باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه خلیلی - رویداد بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با حضور اساتید و صاحبنظران همچون محمدرضا کائینی، داریوش سجادی، شهریار زرشناس، ابراهیم متقی و با دبیری علیرضا زادبر در مرکز همایشهای صداوسیما برگزار شد.
فواد ایزدی، کارشناس مسائل بینالملل با یادآوری دو نکته جدی از کودتای ۲۸ مرداد با توجه به وضعیت کنونی ایران گفت: هدف آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد نفت ایران بود. اگر ایران نفت نداشت، نه انگلیس و نه آمریکا به دنبال ایران نبود. همه میدانند که ایران در سال ۱۳۳۲ به مهمترین درآمد دولت انگلیس تبدیل شده بود؛ چراکه بعد از تحولات جنگ جهانی دوم، هند و سایر سرمایههای انگلیس از دست رفته بود. به همین دلیل، آمریکاییها متوجه بودند سرمایه جدی در ایران وجود دارد و مجبور به همکاری با انگلیس شدند.
ایزدی با اشاره به هدف حمله اخیر آمریکا به ایران توضیح داد: ترامپ نیز در مصاحبههای خود بارها اعلام کرده که هدف از حمله به ایران نفت این کشور است. او دلیل خود از انجام این کار را تجارت و پول در آوردن عنوان کرده بود! در حالی که تجارت به معنای غارت منابع طبیعی کشورها نیست! آقای مصدق نه برنامه هستهای و موشکی داشت، نه حزبالهی بود.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: نکته دوم برای عدم تحقق کودتا این است که دستگاه محاسباتی مقامات کشور تحتتاثیر قرار نگیرد. این نکته در پیام مقام معظم رهبری هم منعکس شده بود. ایشان دو دغدغه داشتند، که یکی این بود دستگاه محاسباتی مقامات نباید دچار خطاپذیری شود. اما این اتفاق برای دکتر مصدق افتاد.
شهریار زرشناس، پژوهشگر و عضو هیات علمی دانشگاه سوره از دلایل شکست شبه کودتای دی ماه ۱۴۰۴ گفت و بیان کرد: آنچه میتوانست کودتای ۲۸ مرداد را شکست دهد، مردم بود. همان عنصری که نگذاشت حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه منجر به سقوط حاکمیت شود. اما تصور مصدق حضور مردم را بر نمیتابید. به همین دلیل است که تاکید رهبر شهید و رهبر حاضرمان به ادامه حضور مردم است.
زرشناس در بخش دیگر صحبتهای خود به تعریف کودتا پرداخت و توضیح داد: در ادبیات سیاسی در تعریف کودتا آمده: یک تعداد از حاکمیت علیه بخش دیگر کودتا کند. کودتای کلاسیک شامل کودتای نظامی است. تمام کودتاهای رخ داده در آرژانتین، ترکیه و... کلاسیک و نظامی بوده است. اما ما یک نوع کودتای جدید هم داریم. در ادبیات سیاسی این کودتاها با عنوان انقلاب نرم هم شناخته میشود. در این کودتاها بخشی از حاکمیت علیه بخش دیگری عمل میکند. در واقع، این بخش از حاکمیت سوار بر دو جنبش انتخاباتی و نارضایتی گروههایی از مردم میشود.
محمدرضا کائینی، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ و انقلاب اسلامی به اهمیت مسئله خیابان و حضور مردم و عدم توجه دکتر مصدق به این مسئله اشاره کرد و گفت: ما اگر اشتباههای دکتر مصدق را در فرآیند نهضت ملی و توفیق کودتا نبینیم، به نتیجه اشتباهی میرسیم. اگرچه شاه، دربار و انگلیس و آمریکا نقش مهمی در کودتای مرداد ماه داشتند، اما اگر خودیها اشتباه نمیکردند، دولت ملی سقوط نمیکرد. دکتر مصدق علاوهبر اینکه خیابانها را از حضور مردم خالی کرد، مرتکب اشتباهات دیگری نیز شد.
کائینی ادامه داد: اگرچه ما لقب دولت ملی را به دولت دکتر مصدق میدهیم، ولی شاهدیم از دور دوم نخست وزیری ایشان تمام حامیان سنتی و شناخته شده نهضت حذف شدند. همچنین، جریان مذهبی نیز از جمله آیتالله کاشانی و فدائیان اسلام حذف شدند. دکتر مصدق اصلاً اعتقادی به مشورت با دیگران نداشت.
این پژوهشگر حوزه تاریخ یکی از خطاهای محاسباتی را خالی کردن خیابان دانست و گفت: متاسفانه دکتر مصدق بجای اینکه در روز کودتا اعلام کند برکنار شده است، حکم عزل خود را پنهان کرد. درصورتی که باید حکم عزل خود را نشان میداد و آن را مصداق کودتا میدانست.