روزنامه «نیویورک تایمز» در تحلیلی با اشاره به ناکامی آمریکا در دستیابی به اهدافش پس از شش ماه جنگ، از گرفتار شدن ترامپ در باتلاق ایران خبر داد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ ستایش اسکندری – روزنامه «نیویورک تایمز» در یادداشتی نوشت ترامپ چند روز پیش تصویری قهرمانانه از خودش منتشر کرد که در پس‌زمینه آن یک ناو هواپیمابر، چند هواپیمای جنگی و پرچم‌های آمریکا دیده می‌شد.

در گوشه پایین سمت چپ تصویر، رئیس‌جمهور پیشین، جورج دبلیو. بوش، و تابلویی با این نوشته قرار داشت: «مأموریت انجام نشد؛ ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱». در گوشه دیگر نیز تابلویی درباره خود ترامپ دیده می‌شد که روی آن نوشته بود: «مأموریت انجام شد؛ ۲۰۲۶».

اما واقعیت این نیست. جنگ ترامپ در ایران که روز جمعه شش‌ماهه شد، به هیچ وجه پایان‌یافته یا موفقیت‌آمیز نیست.

پس از گذشت شش ماه، این درگیری به باتلاقی تبدیل شده که خود ترامپ آن را ایجاد کرده است؛ جنگی بدون اهداف روشن، بدون راهبرد مشخص و بدون چشم‌اندازی برای پایان یافتن.

ترامپ که با مخالفت با «جنگ‌های بی‌پایان» آقای بوش به قدرت رسید، اکنون ریاست‌جمهوری خود را بر نسخه‌ای از همان جنگ‌ها بنا کرده است.

برای ترامپ، این وضعیت می‌تواند بدترین حالت ممکن باشد. او در برزخی آزاردهنده میان جنگ تمام‌عیار و مذاکره گرفتار شده است.

با وجود تهدید‌های شدید و پر سر و صدایش، نمی‌خواهد بمباران گسترده را از سر بگیرد؛ اما تاکنون نیز نتوانسته توافقی برای پایان دادن به جنگ، با شرایطی قابل قبول، ایجاد کند.

او پیروزی‌ای ندارد که بتواند به نام خود ثبت کند، اما از نظر سیاسی هزینه جنگ را می‌پردازد؛ هزینه‌ای که به اقتصاد آمریکا و شانس حزب او در انتخابات پاییز وارد می‌شود.

ترامپ در پاسخ به خبرنگاران و در حالی که علاقه خود به مذاکره با ایران در شرایط کنونی را رد می‌کرد، گفت: «چیز زیادی برای گفت‌و‌گو وجود ندارد. ما نمی‌خواهیم با آنها صحبت کنیم؛ به دنبال دیدار یا چنین چیزی نیستیم.

تنگه باز است؛ ما کشتی‌های زیادی را می‌گیریم و هر روز میلیون‌ها و میلیون‌ها بشکه نفت از تنگه خارج می‌شود.».

اما در واقع، تنگه هرمز همچنان مسیری بی‌ثبات است و تنها بخش کوچکی از رفت‌وآمد کشتی‌ها پیش از جنگ در آن انجام می‌شود. این وضعیت بازار‌های نفت را دچار نوسان کرده است.

اگرچه جنگباعث کشته شدن رهبر ایران شد، پسر او رهبر بعدی ایران شد و حکومت جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست.

ریچارد ان. هاس، که هنگام حمله بوش به عراق در سال ۲۰۰۳ مدیر برنامه‌ریزی سیاستی در وزارت خارجه آمریکا بود، گفت «جنگ با ایران یک افتضاح راهبردی بوده است. این واقعیت سخت ماجراست.

ترامپ می‌تواند اعلام کند که مأموریت انجام شده است. او می‌تواند مانند بسیاری از مواقع تلاش کند این استدلال را به مردم بقبولاند و تقریباً واقعیت را خودش بسازد.

اما فروش این ادعا بسیار، بسیار دشوار خواهد بود. هیچ چیزی وجود ندارد که نشان دهد ما اکنون وضعیت بهتری داریم یا این جنگ ارزشش را داشته است.»

مارک دوبوویتز، مدیرعامل بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، گفت «می‌دانم این حرف برخلاف باور رایج است، اما معتقدم ترامپ در رویارویی با حکومت ایران هیچ‌گاه تا این اندازه ضعیف نبوده است.»

دوبوویتز گفت ایران اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا وارد مذاکره جدی شود یا دو سال آینده را زیر فشار اقتصادی سپری کند. او افزود ما نه در صلح هستیم و نه درگیر عملیات‌های جنگی گسترده‌ایم.

صرف‌نظر از نتیجه نهایی، جنگ ایران به یکی از بزرگ‌ترین قمار‌های دوره ترامپ، دست‌کم در حوزه سیاست خارجی، تبدیل شده است. این جنگ همچنین نمونه‌ای از تفاوت رویکرد او در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش با دوره اول است.

چهار سال نخست حضور او در قدرت با سیاستی درون‌گراتر و مبتنی بر شعار «اول آمریکا» تعریف می‌شد؛ سیاستی که واکنشی به مداخله‌گرایی بوش بود.

اما ترامپ سال گذشته با آمادگی بیشتری برای استفاده از قدرت آمریکا در خارج از کشور به کاخ سفید بازگشت و ظاهراً مصمم‌تر بود جهان را مطابق خواست خود تغییر دهد.

قطع کردن سران حکومت ونزوئلا، تهدید‌های او برای تصرف گرینلند، کانال پاناما و کوبا، و حتی تغییر نام دریاچه انتاریو به «دریاچه آمریکا» در همین هفته، همگی نشان می‌دهند که او رئیس‌جمهوری است که به میراث خود می‌اندیشد و می‌خواهد خارج از مرز‌های آمریکا نیز اثری از خود باقی بگذارد.

با این حال، اکنون هدف اصلی او این است که راهی برای خروج از جنگ پیدا شود؛ راهی که بتوان آن را به نوعی پیروزی نشان داد.

در مورد اهدافی که ترامپ در آغاز جنگ تعیین کرده بود، تقریبا هیچ کدام از آنها محقق نشده‌اند. او دوست دارد ادعا کند که نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران را نابود کرده است، اما تهران همچنان توانایی شلیک به پایگاه‌های آمریکا و متحدان این کشور در منطقه را دارد.

روزی که ترامپ پیش‌بینی کرده بود مردم ایران با آغاز جنگ علیه این کشور درست به شورش برای تغییر حکومت خود می‌زنند، هرگز فرا نرسید.

سناتور جک رید، ارشدترین عضو دموکرات کمیته نیرو‌های مسلح سنا، در بیانیه‌ای گفت «ترامپ آمریکا را درگیر یک شکست تاریخی در سیاست خارجی کرده است.

پس از شش ماه، حتی یک هدف نیز محقق نشده است. در واقع، او جایگاه ما را در خاورمیانه و جهان به شکل قابل توجهی تضعیف کرده است.»

هاس که هنگام کار در دولت بوش نسبت به طرح او برای حمله به عراق تردید داشت و بعد‌ها کتابی درباره شکست آن جنگ با عنوان «جنگ ضروری، جنگ انتخابی» نوشت، گفت به شکل غیرمنتظره‌ای، هم آن جنگ و هم جنگ ترامپ باعث قدرتمندتر شدن ایران شده‌اند.

هاس اشاره کرد که در مورد عراق، پس از سرنگونی صدام حسین، ایران به نیروی مسلط در کشور همسایه خود تبدیل شد. اکنون نیز ایران با مختل کردن رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز، توانایی خود را برای ایجاد آشفتگی در بازار‌های جهانی انرژی نشان داده است.

او گفت: «ایران از نظر راهبردی، از هر دو جنگ سود برده است.»

البته ترامپ با این نظر مخالفت خواهد کرد. او بار‌ها ادعا کرده است که تاکنون در برابر ایران پیروز شده است. او در ۷ مارس، یعنی تنها کمی بیش از یک هفته پس از آغاز جنگ، اعلام کرد: «ما همین حالا هم پیروز شده‌ایم.»

او در ۲۵ آوریل گفت «ما در همه چیز پیروز شدیم؛ همه برگنده دست ماست.» او در ۶ مه گفت: «ما همین حالا جنگ را برده‌ایم.» و در ۱۱ ژوئن گفت: «نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه، اما ما امروز جنگ با ایران را تمام کردیم.»

پست این هفته او با عنوان «مأموریت انجام شد»، اشاره‌ای به سخنرانی ناموفق خود آقای بوش بود.

بوش چند هفته پس از حمله اولیه به عراق در سال ۲۰۰۳، در برابر تابلویی با همین عبارت و روی ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن سخنرانی کرده بود.

آن اعلام پیروزی بعد‌ها نمادی از اعلام زودهنگام پیروزی دانسته شد. اگر ترامپ هنگام استفاده از این عبارت به جنبه طنزآمیز و متناقض آن توجه داشت، چیزی نشان نداد؛ اما بسیاری دیگر به این تناقض اشاره کردند.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار