مجله «ریسپانسیبل استیت کرفت» در یادداشتی نوشت ایران با وجود تحریم، جنگ و محاصره دریایی، به‌جای فروپاشی، از بحران عبور کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ ستایش اسکندری - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، وعده داده است که فشار «بی‌سابقه‌ای» بر تهران وارد کند. چرا این فشار‌ها تا همین حالا کارساز نبوده‌اند؟

تقریباً شش ماه پس از آنکه آمریکا و اسرائیل عملیات خود را با هدف سرنگونی دولت ایران آغاز کردند، می‌توان گفت که حمله آنها آن‌گونه که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفته است.

پس از آنکه دهه‌ها تحریم نتوانست ایرانی‌ها را به سرنگونی نظام وادار کند، اسرائیل و آمریکا به جنگ متوسل شدند؛ و پس از آنکه آن هم شکست خورد، به محاصره دریایی روی آوردند. اما تا اینجا هر بار از هدف نهایی خود، یعنی واداشتن ایران به تسلیم، بازمانده است.

بن‌بست نظامی بار دیگر توجه‌ها را به اقتصاد و به همان پرسشی معطوف کرده است که همیشه بر فراز این راهبرد سایه انداخته بود: جامعه ایران تا چه اندازه می‌تواند فشار اقتصادی را تاب بیاورد؟

ایران حجم عظیمی از داده‌های اقتصادی و اجتماعی تولید می‌کند و با وجود تحریم ها، میلیون‌ها نفر به داخل و خارج کشور سفر می‌کنند. اما هیچ‌کس نمی‌داند که فشار اضافی تا چه اندازه می‌تواند نتیجه سیاسی مورد انتظار این راهبرد را رقم بزند.

به نظر می‌رسد آمریکا و اسرائیل این جنگ را با این باور آغاز کردند که ایران در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار دارد. همان‌گونه که بار‌ها از طرف ترامپ ادعا می‌شد بمب هسته‌ای ایران فقط چند هفته یا چند ماه با تولید فاصله دارد، انتظار می‌رفت فروپاشی اقتصادی هم با فشار بعدی فرا برسد.

اما اکنون روشن شده است که هم تصویر شکنندگی شدید اقتصادی و هم انتظار تغییر رژیم، به‌طرز قابل‌توجهی اغراق‌آمیز بوده است.

اقتصاد ایران از زمانی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ کارزار فشار حداکثری خود را اعمال کرد، عملکرد ضعیفی داشته است؛ اما «رشد کند» و «رکود» توصیف‌های دقیق‌تری هستند تا «فروپاشی». اشتغال پس از یک ضربه اولیه، دوباره احیا شد و از حدود ۲۳ میلیون به ۲۵ میلیون نفر پیش از جنگ رمضان رسید. رشد اشتغال در واقع از رشد جمعیت در سن کار پیشی گرفت؛ جمعیتی که در همان دوره حدود ۱.۷ میلیون نفر افزایش یافت.

جنگ این روند را تغییر داد. هم تولید ناخالص داخلی و هم اشتغال در بهار ۲۰۲۶ کاهش یافتند. تعیین اینکه بر سر تولید ناخالص داخلی و به‌ویژه تولید ناخالص داخلی سرانه، که معیار خوبی برای سنجش متوسط سطح زندگی است چه آمده، پیچیده‌تر است.

با این حال، ارقام از اقتصادی در آستانه فروپاشی سخن نمی‌گویند. این تمایز اهمیت دارد، زیرا راهبرد فشار حداکثری تا حد زیادی بر این فرض استوار بوده که یک دور فشار بیشتر می‌تواند اقتصادی را که از پیش فرسوده شده و در نتیجه نظام سیاسی را به نقطه فروپاشی برساند.

جنگ چه مقدار به این تصویر تیره افزود؟ تازه‌ترین آمار تولید ناخالص داخلی که دوره جنگ را پوشش می‌دهد، مربوط به بهار ۲۰۲۶ است. این آمار نشان می‌دهد که انقباض اقتصادی به‌طرز شگفت‌آوری محدود بوده است.

با این حال، یکسری بخش‌ها با ادامه جنگ، به‌طور فزاینده‌ای آسیب‌پذیر شده‌اند. صنعت به‌سبب اختلال در تأمین نهاده‌ها از مجتمع‌های فولاد و پتروشیمی که به‌شدت بمباران شده‌اند، آسیب دیده است؛ و خود بخش خدمات عمومی نیز به هدف حملات آمریکا تبدیل شده است؛ بنابراین آمار‌های بهار بیش از آنکه از آینده اقتصاد در جنگی طولانی و محاصره‌ای فزاینده خبر دهند، درباره میزان تاب‌آوری اولیه اقتصاد سخن می‌گویند.

اگر به سنجه‌ای مستقیم‌تر از رفاه خانوار نگاه کنیم، پیمایش سالانه درآمد و هزینه، معیار بهتری است. متأسفانه نتایج این پیمایش برای دوره جنگ هنوز منتشر نشده و انتظار می‌رود ماه آینده منتشر شود.

با این حال، پیمایش‌های پیشین نکته مهمی را نشان می‌دهند که روایت فروپاشی قریب‌الوقوع اقتصادی از آن غافل است. در سه سال پیش از جنگ ژوئن، یعنی از سال ۲۰۲۱/۲۲ تا ۲۰۲۴/۲۵، هزینه سرانه واقعی متوسط افزایش یافت و نرخ فقر کاهش پیدا کرد.

یکی از دلایل اصلی این تاب‌آوری اقتصادی، احیاء و گسترش پرداخت‌های نقدی در دولت‌های رئیسی و پزشکیان بود؛ پرداخت‌هایی که به‌جای سیاست‌های بازارمحور و حامی کسب‌وکار دولت حسن روحانی، بر بازتوزیع منابع به نفع فقرا تمرکز داشتند. این پرداخت‌ها به‌طور کامل جبران‌کننده سال‌ها تورم و تحریم نبودند، اما به کاهش اثر آنها کمک کردند.

با تشدید تحریم‌ها و محاصره که درآمد‌های نفتی را قطع می‌کند و دولت را برای تأمین این پرداخت‌ها ناچار به چاپ پول می‌سازد، هزینه جنگ بیش از پیش در قالب افزایش قیمت‌ها احساس می‌شود. در بهار، هم‌زمان با فرود آمدن بمب‌ها بر تهران و شهر‌های بزرگ، قیمت‌ها با نرخ‌های سالانه سه‌رقمی افزایش یافتند.

یک وقفه کوتاه در ۱۷ ژوئن و با امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا رخ داد؛ امری که باعث کاهش ۱۵ درصدی دلار شد. من که برای استفاده از این آرامش نسبی در میانه درگیری‌ها به تهران سفر کرده بودم، از کنار بسیاری از فروشگاه‌های لوکس در شمال تهران گذشتم که با خوش‌بینی کالا‌های وارداتی گران‌قیمت خود را به حراج تابستانی گذاشته بودند.

همین تنفس کوتاه کافی بود تا نرخ تورم کلی در ماه گذشته به نصف نرخ سالانه ۹۹ درصدی ماه قبل از آن برسد.

سیاست‌‎های دولت در اجازه دادن به افزایش قیمت‌ها از جمله نرخ ارز به‌جای تثبیت قیمت‌ها، به تاب‌آوری اقتصاد کمک کرده و توضیح می‌دهد که چرا پیش‌بینی‌های مکرر درباره فروپاشی قریب‌الوقوع اقتصادی، قابل اعتماد از کار درنیامده‌اند.

ایران برای مقاومت در برابر تحریم‌ها و جنگ و حفظ استقلال خود، بهای بسیار سنگینی پرداخته است. تحریم‌ها رشد را کاهش داده‌اند، سرمایه‌گذاری را آسیب زده‌اند و تورم را تشدید کرده‌اند؛ و جنگ هم دارایی‌های مولد و مشاغل را نابود کرده است. اما یک اقتصاد می‌تواند مدت بسیار طولانی بد عمل کند، بی‌آنکه فروبپاشد؛ به‌ویژه زمانی که مردم نیز برای استقلال ملی ارزش بالایی قائل باشند.

 

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۶:۴۴ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
بهتر بود می نوشتی تاب آوری مردم.
خدایی جهان که در تلاطم هست و اقتصاد ما بی ناخدا. این امثال منه که با نزدیک به 30 تومن باید زندگی یه خانواده 4 نفری رو بچرخونم. تازه اوضاع من به نسبت بعضی ها خوبه. اما تورم نسبت به سال قبل 300 درصد. حداقل حقوق من باید 100 میلیون باشه(حداقل)
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۵:۵۵ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
اگه مردم تاب نیارن چکار کنند؟
آخرین اخبار