باشگاه خبرنگاران جوان - فایننشال تایمز در یادداشتی به قلم «کریس کربس» بنیانگذار «گروه کربس استاموس» و مدیر پیشین آژانس امنیت سایبری و زیرساخت آمریکا مینویسد: تنگه هرمز در باریکترین نقطه خود تنها ۲۱ مایل عرض دارد؛ گذرگاهی که حدود ۲۵ درصد نفت مبادلهشده جهان از آن عبور میکند و همین موضوع، همواره کانون توجه تحلیلگران بوده است.
اما آنچه در سایه این تمرکز کمتر دیده شده، نقش حیاتی این تنگه در انتقال مواد اولیه کودهای شیمیایی است؛ موادی که بهطور مستقیم ستون فقرات حدود نیمی از تولید غذای جهان را تشکیل میدهند. اکنون، در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، این گذرگاه عملاً با اختلال جدی مواجه شده است؛ آن هم درست در مقطعی حساس که کشاورزان نیمکره شمالی در حال تزریق نیتروژن به مزارع خود هستند.
کشورهای حوزه خلیج فارس حدود ۴۹ درصد از تجارت جهانی اوره و ۳۰ درصد از آمونیاک را در اختیار دارند؛ دو عنصر فاسدشدنی، اما حیاتی در چرخه نیتروژن که کشاورزی پربازده مدرن بدون آنها عملاً ممکن نیست. با توقف این زنجیره، پیامدها بهصورت تدریجی، اما عمیق در خاک، تصمیمات کشت و در نهایت در امنیت غذایی جهان ظاهر میشود.
هماکنون نشانههای اولیه این بحران آشکار شده است. برآوردها از سطح زیر کشت ذرت در حال کاهش است، چرا که کشاورزان به سمت کشت سویا—که نیاز کمتری به نیتروژن دارد—روی آوردهاند. این تغییر، حتی پیش از کاشت بذر، به معنای تثبیت کاهش بازده تولید در ماههای آینده است.
در این میان، نباید نقش بحرانهای پیشین را نادیده گرفت. پیش از آغاز جنگ، نظام غذایی جهان بهدلیل پیامدهای جنگ جنگ اوکراین نیز تحت فشار بود. روسیه و اوکراین همچنان حدود یکچهارم تجارت جهانی گندم را در اختیار دارند و بیش از ۴۰۰ میلیون نفر در خاورمیانه و شرق آفریقا طی سه سال گذشته تحت تأثیر این شوک قرار گرفتهاند. بنابراین، انسداد تنگه هرمز نه یک سیستم سالم، بلکه ساختاری از پیش آسیبدیده را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
در این میان، سه «ساعت بحران» بهطور همزمان در حال تیکتاک هستند:
نخست، «ساعت کشاورزی» که بر حسب هفتهها حرکت میکند. گندم زمستانه در آمریکا، اروپا و بخشهایی از خاورمیانه طی سه تا چهار هفته آینده نیازمند آخرین مرحله کوددهی نیتروژنی است؛ اختلال در این روند، مستقیماً بر تولید اثر میگذارد.
دوم، «ساعت امنیت غذایی» که بر حسب ماهها سنجیده میشود. کشورهای وابسته به واردات تنها ذخایری محدود دارند که پاسخگوی اختلال کوتاهمدت است، نه یک بحران فصلی. مناطقی مانند شاخ آفریقا که همین حالا نیز در آستانه قحطی قرار دارند، با این شوک به مرز فروپاشی نزدیکتر میشوند.
و سوم، «ساعت ژئوپلیتیک» که پیامدهای آن در بازه زمانی چندساله نمایان میشود. تجربه نشان داده افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی قیمت مواد غذایی، طی ۶ تا ۱۸ ماه میتواند به بیثباتی سیاسی در کشورهای شکننده منجر شود.
در این چارچوب، آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً یک بحران مقطعی در بازار انرژی یا حملونقل نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم یک خطای راهبردی است. اقدام نظامی دونالد ترامپ و متحدانش علیه ایران، بدون در نظر گرفتن پیامدهای زنجیرهای در اقتصاد جهانی، عملاً یکی از حیاتیترین شریانهای تأمین غذا در جهان را در معرض اختلال قرار داده است. تحلیلهای روز در حوزه کشاورزی و بازارهای جهانی نیز این نکته را تأیید میکند که شوک در تأمین کودهای شیمیایی، حتی از شوک انرژی نیز میتواند مخربتر باشد، زیرا مستقیماً تولید غذا را هدف قرار میدهد.
در چنین شرایطی، پیشنهادهایی مانند تضمین عبور کشتیها یا حمایت مالی از کشتیرانی، هرچند ضروری، اما ناکافی به نظر میرسند. چرا که بحران کنونی، پیش از آنکه فنی یا لجستیکی باشد، ریشه در یک تصمیم سیاسی و نظامی دارد که بدون محاسبه دقیق، جهان را به لبه یک بحران چندلایه سوق داده است.
واقعیت این است که اگر طی دو هفته آینده جریان انتقال کود از تنگه هرمز از سر گرفته نشود، جهان وارد فاز کمکهای اضطراری غذایی خواهد شد؛ و اگر این اختلال به چهار هفته برسد، باید منتظر موجی از بیثباتیهای اقتصادی و سیاسی در مناطق مختلف بود.
امروز دیگر زمان حرکت بر اساس تقویم دیپلماتیک نیست؛ جهان ناگزیر است بر اساس تقویم کشاورزی تصمیم بگیرد—تقویمی که هر روز تأخیر در آن، میتواند به قیمت امنیت غذایی میلیونها انسان تمام شود.