باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلآرا ودودی - فیلم سینمایی «سگمار» به کارگردانی جواد مزدآبادی، داستان دو مارگیر را روایت میکند که برای شکار موجودی ناشناخته و مرموز به نام «سگمار» راهی یک روستای متروکه میشوند؛ اما این جستوجو در کنار فضای رازآلود و دلهرهآور، آنها را با گذشتهای عاطفی نیز روبهرو میکند.
جواد مزدآبادی، کارگردان «سگمار»، درباره شکلگیری ایده این فیلم گفت که فعالیت سینمایی خود را سالها پیش با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرده و همچنان علاقه زیادی به این قالب و سینمای شخصی دارد. به گفته او، «سگمار» نیز در ادامه همین نگاه ساخته شده و تلاش او این بوده است که با بودجهای محدود، فیلمی جذاب را در لوکیشنی متفاوت و با قصهای متفاوت از جریان معمول سینمای ایران روایت کند.
لوکیشنی که جرقه ساخت فیلم را زد
مزدآبادی درباره نقطه آغاز شکلگیری داستان «سگمار» توضیح داد که جرقه اصلی فیلم پس از دیدن یک روستای متروکه در حوالی حسنآباد قم زده شد؛ روستایی که حدود ۵۰ سال است خالی از سکنه مانده است.
او گفت فضای این روستا به اندازهای متفاوت بوده که این پرسش را برایش ایجاد کرده است که چه داستانی میتوان در چنین فضایی روایت کرد. در ادامه، ایده داستان دو مارگیر که برای شکار موجودی ناشناخته به این منطقه میآیند، شکل گرفت و به تدریج به فیلمنامه «سگمار» رسید.
به گفته این کارگردان، همین انتخاب لوکیشن باعث شد فضای جغرافیایی فیلم تنها یک محل برای وقوع اتفاقات نباشد، بلکه به یکی از عناصر مهم روایت تبدیل شود.
تفاوت «سگمار» با آثار قبلی
مزدآبادی درباره تفاوت این فیلم با دیگر آثار خود نیز گفت که این تفاوت در انتخاب لوکیشن، کانسپت و شیوه روایت داستان به شکل محسوسی دیده میشود. او کمپرسوناژ بودن «سگمار» را نیز از ویژگیهای متفاوت این فیلم دانست.
وی افزود که در ساخت فیلم تلاش کرده است قصه علاوه بر ایجاد جذابیت برای مخاطب، لایههای عمیقتری نیز داشته باشد تا تماشاگر تنها داستان را دنبال نکند و بتواند مفاهیم دیگری را نیز از دل آن استخراج کند.
مزدآبادی تأکید کرد که رسیدن به این هدف، نیازمند طراحی دقیق فیلمنامه و اجرای حسابشده آن بوده است و بازخوردهای مخاطبان نشان میدهد فیلم توانسته در کنار حفظ جذابیت داستانی، به لایههای مورد نظر سازندگان نیز دست پیدا کند.
ترکیب دلهره، رازآلودگی و یک عشق قدیمی
یکی از چالشهای اصلی «سگمار»، به گفته کارگردان، روایت داستانی رازآلود و دلهرهآور در کنار یک خط داستانی عاشقانه است.
مزدآبادی توضیح داد که مخاطب در طول فیلم منتظر است تا موجود ناشناخته را ببیند و احتمال حمله آن به مارگیرها را دنبال میکند، اما همزمان یک رابطه عاطفی قدیمی نیز در داستان جریان دارد.
او گفت دو شخصیت اصلی سالها پیش به یکدیگر علاقه داشتهاند اما این رابطه به سرانجام نرسیده و عشق آنها به نفرت تبدیل شده است. حالا این دو به دلیل جایزهای که برای شکار «سگمار» تعیین شده، ناچارند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و مدتی یکدیگر را تحمل کنند.
به گفته کارگردان، در جریان این همراهی، نفرت میان آنها به تدریج دوباره به عشق تبدیل میشود و همین موضوع باعث شده فیلم در کنار وجه دلهرهآور و رازآلود خود، یک بستر عاطفی نیز داشته باشد.
لوکیشن؛ یکی از شخصیتهای «سگمار»
مزدآبادی درباره دشواری نگه داشتن مخاطب در یک لوکیشن محدود نیز اظهار کرد که ساخت فیلمی حدود ۹۰ دقیقهای در یک فضای مشخص، نیازمند تجربه و طراحی دقیق است.
وی گفت جذابیت بصری یکی از عناصر فیلم است، اما در «سگمار» خود لوکیشن و جغرافیا نیز به نوعی به یک شخصیت تبدیل شده است؛ چراکه فضای روستای متروکه کمک کرده تا حالوهوای رازآلود و دلهرهآور مورد نظر فیلمساز شکل بگیرد و مخاطب در مسیر داستان قرار بگیرد.
هنر و تجربه؛ مسیری برای فیلمهای متفاوت
کارگردان «سگمار» در ادامه درباره اکران فیلم در گروه هنر و تجربه گفت که این گروه همواره تلاش کرده از سینمای متفاوت حمایت کند، چراکه فیلمهایی با بودجه محدود و قصههای خاص معمولاً برای اکران عمومی با محدودیت بیشتری مواجه هستند.
او توضیح داد که فیلمهای پرهزینه، پرستاره یا آثاری که در ژانرهای مورد استقبال عمومی مانند کمدی ساخته میشوند، معمولاً حمایت بیشتری از سوی سینماداران دریافت میکنند؛ اما فیلمهایی که با بودجه محدود و با رویکردی متفاوت و اندیشهمحور ساخته میشوند، به حمایت مجموعههایی مانند هنر و تجربه نیاز دارند.
مزدآبادی با وجود مثبت ارزیابی کردن فعالیت هنر و تجربه، محدودیت تعداد سانسها را یکی از مشکلات این شیوه اکران دانست و گفت اختصاص تنها یک سانس در هفته در برخی شهرستانها، تأثیر چندانی بر فروش فیلم ندارد.