ایران یک بار هزینه سنگین واگذاری میدان روایت به آمریکا را در پرونده برجام پرداخت کرده است. اکنون که تفاهم جدید وارد مرحله اجرا میشود، حفظ منافع ملی تنها در گرو آنچه روی کاغذ نوشته شده نیست؛ بلکه به اندازه همان متن، به توانایی دفاع از روایت ایرانی توافق نیز وابسته خواهد بود.
خروج یکجانبه ترامپ از برجام که قرار بود زمینهساز «توافقی بهتر» به نفع آمریکا شود، امروز به بزرگترین مانع در مسیر هر توافق جدید با ایران تبدیل شده است. رئیسجمهوری آمریکا اکنون میان بیاعتمادی عمیق تهران و فشارهای سیاسی داخلی گرفتار شده؛ وضعیتی که میتوان آن را «کارمای برجام» نامید.
مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا با اشاره به خروج آمریکا از توافق هستهای گفت برجام تضمین میکرد ایران سلاح هستهای نداشته باشد، اما ترامپ آن را لغو کرد چون اوباما امضا کرده بود.
رئیسجمهور آمریکا در پیامی نوشت توافقی که با ایران در حال شکل دادن است، به مراتب بهتر از برجام خواهد بود و صلح، امنیت و ایمنی را برای اسرائیل، خاورمیانه، اروپا، آمریکا و جهان تضمین میکند.
اظهاراتی از جنس سخنان معاون دیپلماسی، اگرچه ممکن است با نیت مثبت بیان شوند، اما در عمل به «رویافروشی سیاسی» شباهت دارند؛ رویافروشیای که نه دست ایران را در مذاکرات باز میکند و نه آوردهای واقعی برای کشور دارد
تاریخِ معاصرِ ایران گواهی میدهد که هرگاه دستِ دوستی یا اعتماد به سویِ این دولت دراز شده، پاسخی جز خیانت و بدعهدی دریافت نشده است. از کودتای بیست و هشتمِ مرداد، تا ماجرای برجام که اوج روند این بدعهدی است همگی نشانههایی از یک حقیقتِ تلخ دارد: برای این سیستم، مفاهیمِ انسانی و حقوقِ بشر تنها ابزارهایی برای فشار بر مخالفان هستند و خودِ آنها هیچ پایبندیِ واقعی به این اصول ندارند.
گروه ویژه اقدام مالی دیگر یک نهاد فنی برای مبارزه با پولشویی نیست، بلکه سلاحی پنهان برای احیای تحریمهای ازکارافتاده علیه ایران است. این گروه قرار است بهعنوان سازوکاری موازی در کنار ابزارهای سنتی مانند بازگشت خودکار تحریمها که به دلیل وتوی مسکو و پکن بیاثر شدهاند عمل کند