باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلآرا ودودی - دانیال فرخ، طراح دیوارنگاره «شعبده نیست، پلک بزنی، محوی!» در پاسخ به این پرسش که ایده اولیه طراحی این اثر چگونه شکل گرفته است، گفت: ایده اولیه از یک خبر و روایت وایرالشده درباره فرار یا پنهانشدن دونالد ترامپ برای در امان ماندن از انتقام شکل گرفت؛ روایتی که در آن گفته شده بود ترامپ در یک باکس مواد غذایی خارجشده از هواپیما پنهان شده است.
وی ادامه داد: تلاش کردم این موضوع را از زاویهای متفاوت ببینم و آن را به یک شعبدهبازی تبدیل کنم؛ به این شکل که ترامپ وارد هواپیما میشود و در نهایت داخل یک باکس مواد غذایی «ناپدید» میشود. بنابراین تصمیم گرفتم این اتفاق را روی صحنه یک نمایش شعبدهبازی بازنمایی کنم و ترامپ را درون باکس و مقابل مخاطب قرار دهم.
فرخ در پاسخ به پرسشی درباره عناصر و نشانههای بصری بهکاررفته در این اثر، اظهار کرد: یکی از عناصر اصلی، پرندههایی هستند که معمولاً در نمایشهای شعبدهبازی برای ظاهرشدن و ناپدیدشدن استفاده میشوند، اما در اینجا به پرندههای صلح تبدیل شدهاند. از طرف دیگر، سایه شعبدهباز روی پرده، فردی را با اسلحه نشان میدهد که به سمت ترامپ نشانه رفته است.
وی افزود: این عناصر در کنار هم، دوگانه انتقام و صلح را شکل میدهند و پرندههای صلح در کنار مفهوم انتقام قرار گرفتهاند.
طراح دیوارنگاره «شعبده نیست، پلک بزنی، محوی!» در پاسخ به پرسشی درباره علت انتخاب ترامپ بهعنوان شخصیت محوری اثر، توضیح مستقیمی درباره چرایی این انتخاب ارائه نکرد، اما در توضیح ایده اولیه اثر، روایتهای منتشرشده درباره فرار یا پنهانشدن ترامپ را مبنای شکلگیری تصویر عنوان کرد.
فرخ در پاسخ به این پرسش که عنوان «شعبده نیست، پلک بزنی، محوی!» بر چه اساسی انتخاب شده است، گفت: شعار انگلیسی اثر ابتدا طراحی شد، چراکه معنای دقیقتر و اصطلاح عامیانهتری را منتقل میکرد. در ادامه، نسخه فارسی «شعبده نیست، پلک بزنی، محوی!» انتخاب شد تا تأکید کند آنچه اتفاق افتاده، شعبدهبازی نیست و این بار نمیتوان با یک ترفند از واقعیت فرار کرد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش طنز و هجو سیاسی در انتقال پیام اثر نیز گفت: استفاده از طنز و فانتزی باعث میشود ارتباط با مخاطب راحتتر شود. بسیاری از آثار شهری با زبان جدی و رسمی ساخته میشوند و تلاش کردم در این اثر از زبان و فرم متفاوتی استفاده کنم.
به گفته فرخ، استفاده از تصویر یک شعبدهباز در یک دیوارنگاره شهری در این ابعاد، میتواند توجه اولیه مخاطب را جلب کند و همین تفاوت در زبان بصری، مخاطب را از مرحله دیدن به درک تصویر و سپس فکرکردن درباره آن برساند.
فرخ در پاسخ به پرسشی درباره ارتباط اثر با تحولات سیاسی روز، اظهار کرد: ایده اولیه اثر به روایتهای منتشرشده درباره فرار یا پنهانشدن ترامپ و همچنین موضوع انتقام و صلح مربوط میشود. در این اثر تلاش شده این دو مفهوم در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
وی درباره پیام اثر برای مخاطبان ایرانی و بینالمللی نیز گفت: موضوع اصلی، قرارگرفتن انتقام و صلح در کنار یکدیگر است. با این حال، درباره تفاوت برداشت مخاطبان ایرانی و بینالمللی از اثر توضیح مستقیمی ارائه نکرد.
طراح اثر در پاسخ به این پرسش که آیا دیوارنگاره از ابتدا برای نصب در خیابان جمهوری طراحی شده است، گفت: اثر از ابتدا برای همین دیوار طراحی شد و ویژگیهای خاص محل نصب، از جمله شکست موجود در ساختار دیوار، در ترکیببندی آن تأثیر داشت.
فرخ افزود: این شکست تقریباً در نقطهای قرار دارد که میتوان آن را نقطه طلایی دیوار دانست و عنصر اصلی اثر نیز بر همین اساس در آن قسمت قرار گرفته است. سایر عناصر نیز متناسب با ساختار دیوار جانمایی شدهاند و اگر قرار بود اثر روی دیواری مربع یا فشردهتر اجرا شود، ترکیببندی آن متفاوت میشد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت طراحی برای فضای شهری با تولید آثار گرافیکی برای رسانهها یا محیطهای نمایشگاهی، بیان کرد: در یک دیوارنگاره بزرگمقیاس باید پیام بسیار خلاصه و قابل دریافت باشد و تعداد عناصر نیز زیاد نباشد. اثر شهری علاوه بر انتقال محتوا، بخشی از فضای بصری شهر است و بنابراین باید از نظر زیباییشناختی نیز مناسب باشد و باعث ایجاد شلوغی و آشفتگی بصری نشود.
فرخ ادامه داد: در طراحی یک دیوارنگاره باید به ویژگیهای خود دیوار، مسیر حرکت خودروها، یکطرفه یا دوطرفه بودن خیابان، جهت ورود و خروج مخاطبان و زاویه دید آنها توجه کرد. هر دیوار در شهر قابلیت و استاندارد خودش را دارد و طراحی باید متناسب با همان فضا انجام شود.
وی همچنین تأکید کرد که مخاطب دیوارنگاره، مخاطبی عمومی است و برخلاف محیطهای تخصصی، گروه مشخصی را شامل نمیشود؛ بنابراین فرم و زبان اثر باید برای طیف گستردهای از مردم قابل دریافت باشد.
فرخ در پاسخ به این پرسش که آثار هنری درباره مسائل روز چه تأثیری بر درک مخاطبان از اخبار و تحولات سیاسی دارند، گفت: امروز با حجم زیادی از اخبار در حوزههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی مواجه هستیم و مردم نیز صرفاً شنونده این اخبار نیستند و به نوعی درگیر مسائل هستند. همین موضوع فضای ذهنی و شناختی پیچیدهای ایجاد میکند.
وی افزود: آثار فرهنگی میتوانند باعث شوند مخاطب برای لحظهای مکث کند و درباره موضوعی که هنرمند یا یک مجموعه فرهنگی مطرح کرده است، فکر کند. این آثار میتوانند یک تلنگر برای درک بهتر موضوع باشند، اما نباید انتظار داشت یک دیوارنگاره بهتنهایی بتواند مخاطب را به فهم عمیق و کامل یک مسئله برساند.
به گفته فرخ، یک اثر شهری بیشتر میتواند نقطه شروعی برای توجه مخاطب باشد؛ حتی یک شعار طنزآمیز یا تصویری معماگونه ممکن است مخاطب را به فکر درباره موضوع وادار کند، اما رسیدن به برداشت نهایی و فهم عمیقتر، نیازمند پیگیری و تلاش خود مخاطب است.