دختر جوان: هفت ماه قبل از سوی یک پسر جوان به نام کامبیز که فوتبالیست بود مورد آزار قرار گرفتم و باردار شدم، ولی از ترس کامبیز جرئت نداشتم تا علیه او شکایت کنم.
مدتی بود که با یک زن غریبه آشنا شده بودم و قصد داشتم او را به عقد موقت خودم دربیاورم، اما به دلیل دروغهایی که به آن زن غریبه گفته بودم او به من مشکوک شده بود.
پسری در نوجوانی به خاطر حرفهای نامادری اش دست به قتل زد. این پسر به قصاص نفس محکوم شده بود که بخشیده شد و حالا نامهای به قضات دادگاه نوشته و از آنها کمک خواسته است.