باشگاه خبرنگاران جوان - تنگه هرمز و بابالمندب فقط دو مسیر باریک دریایی روی نقشه نیستند؛ این دو آبراه از مهمترین گلوگاههای زنجیره تأمین انرژی و کالا در جهان محسوب میشوند. بستهماندن همزمان این دو مسیر میتواند اثری فراتر از افزایش قیمت نفت داشته باشد و هزینه انرژی، کود، حملونقل، غلات و در نهایت قیمت کالاهای اساسی را در بسیاری از اقتصادهای جهان افزایش دهد.
تنگه هرمز در دهانه خلیج فارس قرار دارد و بخش بزرگی از صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس از این مسیر عبور میکند. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سالهای اخیر حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان از هرمز عبور کرده است؛ همچنین حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده یا LNG نیز در سال ۲۰۲۴ از این تنگه عبور کرده که بخش عمده آن مربوط به صادرات قطر بوده است.
اهمیت هرمز زمانی روشنتر میشود که بدانیم پیش از تشدید بحرانهای اخیر، روزانه حدود ۱۸ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور میکرد. این حجم معادل حدود یکپنجم مصرف روزانه نفت جهان است؛ بنابراین حتی کاهش بخشی از این جریان میتواند بازار نفت را با کمبود عرضه مواجه کند و بستهشدن کامل آن، یک شوک بسیار بزرگتر ایجاد خواهد کرد.
عامر الشوبکی، کارشناس بازار بین المللی نفت و انرژی به الجزیره گفت که انصار الله ثابت کرده است که میتواند این تنگه را از نظر تجاری «ناامن» کنند که این نتیجه بسیار به بستن کامل تنگه نزدیک است.

بابالمندب؛ گلوگاه دوم انرژی و تجارت
در سوی دیگر، تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ قرار دارد و مسیر اصلی اتصال اقیانوس هند به دریای سرخ و سپس کانال سوئز است. بر اساس دادههای مربوط به نیمه نخست سال ۲۰۲۵، حدود ۴.۲ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی در روز از بابالمندب عبور کرده است، این رقم حدود ۵ تا ۶ درصد مصرف روزانه نفت جهان را شامل میشود.
البته اهمیت بابالمندب تنها به نفت محدود نیست؛ این مسیر یکی از شریانهای اصلی انتقال کالا از آسیا به اروپا است. در صورت ناامنشدن این مسیر، کشتیها ناچار به حرکت در اطراف دماغه امید نیک در جنوب آفریقا میشوند؛ مسیری که زمان سفر را افزایش داده و مصرف سوخت، هزینه بیمه و هزینه اجاره کشتی را بالا میبرد. به عبارتی اگر تنگه بابالمندب بسته شود، کشتیها مجبور میشوند برای رسیدن به اروپا، کل قاره آفریقا (دماغه امید نیک) را دور بزنند. این امر باعث افزایش 10 تا 14 روزه زمان سفر، افزایش شدید هزینههای حملونقل، شوک به قیمت نفت و ایجاد تورم در کالاها میشود.
تجربه بحران دریای سرخ در سالهای گذشته نشان داد این مسئله تا چه اندازه میتواند بر تجارت جهانی اثر بگذارد. در مقطعی از بحران، نرخ حمل کانتینری از شانگهای به اروپا نسبت به دسامبر ۲۰۲۳ حدود ۲۵۶ درصد افزایش یافت و بسیاری از کشتیها مسیر خود را به سمت دماغه امید نیک تغییر دادند.

کشورهایی که به تنگه بابالمندب وابسته هستند را باید به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول کشورهاییاند که صادرکننده انرژی هستند. وابستگی این کشورها نیز به دو بخش قابل تقسیم است. وابستگی شدید مربوط به شرایط عربستان سعودی (صادرات از دریای سرخ) است. این کشور درحال حاضر با بسته ماندن تنگه هرمز روزانه بیش از ۵ میلیون بشکه نفت خود را از طریق بابالمندب و دریای سرخ صادر میکند. وابستگی متوسط مربوط به کشورهای امارات، قطر (صادرات LNG به اروپا) و همچنین مصر (درآمد ترانزیتی از کانال سوئز+ واردات انرژی) است.
کشورهای کویت و عراق نیز وابستگی کمی به این مسیر دارند. در بخش واردکنندگان، بیشترین وابستگی مربوط به اروپاست. کشورهای ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و یونان بیشترین وابستگی را در واردات نفت و LNG از خلیج فارس از مسیر بابالمندب و کانال سوئز دارند. از این رو، هر اختلالی در بابالمندب منجر به افزایش قیمت انرژی در اروپا میشود. هند و آسیای جنوبی نیز برای واردات نفت و LNG به این مسیر وابسته است، اما میتواند با هزینه بیشتر، این مسیر را دور بزند.

اگر هر دو تنگه همزمان بسته شوند چه اتفاقی برای نفت میافتد؟
سناریوی بستهشدن و بستهماندن همزمان تنگههای هرمز و بابالمندب را باید یک شوک چندلایه دانست. در هرمز، مشکل اصلی کاهش دسترسی بازار به نفت و LNG خلیج فارس است؛ در بابالمندب، مشکل اصلی افزایش شدید زمان و هزینه انتقال نفت و کالا میان آسیا، خاورمیانه و اروپا خواهد بود.
در شرایط فعلی نیز بازار نفت تحت فشار قرار دارد. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا که در ۹ سپتامبر منتشر شد، ذخایر جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۴۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته و اختلال عرضه در خاورمیانه در ماه اوت به حدود ۶.۷ میلیون بشکه در روز رسیده است. این نهاد میانگین کاهش عرضه را برای سهماهه چهارم سال حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز برآورد کرده است.
در چنین بازاری، بستهشدن کامل دو مسیر میتواند قیمت نفت را وارد محدودههای بسیار بالاتری کند. البته تعیین یک قیمت قطعی امکانپذیر نیست، زیرا قیمت نهایی به مدت بستهبودن تنگهها، میزان تولید جایگزین، استفاده از ذخایر راهبردی و امکان انتقال نفت از مسیرهای زمینی و خطوط لوله بستگی دارد.
با این حال، یک نشانه مهم در اختیار بازار قرار دارد: در سپتامبر ۲۰۲۶، قیمت نفت برنت در مقاطعی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است. رویترز همچنین گزارش داده که اختلال در مسیرهای صادراتی خلیج فارس موجب شده جریان صادرات نفت منطقه به حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون بشکه در روز برسد؛ یعنی حدود دو سوم سطح پیش از جنگ؛ بنابراین اگر اختلال طولانی شود، بازار فقط با افزایش قیمت مواجه نخواهد بود؛ بلکه با مسئله «کمبود فیزیکی عرضه» روبهرو میشود؛ این تفاوت بسیار مهم است، زیرا در چنین شرایطی حتی افزایش قیمت نیز لزوماً نمیتواند به سرعت نفت بیشتری وارد بازار کند.

بحران دوم بعد از نفت
بستهماندن هرمز تنها بازار نفت را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان است و تقریباً تمام صادرات LNG این کشور از مسیر هرمز عبور میکند. دادههای EIA نشان میدهد حدود یکپنجم تجارت جهانی LNG در سال ۲۰۲۴ از تنگه هرمز عبور کرده است؛ بنابراین بستهشدن این مسیر میتواند بازار گاز آسیا را نیز با فشار جدی مواجه کند.
افزایش قیمت گاز نیز مستقیماً روی قیمت برق و هزینه تولید صنایع اثر میگذارد. از سوی دیگر، گاز طبیعی یکی از مواد اولیه اصلی تولید کودهای نیتروژنه است. در نتیجه اختلال در گاز، علاوه بر افزایش قیمت انرژی، میتواند تولید و عرضه کود را نیز محدود کند.
کود؛ حلقهای که بحران انرژی را به سفره مردم وصل میکند
یکی از مهمترین پیامدهای بستهماندن هرمز، بازار کودهای شیمیایی است. تولید کودهای نیتروژنه مانند اوره به مقدار زیادی گاز طبیعی نیاز دارد و کشورهای خلیج فارس نیز از تولیدکنندگان مهم محصولات پتروشیمی و کود هستند. دادههای سازمان تجارت جهانی نشان میدهد قیمت اوره در جریان شوکهای سال ۲۰۲۶ از حدود ۴۰۰ دلار به ازای هر تن به بیش از ۸۵۰ دلار افزایش یافت و سپس عقبنشینی کرد.
بانک جهانی نیز در برآوردهای سال ۲۰۲۶ خود هشدار داده است که شوک انرژی و اختلال در عرضه مواد اولیه، فشار قابل توجهی بر بازار کود وارد کرده است. در یکی از سناریوهای این نهاد، قیمت اوره حدود ۶۰ درصد بالاتر از سطح سال ۲۰۲۵ قرار میگیرد و قیمت کلی کودها میتواند حدود ۳۱ درصد افزایش پیدا کند.
افزایش قیمت کود در نهایت به کشاورز منتقل میشود. کشاورز با هزینه بیشتری برای کود، سوخت و حملونقل مواجه میشود و بخشی از این افزایش هزینه در قیمت گندم، ذرت، برنج، روغنهای گیاهی و سایر محصولات غذایی منعکس خواهد شد.

کالاهای اساسی؛ سونامی گرانی
در صورت تداوم بستهبودن دو تنگه، اثر بحران از بازار انرژی فراتر میرود. مسیر بابالمندب و کانال سوئز برای انتقال کالاهای تولیدشده در آسیا به بازارهای اروپا اهمیت زیادی دارد. اگر کشتیها مجبور شوند از مسیر دماغه امید نیک حرکت کنند، سفر طولانیتر شده و تعداد کشتی مورد نیاز برای جابهجایی همان حجم کالا افزایش پیدا میکند.
این اتفاق به معنای افزایش هزینه سوخت، بیمه، اجاره کشتی و سرمایه در گردش شرکتهاست. در نهایت، واردکننده بخشی از این هزینه را به تولیدکننده و مصرفکننده منتقل میکند.
در بازار مواد غذایی نیز شرایط حساس است. شاخص قیمت غذای فائو در اوت ۲۰۲۶ به ۱۳۳.۳ واحد رسید؛ یعنی ۱.۹ درصد بیشتر از ماه قبل و ۲.۵ درصد بالاتر از یک سال قبل. این شاخص در اوت به بالاترین سطح خود از اواخر سال ۲۰۲۲ رسید. فائو همزمان نسبت به تأثیر آبوهوا، جنگ و اختلالات تجاری بر بازار غلات هشدار داده است.
در چنین شرایطی، افزایش هزینه حملونقل و کود میتواند فشار موجود را تشدید کند.

یک بحران، چند اثر زنجیرهای
اگر بخواهیم اثر بستهماندن همزمان هرمز و بابالمندب را بهصورت زنجیرهای خلاصه کنیم، مسیر تقریباً چنین خواهد بود:
بستهشدن تنگهها → کاهش یا تأخیر عرضه نفت و گاز → افزایش قیمت انرژی → افزایش هزینه حملونقل و تولید → رشد قیمت کود → افزایش هزینه کشاورزی → فشار بر قیمت غلات و مواد غذایی → افزایش تورم جهانی.
بانک جهانی نیز اکنون برآورد میکند قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ در نتیجه شوک خاورمیانه حدود ۲۴ درصد افزایش یابد و شاخص کلی قیمت کالاهای پایه نیز حدود ۱۶ درصد رشد کند؛ افزایشی که عمدتاً از انرژی و کود ناشی میشود؛ بنابراین بستهماندن هرمز و بابالمندب صرفاً یک موضوع نظامی یا ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه مستقیماً به هزینه زندگی میلیاردها نفر در سراسر جهان مرتبط است.
نتیجه آنکه نفت نخستین بازاری است که واکنش نشان میدهد، اما آخرین بازار نخواهد بود. پس از نفت و گاز، کود، حملونقل، غلات، مواد غذایی و کالاهای مصرفی تحت تأثیر قرار میگیرند. هرچه مدت اختلال بیشتر شود، احتمال تبدیل یک شوک موقت قیمت به یک بحران پایدارتر در زنجیره تأمین و تورم جهانی نیز بیشتر خواهد شد.
باید بسته شوند. تا این تحریم های ظالمانه را که برای کشورهای مظلوم نسخه می پیچند. خودشان هم درک کنند.
چون جز زبان زو رچیزی نمی فهمند.