حادثه و حاشیههای رخداده در مونیخ، بار دیگر نام رضاخان را در صدر اخبار قرار داد؛ رویدادی که بهگفته ناظران، نه یک اتفاق مقطعی، بلکه بازتابی از کارنامه تاریخی و رفتارهای مسئلهدار خاندان پهلوی است.
هتک حرمت به مقدسات اسلامی و حمله به نمادهای دینی، سابقهای ریشهدار در کارنامه خاندان پهلوی دارد؛ مسیری که از دوران سرکوبگرانه رضاخان آغاز شد و در دیماه امسال، با اقدام نوهاش بار دیگر تکرار شد.
۱۷ هزار و ۱۲۳ روز پس از «نه» مردم به حکومت پهلوی، حالا آخرین بازمانده از این خاندان با فقط یک «نه» آنهم از سوی یک سناتور آمریکایی به سرزمین تحقیر تبعید شد.
رویدادهای چند روز گذشته نشان میدهد که ربع پهلوی، بیش از پیش مضحکه و آلت دست غرب شده است تا بعد از اینکه حداکثر استفاده را از او کردند، همانند دستمال استفاده شده او را به زباله دان بیاندازند.
پهلویچیها با سوءاستفاده از نداشتن حافظه تاریخی نسل جوان طوری وانمود میکنند که با بازگشت به گذشته و روی کار آمدن پهلوی آیندهای بهتر برای ایران رقم خواهد خورد.
ولیعهد خودخوانده رژیم مخلوع پهلوی درباره علت ترغیب جوانان برای حضور در خیابانها باوجود احتمال مرگ آنها، با بیمسئولیتی تمام و با لحنی توهینآمیز مدعی شد که «این جنگ است و جنگ تلفات دارد.»
درحالیکه رسانههای فارسیزبان خارجنشین تلاش میکنند جریان پهلوی را بهعنوان «آلترناتیو نجاتبخش» بهویژه در میان نسل جوان بازنمایی کنند، یک پژوهشگر سواد رسانهای این ادعا را «القای رسانهای بدون پشتوانه اجتماعی» میداند.