تحلیل آنتی‌وار نشان می‌دهد تجاوز به ایران نه یک استراتژی، که عادتی خطرناک با هزینه‌های غیرقابل‌انکار است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - جنگ علیه ایران به عنوان «استراتژی» به خورد افکار عمومی داده می‌شود، اما واقعیت چیزی جز تکرار یک عادت خطرناک نیست. الگویی تکراری با اهداف مبهم، توجیهات حقوقی کش‌دار و وعده‌های توخالی درباره محدود ماندن هزینه‌ها. اما صورت‌حساب سرانجام می‌رسد؛ در خون ملت‌ها، ثبات اقتصاد جهانی و اعتبار بین‌المللی.

در این دور از ماجراجویی، هزینه‌ها در قابل‌پیش‌بینی‌ترین نقطه خود را نشان داده است: انرژی. جنگی که امنیت تنگه هرمز را هدف گرفته، تنها به «طرف مقابل» آسیب نمی‌زند. این آبراه که در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (۲۰ درصد مصرف جهانی) را جابجا می‌کرد، اکنون به خط مقدم رویارویی با اراده ایران تبدیل شده است. بازارها، اما به شعار‌ها اعتنا نمی‌کنند؛ آنها ریسک را قیمت‌گذاری می‌کنند و هزینه آن را به خانه‌ها و شرکت‌ها در سراسر جهان تحمیل می‌نمایند.

ایران؛ نقطه اتکای معادلات جهانی انرژی

اقتصاد‌های بزرگ از جمله آمریکا، درون شبکه‌ای از قیمت‌های جهانی انرژی گرفتار شده‌اند. مقامات واشنگتن اکنون با اذعان به افزایش قیمت‌ها، عمق تأثیرگذاری ایران بر بازار‌های جهانی را تأیید می‌کنند. ایران ثابت کرده که توانایی به هم زدن معادلات انرژی جهان را دارد و این برگ برنده‌ای است که در برابر زورگویی‌ها از آن بهره می‌گیرد.

بهانه چین؛ استراتژی بد در برابر قدرت‌های نوظهور

یکی از توجیهات رایج برای حمله به ایران، «زاویه چین» است: ایران با چین تجارت می‌کند، پس شکست ایران به معنای شکست چین است. این منطق تا زمانی که با واقعیت مقایسه نشود، فریبنده به نظر می‌رسد.

تجارت دوجانبه آمریکا و چین در سال ۲۰۲۴ بالغ بر ۶۵۸.۹ میلیارد دلار بوده است. این یک آمار حاشیه‌ای نیست، بلکه ویژگی ساختاری اقتصاد جهانی است. وقتی دو اقتصاد در این مقیاس به هم پیوسته باشند، «آسیب زدن» به یکی، یک حرکت شطرنجی هوشمندانه نیست، بلکه خودزنی آشکار است.

صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که محدودیت‌های تجاری بیشتر می‌تواند «تولید اقتصادی جهانی را تا ۷ درصد در بلندمدت کاهش دهد». این شعار نیست، پیش‌بینی هزینه‌هایی است که به صرف خواست یک استراتژیست از میان نمی‌روند.

چین حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند. اگر برنامه جنگ‌طلبان قطع همین مسیر باشد، قابل‌تصورترین اهرم مسری در جهان را انتخاب کرده‌اند. همان نقطه خفگی که قرار است پکن را تحت فشار بگذارد، همه را تحت فشار می‌گذارد. وقتی کشتیرانی کند می‌شود، حق بیمه‌ها افزایش می‌یابد، نرخ حمل و نقل بالا می‌رود و قیمت نفت جهش می‌کند. این «مشکل چین» نیست، مسئله‌ای جهانی است که ایران آن را مدیریت می‌کند.

 ایران و درس هسته‌ای برای جهان

جنگ‌طلبان به داستان هیجان‌انگیز «چند هفته تا بمب» پناه می‌برند. اما ارزیابی تهدید سالانه ۲۰۲۵ جامعه اطلاعاتی آمریکا به صراحت اعلام کرده که ایران «در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست». این قضاوت توسط گزارش‌های متعدد اطلاعاتی تأیید شده است.

تاریخ برای تبلیغات جنگ جایگاهی ندارد. برآورد ملی اطلاعات سال ۲۰۰۷ نتیجه‌گیری کرد که «با اطمینان بالا»، تهران برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را در پاییز ۲۰۰۳ متوقف کرده است. واقعیت فنی ترکیبی از توانایی، ابهام و اختلافات نظارتی است، نه بمبی قریب‌الوقوع.

مخرب‌ترین اثر جنگ «پیشگیرانه» چیزی نیست که نابود می‌کند، بلکه چیزی است که به جهان می‌آموزد. کره شمالی صریح‌ترین درس را ارائه داده: رژیمی فقیر و منزوی، با دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای، مصونیت استراتژیک خریداری کرده است.

شکست عملیات ژوئن ۲۰۲۵؛ نمادی از ناکامی نظامی

حملات ژوئن ۲۰۲۵ آمریکا که سه سایت اصلی هسته‌ای ایران را هدف گرفت و ترامپ آنها را «محو شده» اعلام کرد، نمونه‌ای از این ناکامی است. ارزیابی‌های بعدی آمریکا نشان داد که تنها یکی از سه سایت نابود شده و سایرین آسیب محدودی دیده‌اند. کارزاری که در بهترین حالت تأخیری موقت ایجاد می‌کند، به هر دولت تهدیدشده می‌آموزد بهتر پنهان شود و سریع‌تر کار کند.

اگر هدف، جهانی عاری از سلاح هسته‌ای است، بدترین تبلیغ، جنگی است که به هر دولت نگران می‌گوید: هرگز بدون بازدارنده گرفتار نشو.

دیپلماسی یا تئاتر؛ تجربه‌ای که ایران تکرار نکرد

در فوریه ۲۰۲۶، مذاکرات ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان برگزار شد. عمان از پیشرفت خبر داد، اما روز‌ها بعد، حملات هوایی مسیر دیپلماتیک را نابود کرد. پیام به جهان آشکار بود: مذاکرات می‌توانند تا لحظه‌ای که کنار گذاشته شوند، ادامه یابند.

برجام نیز تلاشی برای مهار برنامه هسته‌ای ایران بود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجرای تعهدات ایران را تأیید کرد، اما آمریکا در مه ۲۰۱۸ از آن خارج شد. یک توافق بین‌المللی به‌عنوان سیاستی برگشت‌پذیر تلقی شد و این بازگشت برای همه پایتخت‌ها قابل مشاهده بود.

ایران؛ قدرت بلامنازع منطقه

ایران با جمعیتی بالغ بر ۹۱ میلیون نفر و موقعیت ژئوپلیتیک بی‌نظیر، یک «نیشگون کوچک» نیست. جنگ با ایران پویایی فرسایشی ایجاد می‌کند: حملات نامتقارن، سرریز منطقه‌ای و انباشت تعهداتی که باز کردنشان دشوار است.

آمریکایی‌ها برای درک پایان این ماجرا نیازی به نظریه ندارند. افغانستان دو دهه، ۸ تریلیون دلار هزینه و بیش از ۹۰۰ هزار کشته به همراه داشت. جنگ با ایران، اما متفاوت است؛ این بار طرف مقابل کشوری است که تاریخ ثابت کرده در برابر زورگویی سر خم نمی‌کند.

جنگ با ایران احمقانه است، زیرا حرکت را با استراتژی اشتباه می‌گیرد. این شوک اقتصادی جهانی را برای اهداف مبهم به خطر می‌اندازد، نتایج هسته‌ای را تشویق می‌کند و به جهان می‌گوید که امضا‌های آمریکا با انتخاباتش منقضی می‌شوند.

جایگزین هوشمندانه، توقف استفاده از نیروی نظامی به‌عنوان ابزار پیش‌فرض سیاست، پایان دادن به تبدیل وابستگی متقابل اقتصادی به سلاح، و متوقف کردن آموزش به دولت‌ها برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای است. ایران با ایستادگی خود، این درس را به جهانیان داده است.

منبع: آنتی وار

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۷:۳۱ ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
جز نفتکشهای خودمان اجازه تردد به هیچ کشوری ندهید
انهایی که تحریم ما را میخواستند خود تحریم شدند و این آشی است که خودشان برای خودشان پختند
همه باید جریمه خیانت به ایران و ایرانی را بدهند
هند و چین و روسیه و ترکیه هم ندارد چه بظاهر دوست و چه دشمن
آخرین اخبار