باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - علی بن ابیطالب وارد میشود. بهسوی محراب میرود. نماز را آغاز میکند. صدای قرائتش، در فضای خالی مسجد میپیچد. به رکوع میرود، سپس به سجده.
در سجده است که گویی جهان را فراموش میکند. پیشانیاش بر خاک محراب میچسبد. تمام هستی او در این خضوع حل شدهاست.
از لای یکی از ستونهای تاریک، سایهای جدا میشود. عبدالرحمن بن ملجم مرادی، نزدیک میشود. نفسهایش نامحسوس است. شمشیر زهرآلودش در تاریکی میدرخشد. لحظهای درنگ میکند. سپس ضربت را فرود میآورد.
خون، گرم و تیره، بر سنگفرش سرد محراب فواره میزند و الگویی وحشتناک میسازد. امام در سجده میماند، اما اینک سجدهای از خون و زهر است.
نخستین کلماتش، بر لبهایش مینشینند: «فزت و رب الکعبه». حالا فضای مساجد لرستان، با نورهای کمفروغ لامپهای زردرنگ روشن شدهاست. تاریخ: ۲۱ رمضان ۱۴۰۴. ساعت: نزدیک به نیمهشب.
پارچههای مشکی بزرگ، بر دیوارها و دور محراب آویخته شدهاند. روی برخی از آنان، با خطی درشت و سفید، نوشتهاند: «یا علی» یا «سلام بر شهید محراب».
مردم روی فرشهای خیابان نشستهاند. صفهای منظم نمازگزاران شکسته شده. برخی به دیوار تکیه دادهاند، برخی سر بر زانوهایشان گذاشتهاند.







