باشگاه خبرنگاران جوان؛ جواد فراهانی - پروفسور ورا نیکیشینا، روانشناس، خاطرنشان میکند که مالیخولیا به عنوان یک بیماری پزشکی طبقهبندی نمیشود، اما احساس عدم تمایل به انجام هیچ کاری و از دست دادن شور و نشاط زندگی، برای همه یک حس آشنا است.
به گفته نیکیشینا، مالیخولیا یا افسردگی خفیف، فصلی نیست، اما منجر به کاهش سطح فعالیت فرد میشود. این سوال مطرح میشود: مرز بین کاهش موقت فعالیت که خود به خود برطرف میشود و وضعیتی که نیاز به مشاوره با متخصص دارد، کجاست؟
او میگوید: «طبقهبندی بینالمللی بیماریها (ICD) شامل توصیفی از اختلالی به نام مالیخولیا نیست؛ این اختلال به سادگی وجود ندارد. کلمهای که ما در کاربردهای روزمره استفاده میکنیم اغلب به کاهش سطح فعالیت، کاهش شدت پاسخهای عاطفی، خلق و خوی پایین، کاهش نیاز به فعالیت بدنی و مهار قابل توجه انگیزه اشاره دارد.»
به گفته این پرفسور، مالیخولیا یک اختلال نیست، بلکه حالتی است که همه به صورت دورهای با درجات مختلفی از شدت تجربه میکنند.
نیکیشینا میگوید: «اینجا جایی است که باید فکر کنیم. اگر به طور منظم اتفاق بیفتد و به بخش قابل توجهی از وضعیت روانی فرد تبدیل شود، دیگر فقط غم نیست، بلکه چیز کاملاً دیگری است که ماهیت آن باید دقیقاً توسط روانپزشک یا روانشناس مشخص شود.»
این دانشمند تأکید میکند که اگر غم به دلیل شرایط خاصی ایجاد شود و به یک الگوی تکرارشونده تبدیل نشود، به همان شکلی که ظاهر شده است، از بین میرود. نکته مهم این است که اجازه ندهیم که ادامه یابد یا به یک وضعیت تکرارشونده تبدیل شود.
او میگوید: «هیچ درمانی برای مالیخولیا وجود ندارد، زیرا به فصول یا ماههای خاصی از سال وابسته نیست. این مشکل صرفاً تمایلی به کاهش سطح فعالیت فرد است. نباید در مورد آن فکر کرد، بنابراین همه میتوانند این حالت را برای چند دقیقه یا چند ساعت بدون هیچ گونه عواقب منفی تجربه کنند.»
نشانههای مالیخولیا:
از چند ساعت تا دو روز طول میکشد.
خلق و خو بسته به شرایط متغیر است.
فرد همچنان به فعالیتهای مورد علاقه خود مشغول است.
احساس ناراحتی یا کاهش فعالیت، عملکرد وظایف مهم را مختل نمیکند.
توانایی لذت بردن از چیزهای ساده و دلپذیر حفظ میشود.
علائم هشدار دهنده که نیاز به مشاوره پزشک دارند:
خلق و خوی پایین و افسردگی بیش از ۱۴ روز متوالی ادامه یابد.
از دست دادن لذت، به معنای از دست دادن علاقه به هر چیزی که زمانی باعث شادی میشد.
علائم جسمی، مانند خستگی مداوم، اختلالات خواب (بیخوابی یا خوابآلودگی بیش از حد) و از دست دادن اشتها.
احساس گناه یا افکار مربوط به بیارزشی یا بیمعنی بودن زندگی.
منبع: runews۲۴.ru