باشگاه خبرنگاران جوان، مهدی سیف تبریزی - گزارش تازه شبکه «انبیسی نیوز» آمریکا از خسارت «بیسابقه» حملات ایران به تأسیسات اطلاعاتی و تجهیزات جاسوسی این کشور در منطقه، ابعاد تازهای از جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران را آشکار کرده است. این شبکه به نقل از چهار مقام مطلع گزارش داده که حملات موشکی و پهپادی ایران به ساختمانها و تجهیزات مورد استفاده سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دیگر نهادهای اطلاعاتی این کشور آسیب زده و هزینه تعمیر و جایگزینی آنها به میلیاردها دلار خواهد رسید. به گفته منابع «انبیسی»، میزان این خسارت از هر آسیب پیشین به تأسیسات اطلاعاتی آمریکا فراتر رفته و حتی در واشنگتن بحث تأمین بودجه برای بازسازی این مراکز مطرح شده است. اهمیت گزارش زمانی بیشتر میشود که بدانیم این بار سخن فقط از آسیب به چند پایگاه نظامی نیست؛ بخشی از سامانههای راداری، تجهیزات نظارتی، ایستگاههای شنود الکترونیکی، ارتباطات ماهوارهای و مراکز پردازش داده که برای دیدن، شنیدن و تحلیل تحولات منطقه مورد استفاده قرار میگرفتند نیز هدف موشکها و پهپادهای نیروهای نظامی کشورمان قرار گرفتهاند.
این گزارش البته در خلأ منتشر نشده است. طی ماهها و هفتههای گذشته، چندین رسانه معتبر غربی با استفاده از تصاویر ماهوارهای و بررسیهای مستقل، ابعاد خسارت واردشده به زیرساخت نظامی آمریکا در منطقه را بسیار فراتر از روایتهای اولیه واشنگتن توصیف کردهاند. واشنگتنپست پس از بررسی بیش از ۱۰۰ تصویر ماهوارهای، اصالت ۱۰۹ تصویر را با مقایسه دادههای ماهوارهای دیگر منابع، راستیآزمایی کرد و به این نتیجه رسید که دستکم ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات در ۱۵ سایت نظامی آمریکا در منطقه آسیب دیده یا منهدم شده است؛ از آشیانه و انبار و تأسیسات سوخت گرفته تا تجهیزات راداری، ارتباطی و دفاع هوایی. این روزنامه همچنین به نقل از کارشناسان نظامی تأکید کرد که دقت حملات ایران نشان میدهد توان هدفگیری تهران از آنچه ارتش آمریکا پیشبینی کرده بود بسیار بیشتر بوده است.
از این منظر، گزارش جدید «انبیسی نیوز» را باید بیش از یک خبر درباره خسارت چند مرکز جاسوسی دید. آنچه در حال آشکار شدن است، تغییر در یکی از مهمترین معادلات امنیتی منطقه است: آمریکا برای دههها تلاش کرده بود با ایجاد شبکهای گسترده از پایگاهها، رادارها، سامانههای ارتباطی و مراکز اطلاعاتی در اطراف ایران، برتری اطلاعاتی و عملیاتی خود را تضمین کند؛ اما حملات ایران نشان داده است که این شبکه، برخلاف تصور گذشته، نهتنها در تیررس ایران قرار دارد، بلکه در صورت آغاز درگیری گسترده میتواند به یکی از نقاط آسیبپذیر و ضعف واشنگتن تبدیل شود.
اهمیت راهبردی حملات ایران زمانی روشنتر میشود که بدانیم ارزش یک مرکز اطلاعاتی صرفاً به ساختمان آن محدود نیست. تجهیزات شنود، رادار، ارتباطات ماهوارهای و مراکز پردازش داده در واقع چشم و گوش یک نیروی نظامی هستند. اگر چنین سامانههایی آسیب ببینند، فرماندهان نهتنها بخشی از توان نظارتی خود را از دست میدهند، بلکه هماهنگی میان نیروها و سرعت واکنش آنها نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. گزارش جدید «انبیسی» نیز دقیقاً بر همین نکته تأکید دارد و میگوید آسیبهای واردشده باعث شده مقامهای آمریکایی درباره استقرار نیروها و منابع اطلاعاتی خود در منطقه تجدیدنظر کنند.
این موضوع با یافتههای نیویورکتایمز نیز همخوانی دارد. این روزنامه در بررسی تصاویر ماهوارهای از حملات نخست جنگ گزارش داده بود که ایران به ساختارهایی در نزدیکی سامانههای ارتباطی و راداری آمریکا در دستکم هفت سایت نظامی در منطقه حمله کرده است. در میان این اهداف، تجهیزات مورد استفاده برای ردیابی موشکهای بالستیک، بشقابهای ماهوارهای و پوششهای محافظ رادارها قرار داشتند. نیویورکتایمز بر اساس الگوی حملات احتمال داده بود که یکی از اهداف ایران، مختل کردن توان آمریکا برای ارتباط و هماهنگی عملیاتی در منطقه بوده باشد؛ بنابراین اگر گزارش جدید «انبیسی نیوز» را کنار بررسیهای پیشین نیویورکتایمز و واشنگتنپست قرار دهیم، با یک روند مشخص مواجه میشویم، نه چند حادثه پراکنده. ایران در طول جنگ بهتدریج نشان داده است که میتواند اهدافی را انتخاب کند که ارزش آنها صرفاً در تعداد نیرو یا حجم تسلیحات موجود در آنها نیست، بلکه به نقشی مربوط است که در معماری نظامی و اطلاعاتی آمریکا ایفا میکنند. هدف قرار دادن چنین زیرساختهایی یعنی تحمیل هزینه در نقطهای که آمریکا برای حفظ برتری خود به آن وابسته است.
این مسئله برای واشنگتن از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارد. قدرت آمریکا در منطقه طی چند دهه گذشته تا حد زیادی بر این فرض استوار بوده که پایگاههای گسترده و شبکه اطلاعاتی آن از امنیت نسبی برخوردارند و میتوانند سک
ویی مطمئن برای عملیات نظامی باشند. اما اگر دشمنی مانند ایران بتواند بهطور مستمر این مراکز را هدف قرار دهد، دیگر صرف داشتن پایگاههای متعدد به معنای داشتن برتری قطعی نیست. اتفاقاً پراکندگی این پایگاهها میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود؛ زیرا هرچه شبکه بزرگتر باشد، نقاط بیشتری برای حفاظت و هزینه بیشتری برای بازسازی ایجاد میکند.
گزارشهای جدید رسانههای غربی نیز نشان میدهد این نگرانی در واشنگتن جدی شده است. فایننشالتایمز در گزارشی درباره آینده حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس نوشته است که پس از خسارتهای گسترده جنگ، ارزش بازسازی پایگاههای بزرگ و ثابت آمریکا در منطقه زیر سؤال رفته است. برآوردهای مطرحشده در این گزارش، هزینه تعمیر پایگاههای آسیبدیده را حدود پنج میلیارد دلار عنوان میکند و همزمان از بررسی گزینههایی برای کاهش یا تغییر شکل حضور نظامی آمریکا در منطقه خبر میدهد.
این تحول، شاید یکی از مهمترین دستاوردهای امنیتی ایران در این جنگ باشد: آمریکا را وادار کرده است درباره امنیت زیرساختهایی که سالها نماد قدرت و حضور آن در منطقه محسوب میشدند، دوباره فکر کند.
یکی از ویژگیهای مهم جنگ جاری این است که ایران توانسته بخشی از هزینههای درگیری را از داخل مرزهای خود به شبکه منطقهای آمریکا منتقل کند. طبیعی است که ایران در جریان جنگ متحمل خسارت و هزینه شده و تحریمها و فشار اقتصادی نیز فشار سنگینی بر کشور وارد کردهاند؛ اما معادلهای که واشنگتن در ابتدای جنگ تصور میکرد، ظاهراً محقق نشده است. قرار بود برتری هوایی و نظامی آمریکا و اسرائیل، ایران را در موقعیتی قرار دهد که امکان پاسخ مؤثر و پایدار نداشته باشد. با این حال، گزارشهای مستقل درباره خسارتهای واردشده به پایگاهها و اکنون تأسیسات اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد تهران توانسته هزینه قابل توجهی را به طرف مقابل تحمیل کند.
واشنگتنپست در بررسی خود نه از چند حمله نمادین، بلکه از آسیب یا انهدام دستکم ۲۲۸ سازه و تجهیزات در سایتهای نظامی آمریکا سخن گفته است. این روزنامه تصریح کرده که میزان خسارت بسیار بیشتر از آن چیزی است که دولت آمریکا در ابتدا بهصورت عمومی پذیرفته بود. حتی کارشناسانی که تصاویر را برای این روزنامه بررسی کردهاند، بر دقت حملات ایران تأکید کردهاند.
حالا گزارش «انبیسی نیوز» یک لایه مهم دیگر به این تصویر اضافه کرده است. اگر آسیب به پایگاههای نظامی را میتوان بخشی از هزینه مستقیم جنگ دانست، آسیب به شبکه اطلاعاتی و نظارتی آمریکا معنای عمیقتری دارد. واشنگتن برای حفظ توان نظامی خود در منطقه به همین شبکه وابسته است و بازسازی آن صرفاً با تعمیر چند ساختمان انجام نمیشود. تجهیزات پیشرفته اطلاعاتی و ارتباطی، سامانههای راداری و مراکز پردازش داده هزینه بالایی دارند و مهمتر از آن، جایگزینی آنها زمان میبرد. به گفته منابع «انبیسی»، همین مسئله اکنون مقامهای آمریکایی را به بازنگری درباره نحوه استقرار نیروها و منابع اطلاعاتی در منطقه واداشته است.
در این میان، یک نکته سیاسی نیز نباید نادیده گرفته شود. اگر آمریکا برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده خود مجبور به اختصاص میلیاردها دلار بودجه شود، این تنها یک هزینه مالی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر در محاسبات راهبردی واشنگتن است. کشوری که سالها تلاش کرده بود هزینه امنیت منطقه را با اتکا به برتری نظامی خود مدیریت کند، اکنون باید برای حفظ همان حضور نظامی و اطلاعاتی، منابع بیشتری اختصاص دهد و همزمان درباره آسیبپذیری پایگاههای خود تصمیم بگیرد.
رویترز نیز در تازهترین تحلیل خود از جنگ ششماهه آمریکا و ایران، از تبدیل شدن درگیری به یک جنگ فرسایشی سخن گفته است؛ جنگی که برخلاف اهداف اولیه واشنگتن، هنوز به نتیجه تعیینکنندهای نرسیده و در حوزه انرژی و تنگه هرمز نیز ادامه دارد. این خبرگزاری تأکید کرده که تحریمها اثر محدودی داشتهاند و آمریکا نیز با محدودیتهای سیاسی و اقتصادی برای تشدید بیشتر جنگ روبهروست.
در چنین شرایطی، خبر «انبیسی نیوز» تنها روایت یک خسارت امنیتی نیست؛ بخشی از تصویری بزرگتر است که طی ماههای گذشته به تدریج از دل رسانهها و اسناد آمریکایی بیرون آمده است. ایران نهتنها توانسته در برابر فشار نظامی و اقتصادی مقاومت کند، بلکه توانسته بخشی از زیرساختهای حیاتی قدرت آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد و هزینه ادامه جنگ را برای واشنگتن بالا ببرد.
شاید مهمترین پیام این تحولات برای محاسبات آینده منطقه همین باشد: امنیت دیگر چیزی نیست که آمریکا بتواند صرفاً با استقرار چندین پایگاه و شبکه گسترده اطلاعاتی در اطراف ایران تضمین کند. وقتی این زیرساختها در تیررس موشکها و پهپادهای ایران قرار میگیرند، هزینه حضور نظامی آمریکا افزایش مییابد و تصمیمگیری درباره ادامه این حضور دشوارتر میشود.
ایران در این جنگ نشان داده است که دفاع از امنیت ملی الزاماً به معنای تحمل ضربه در داخل مرزها نیست؛ بلکه میتواند با تحمیل هزینه به زیرساختهای مهاجم، محاسبات طرف مقابل را نیز تغییر دهد. گزارش «انبیسی نیوز» از خسارت بیسابقه به شبکه اطلاعاتی آمریکا، در کنار بررسیهای ماهوارهای واشنگتنپست و نیویورکتایمز و بحثهای تازه درباره آینده پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، یک واقعیت را برجسته میکند: ایران توانسته بخشی از هزینه قدرتنمایی آمریکا را به خود آمریکا بازگرداند.