باشگاه خبرنگاران جوان - ادعای دونالد ترامپ درباره «نابودی توان نظامی ایران» در حالی بار دیگر در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی مطرح شده که انتشار گزارشهایی از ادامه حملات موشکی ایران به مواضع آمریکا در منطقه، این ادعا را با پرسشها و واکنشهای طعنهآمیز کاربران فضای مجازی مواجه کرده است؛ تناقضی که حتی به سوژهای برای تمسخر روایت رسمی دولت آمریکا تبدیل شده است.
رئیسجمهور آمریکا طی ماههای گذشته بارها تلاش کرده است تصویری از یک پیروزی کامل و تعیینکننده در جنگ با ایران ارائه کند. ترامپ و اعضای دولت او از جمله اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مدعی شدهاند که توان نظامی ایران از بین رفته و بخش عمده زیرساختهای نظامی این کشور منهدم شده است. بسنت اخیراً حتی مدعی شد که دولت ترامپ توان نظامی ایران را «از بین برده»، نزدیک به ۱۰۰ درصد کارخانههای نظامی این کشور را نابود کرده و برنامه هستهای ایران را نیز دفن کرده است.
اما مشکل این روایت برای واشنگتن آنجاست که تحولات میدانی و حتی محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، تصویری بسیار متفاوت ارائه میدهد.

ادعایی که با واقعیت میدان زیر سؤال رفت
در حالی که مقامهای آمریکایی از نابودی توان موشکی و نظامی ایران سخن گفتهاند، گزارشهایی درباره شلیک موج جدیدی از موشکهای بالستیک ایران به سمت تأسیسات نظامی آمریکا در اردن منتشر شده است.
در همین ارتباط، در صفحهای با عنوان «پستهای تروث سوشال ترامپ» در شبکه اجتماعی ایکس، درباره شنیدهشدن انفجارهای شدید در نزدیکی تأسیسات میزبان نیروهای آمریکایی، از جمله پایگاه هوایی موفق السلطی و مواضع راهبردی نزدیک عقبه، مطلبی منتشر شد و حتی از کاربران خواسته شد برای سربازان آمریکایی دعا کنند. همین موضوع خیلی سریع به سوژه واکنش کاربران خارجی تبدیل شد.

نکته قابل توجه اینجاست که واکنشها صرفاً محدود به حمایت از ایران یا مخالفت سیاسی با ترامپ نبود؛ بخش مهمی از واکنشها بر یک تناقض ساده متمرکز شده بود: اگر توان نظامی ایران واقعاً آنگونه که ترامپ و مقامهای آمریکایی میگویند نابود شده است، پس چگونه ایران همچنان قادر است موشکهای بالستیک شلیک کند و مواضع نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد؟
همین پرسش ساده، تبدیل به محور اصلی کنایههای کاربران شد.برخی کاربران با یادآوری اظهارات قبلی ترامپ و مقامهای دولت آمریکا، ادعاهای واشنگتن را به چالش کشیدند و پرسیدند چگونه ممکن است کشوری که گفته میشود توان موشکی و نظامی آن «نابود» شده، همچنان بتواند حملات موشکی انجام دهد.

نابودی واقعی یا نابودی متوهمانه
مسئله اصلی البته فقط یک حمله یا یک موج موشکی نیست؛ بلکه به اعتبار ادعای «نابودی کامل» بازمیگردد.
در جنگ، ممکن است یک کشور بخشی از توان نظامی خود را از دست بدهد، مراکز تولید یا انبارهای تسلیحاتی آن آسیب ببینند یا بخشی از سامانههای دفاعی و موشکی آن هدف قرار بگیرد. اما تبدیل این واقعیت به ادعای «نابودی کامل توان نظامی» نیازمند شواهد بسیار گستردهتری است.

حتی گزارشهای رسانههای بینالمللی نیز نشان میدهد که تصویر موجود بسیار پیچیدهتر از ادعای پیروزی کامل واشنگتن است. آسوشیتدپرس در گزارشی که در روزهای اخیر منتشر کرده، نوشته است آمریکا در برخی اهداف خود برای تضعیف توان نظامی ایران موفقیتهایی به دست آورده، اما برخی اهداف کلیدی همچنان محقق نشده یا پیشرفت مشخصی درباره آنها وجود ندارد. این گزارش همچنین تأکید میکند که جنگ پس از حدود شش ماه همچنان به نتیجه نهایی نرسیده و مذاکرات نیز متوقف مانده است.
واشنگتنپست نیز در گزارشی از دشواری ترامپ برای دستیابی به یک پایان روشن برای جنگ سخن گفته و نوشته است که رئیسجمهور آمریکا نتوانسته تهران را به تسلیم وادار کند و به همین دلیل، فشار بر متحدان و استفاده از ابزارهای اقتصادی افزایش یافته است.
این شرایط، ادعای «پیروزی کامل» را با یک پرسش جدی مواجه میکند: اگر توان نظامی ایران واقعاً از بین رفته، چرا جنگ همچنان ادامه دارد و چرا آمریکا مجبور شده است از ابزارهای اقتصادی و فشارهای جدید استفاده کند؟

تناقضی که کاربران آن را به زبان ساده بیان کردند
شاید مهمترین بخش ماجرا همین باشد که کاربران فضای مجازی برای زیر سؤال بردن روایت رسمی واشنگتن، به تحلیلهای پیچیده نظامی یا اطلاعات محرمانه نیاز نداشتند.
آنها صرفاً تناقض میان دو گزاره را کنار هم گذاشتند؛ گزاره اول: ترامپ و مقامهای آمریکایی میگویند توان نظامی ایران نابود شده است؛ گزاره دوم: همزمان گزارشهایی از ادامه حملات موشکی ایران علیه مواضع آمریکا منتشر میشود.

همین کنار هم قرار گرفتن دو گزاره، فضای مناسبی برای طنز و کنایه علیه دولت ترامپ ایجاد کرده است.
به بیان دیگر، مسئله برای کاربران این نیست که آیا آمریکا در جریان جنگ به ایران خسارت وارد کرده یا خیر؛ بلکه سؤال این است که آیا میتوان با وجود ادامه حملات موشکی، از «نابودی توان نظامی ایران» سخن گفت؟ این همان نقطهای است که روایت رسانهای کاخ سفید با چالش مواجه میشود.

روایت پیروزی؛ از «نابودی توان نظامی» تا «ایران در حال فروپاشی»
ترامپ در روزهای اخیر حتی پا را فراتر گذاشته و در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشته است: «ایران کاملاً در حال فروپاشی است.» این اظهارنظر در شرایطی مطرح شده که جنگ همچنان ادامه دارد و واشنگتن همزمان در حال تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران است؛ از آن مهمتر این که هر حمله آمریکا به کشورمان با پاسخ چند برابری کشورمان مواجه میشود.
اسکات بسنت نیز اعلام کرده بود آمریکا وارد مرحلهای شده که آن را «D-Day اقتصادی» توصیف کرده و وعده داده است واشنگتن از تمام ظرفیتهای خود برای فشار اقتصادی بر ایران استفاده کند.

اما همین تصمیم نیز از سوی منتقدان روایت آمریکایی بهعنوان یک تناقض مورد توجه قرار گرفته است. اگر توان نظامی و هستهای ایران بهطور کامل نابود شده، چرا باید آمریکا وارد «بزرگترین عملیات مالی» علیه ایران شود؟
معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه ایران نیز همین تناقض را مورد اشاره قرار داده و پرسیده است اگر توان نظامی ایران «منهدم» شده و برنامه هستهای آن «دفن» شده، پس چرا آمریکا نیازمند اجرای بزرگترین عملیات اقتصادی خود علیه ایران است. در واقع، تغییر تمرکز واشنگتن از عملیات نظامی به فشار اقتصادی را میتوان از دو زاویه دید؛ دولت آمریکا آن را ادامه فشار برای دستیابی به اهداف خود معرفی میکند، اما منتقدان معتقدند تغییر ابزار فشار میتواند نشانه آن باشد که عملیات نظامی به تنهایی نتوانسته تهران را وادار به پذیرش خواستههای واشنگتن کند.

توهمی که واگیر دارد
جالب آنکه در داخل آمریکا نیز این روایت در حال بازتولید است. تد کروز، سناتور جمهوریخواه و از حامیان ترامپ، اخیراً از ادعای «تحقق اهداف نظامی» حمایت کرده و مدعی شده است که توان نظامی ایران و زیرساختهای تولید موشک و پهپاد این کشور بهشدت آسیب دیدهاند. او همچنین مدعی شده نیروی هوایی و دریایی ایران خسارتهای سنگینی متحمل شدهاند.
اما فاصله میان چنین ادعاهایی و استمرار جنگ، همان چیزی است که فضای مجازی روی آن دست گذاشته است.
کاربران با مشاهده اخبار مربوط به ادامه درگیریها، حملات موشکی و تلاش آمریکا برای افزایش فشار اقتصادی، این پرسش را مطرح میکنند که اگر «ماموریت انجام شده» و توان نظامی ایران از بین رفته است، چرا هنوز نیاز به ادامه فشار و جنگ وجود دارد؟

آنچه در این میان اهمیت دارد، فراتر از یک درگیری لفظی میان ترامپ و کاربران شبکههای اجتماعی است. جنگ امروز علاوه بر میدان نظامی، در عرصه روایت نیز جریان دارد. امروز آمریکا تلاش دارد عملیات نظامی خود را موفق و تعیینکننده نشان دهد و در مقابل، جمهوری اسلامی ایران بر تداوم ظرفیتهای دفاعی و توان پاسخگویی خود تأکید دارد و ان را هم به خوبی نشان داده است.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که کاربران فضای مجازی بتوانند درباره میزان دقیق خسارت واردشده به نیروهای نظامی ایران یا آمریکا داوری قطعی کنند؛ چنین ارزیابیای نیازمند اطلاعات میدانی و منابع مستقل است. اما از منظر جنگ روایتها، اتفاق مهمی رخ داده است: ادعای «نابودی توان نظامی ایران» دیگر یک گزاره بدیهی و پذیرفتهشده نیست و حتی در شبکههای اجتماعی با پرسش و کنایه مواجه میشود.

گزارشهای رسانهای اخیر نیز نشان میدهد که جنگ برخلاف پیشبینیهای اولیه همچنان ادامه دارد و آمریکا در کنار اقدامات نظامی، به سمت افزایش فشار اقتصادی حرکت کرده است. از این منظر، انتشار گزارشهایی درباره ادامه توان موشکی ایران، حتی اگر بهتنهایی برای اثبات میزان واقعی توان نظامی تهران کافی نباشد، دستکم یک سؤال جدی درباره ادعاهای واشنگتن ایجاد میکند: اگر توان نظامی ایران واقعاً نابود شده است، پس این موشکها از کجا میآیند؟
سؤالی که این بار نه فقط در رسانههای رسمی، بلکه در میان کاربران فضای مجازی نیز به شکل گسترده مطرح شده و ادعای ترامپ را به سوژهای برای کنایه و تمسخر تبدیل کرده است. در واقع، شاید مهمترین چالش پیش روی روایت ترامپ همین باشد؛ برای اثبات پیروزی، صرفاً تکرار ادعای پیروزی کافی نیست؛ میدان و واقعیتهای پس از آن نیز باید این ادعا را تأیید کنند.
شاید فران لیبوویتز نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی درست مینویسد که ریشه رفتارهای ترامپ دیوانگی او نیست، بلکه حماقت اوست، شما هیچکس را به این کودنی نمیشناسید، او به شکلی باورنکردنی احمق است.