست. توانایی شورای همکاری خلیج فارس در حفظ صدای واحد بر توانایی آنها برای حمایت از پایانی برای درگیری که ثبات کل منطقه را پیش ببرد، تأثیر خواهد گذاشت.
آیا بیثباتی داخلی در خلیج فارس افزایش خواهد یافت؟
از زمان آغاز جنگ، اخبار کمی درباره بیثباتی داخلی در کشورهای خلیج فارس منتشر شده است. با این حال، هر چه درگیری بیشتر طول بکشد، میتواند هر کشور را به طرق مختلف تحت تأثیر قرار دهد. سه نکته در اینجا قابل توجه است: اول، فرصتهای اقتصادی و امنیت فیزیکی شهروندان و مقیمان تحت تأثیر این درگیری قرار گرفته است. دوم، فشار اقتصادی بر جمعیت مقیم و کارگران مهاجر شدیدتر از شهروندان خواهد بود. سوم، ایران ممکن است از روابط موجود با جمعیتهای اقلیت در کشورهای خلیج فارس استفاده کند.
آیا کشورهای خلیج فارس به سمت چین و روسیه متمایل خواهند شد؟
کشورهای خلیج فارس بدون شک سعی خواهند کرد امنیت خود را از طریق مشارکت نزدیکتر با ایالات متحده تقویت کنند. اما بسته به نتیجه این درگیری، برخی از آنها ممکن است نگرانیهایی درباره قابلیت اعتماد آمریکا به عنوان شریک اقتصادی و امنیتی ایجاد کنند. اگر این اتفاق بیفتد، برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است با تقویت روابط با روسیه و چین، گزینههای مشارکت خود را فراتر از آمریکا گسترش دهند. این امر میتواند دنبال کردن منافع آمریکا در منطقه را دشوارتر کند.
کشورهای خلیج فارس مدتهاست ثابت کردهاند که روابط خود را با ایران و سایر گروهها برای پیشبرد منافع خود حفظ میکنند. این کانالها برای انتقال پیامها مفید بودهاند، اما دولت ترامپ نباید توانایی کشورهای خلیج فارس را در استفاده از همین کانالها برای اقداماتی که ممکن است منافع بلندمدت آمریکا را تضعیف کند، دستکم بگیرد. یافتن راهحلی برای این وضعیتهای بالقوه، پروژهای بلندمدت خواهد بود که حتی پس از حل و فصل درگیری فوری به توجه متمرکز دولت ترامپ نیاز دارد.
منبع: شورای آتلانتیک