کارشناس مسائل سیاسی به بررسی افزایش حضور نظامی خارجی در تنگه هرمز و چشم‌انداز تنش‌های ایران و اسرائیل پرداخته است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفی‌راد - مرتضی غرقی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌گو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت: حضور یک نیروی خارجی در یک منطقه‌ بحرانی مثل تنگه هرمز یا خلیج‌فارس، خودبه‌خود تنش‌آفرین است؛ در حالت عادی نیز چنین حضوری می‌تواند ناامنی ایجاد کند؛ حالا اگر این نیروی نظامی، آمریکا باشد که سال‌ها در این منطقه زورگویی کرده و بر خودش آقایی می‌دیده، برایش بسیار سخت است که در مقابل کشوری مثل ایران قرار بگیرد و ایران رفت‌وآمد او را کنترل کند یا برایش تنگنا و مشکل ایجاد نماید. طبیعتاً این یکی از علل ناامنی در منطقه می‌تواند باشد.

وی افزود: هیچ‌جای دنیا به‌این صورت وجود ندارد که در یک تنگه که متعلق به یک کشور یا منطقه است، یک ابرقدرت بیاید و در آنجا بیتوته کند و به‌زور بخواهد به کشور‌ها تحمیل کند. این رفتار آمریکایی‌هاست که نه‌تنها از جانب ایران و حتی برخی کشور‌های منطقه، بلکه از منظر صلح بین‌الملل، مقررات سازمان ملل و مهم‌تر از همه، جامعه‌ی بین‌الملل پذیرفته نیست که کشوری مثل آمریکا با تنش‌آفرینی بخواهد خود را در منطقه قالب کند و فشار‌ها را بر یک ملت تثبیت نماید تا منافع گذشته‌اش را حفظ کند.

غرقی تأکید کرد حضور نیرو‌های خارجی در هر منطقه‌ای می‌تواند تهدیدآفرین و تنش‌زا باشد. پایدارترین امنیت برای یک منطقه، توسط خود کشور‌های منطقه تأمین می‌شود، نه نیرو‌های بیگانه؛ زیرا نیرو‌های بیگانه عمدتاً منافع خودشان را دنبال می‌کنند. آمریکایی‌ها هیچ‌وقت به‌خاطر منافع کشور‌های منطقه، هزاران مایل دورتر نیرو‌های نظامی و ناو‌های خود را نمی‌آورند و این همه هزینه نمی‌کنند تا امنیت کشور‌های منطقه را تأمین کنند. عقل سلیم می‌گوید این رفتار آمریکا بیشتر برای تأمین منافع خودش و متحدانش است تا بتواند بازار‌های نفت و منابع انرژی خود را سامان دهد.

این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: هیچ‌گاه آمریکا و هیچ قدرت دیگری نمی‌تواند در منطقه‌ی خلیج‌فارس، امنیت کشور‌های منطقه را به‌طور واقعی تضمین کند؛ زیرا امنیت پایدار باید با حضور و مشارکت خود کشور‌های منطقه باشد. ایران یکی از نگاه‌هایش در منطقه این است که امنیت باید توسط کشور‌های منطقه تأمین شود و همگرایی منطقه‌ای شکل بگیرد. حتی توافق‌نامه‌هایی که بین مصر، عربستان، پاکستان و ترکیه در حال شکل‌گیری است، ایران هیچ‌گاه با آنها مخالفت نکرده؛ چون اینها کشور‌های منطقه هستند و امنیت و ناامنی برای خودشان سود و زیان دارد و برای حفظ امنیت منطقه تلاش می‌کنند. اما غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها هیچ‌گاه دلشان برای ملت‌های منطقه نسوخته و دنبال غارت این منطقه هستند. جامعه‌ی بین‌المللی نیز می‌گوید حضور نیرو‌های خارجی نمی‌تواند باعث امنیت و صلح در یک منطقه شود و عمدتاً موجب تهدید خواهد بود.

جنگ ایران و اسرائیل تمام‌نشده است

مرتضی غرقی گفت: جنگ بین ایران و رژیم صهیونیستی هنوز به پایان نرسیده است. دو طرف اعلام کردند که جنگشان به پایان نرسیده؛ هم مقامات رژیم صهیونیستی این حرف را صریحاً اعلام کردند و هم ایران. چون آنها چیزی که می‌خواستند از طریق حتی با کمک آمریکا، نتوانستند به اهدافشان برسند و ایران هم متقابلاً باید پاسخ حملات و درندگی‌ها و جنایاتی که آنها کردند را بدهد.

وی افزود: وجود این رژیم در منطقه، یک وجود ناامن و ناامیدکننده و باعث ناآرامی در منطقه است و این وجود، وجود پاکی نیست و وجود ناخالص و کثیفی است که باید در منطقه پاک شود. این نگاهی است که ایرانی‌ها نسبت به رژیم صهیونیستی دارند و الان هم ثابت شده که این واقعاً همین‌طور است.

غرقی تأکید کرد: کاری که اینها در غزه و لبنان کردند و به هیچ یک از معاهدات بین‌المللی پایبند نیستند، به واسطه حمایت آمریکا هر جنایتی را که در غزه و فلسطین کردند، واقعاً غیرقابل بخشش است و جامعه جهانی هم اکنون فهمیده که اسرائیل موجودی خبیث است؛ اسرائیل موجودی است که صلح سرش نمی‌شود و مذاکره سرش نمی‌شود. با این رژیم باید با ابزار‌های خودش برخورد کرد و این یکی از نکاتی است که جامعه جهانی باید بداند. ایران این را از سال‌ها پیش درک کرده بود و الان تازه جامعه جهانی فهمیده که ایران نسبت به اسرائیل چه دیدگاه درستی داشته و این رژیم نه‌تنها تهدید برای ایران و مسلمانان، بلکه تهدید برای جهان و صلح و امنیت بین‌المللی است.

آینده‌ تنش‌ها؛ عوامل تشدید یا کاهش درگیری

مرتضی غرقی گفت: این وضعیت به عوامل مختلفی بستگی دارد. یکی از آنها برخورد اسرائیل با حزب‌الله است؛ یعنی اگر اسرائیل وارد خط قرمز ایران که همان حزب‌الله است بشود و به نوعی حزب‌الله را بخواهد سرکوب کند، ایران قطعاً وارد عمل می‌شود و دوباره درگیری‌ها تشدید خواهد شد.

وی افزود: دومین نکته، مربوط به نوع دخالت آمریکا در مناقشه ایران و رژیم اسرائیل است. اگر اسرائیل احساس کند که آمریکا مجدداً از این رژیم به طور جدی حمایت می‌کند، قطعاً وارد جنگ با ایران خواهد شد؛ چنانکه الان هم می‌بینید که آمریکا دارد می‌جنگد. در اصل می‌شود گفت متأسفانه آمریکایی‌ها جنگجویان نیابتی رژیم صهیونیستی شده‌اند. یعنی مردم آمریکا هزینه جنگ‌هایی را می‌دهند که اسرائیلی‌ها می‌خواهند و لابی و جریان یهودی که در آمریکا حاکم است، واقعاً باعث تأسف است. کشوری که دم از آزادی می‌زند، این جامعه گول اسرائیل را خورده و چند سرمایه‌دار یهودی تحت عنوان لابی ایپک، بر کنگره و دولت آمریکا حاکم شده‌اند و دارند برای این کشور خط و ربط تعیین می‌کنند و در سیاست خارجی دخالت می‌کنند. الان سیاست خارجی خاورمیانه آمریکا ۱۰۰٪ در اختیار لابی در کنگره و کمیته‌های سیاست خارجی است که همه یهودی‌ها آنجا عضو هستند و سیاست خارجی آمریکا را در منطقه خاورمیانه یا غرب آسیا شکل می‌دهند، به ویژه در ارتباط با ایران و کشور‌های مسلمان.

غرقی تأکید کرد: نکته دیگری که می‌تواند نسبت به تنش میان ایران و اسرائیل تأثیرگذار باشد، وضعیت داخلی اسرائیل و انتخاباتی است که این رژیم قرار است در مهرماه برگزار کند. طبیعتاً وقتی که مردم اسرائیل چند سال است دارند می‌جنگند و بیش از ۷۰ سال است که می‌جنگند، مردمی که وجود ندارند یعنی کسانی که مهاجرینی از کشور‌های مختلف دعوت شدند به امید یک زندگی آرام و آنها را مدام تبدیل به یک رزمنده کردند و در مقابل جهان و جامعه جهانی و مسلمانان قرار دادند، اینها بعد از مدتی سرخورده می‌شوند. الان مهاجرت به سرزمین‌های اشغالی معکوس شده و کسی حاضر نیست برود آنجا زندگی کند به امید یک زندگی راحت در جامعه یهودی. این شرایط می‌تواند روی انتخابات تأثیر بگذارد.

وی گفت رژیم صهیونیستی، حزب لیکود و نتانیاهو یک حزب مخالف هم دارد که تلاش می‌کند نتانیاهو را کنار بزند، اگرچه هر دو مانند همان سگ زرد و برادر شغال از نظر ما هر دو نگاه جنگ‌طلبی و اشغالگری را دارند. اما در عین حال نمی‌توانند از شرایط فاصله بگیرند؛ چون اسرائیل هم سرزمینش کوچک است، هم اقتصادش کوچک است و هم تعداد آدم‌هایی که در آن سرزمین به عنوان رزمنده اسلحه به آنها داده شده، کمتر است. کلاً جمعیت ۶ میلیونی رژیم صهیونیستی نمی‌تواند در مقابل جمعیت ۹۰ میلیونی مصمم ایران که شهادت را افتخار خود می‌دانند، بایستند و ایستادگی کنند.

غرقی تاکید کرد: اینها همه می‌تواند روی تنش‌ها تأثیر بگذارد، اما فعلاً شرایطی که بین ایران و رژیم صهیونیستی وجود دارد، حالت نه جنگ و نه صلح است که به نوعی برای هر دو خوب نیست؛ اقتصاد هر دو تحت تأثیر این تنش‌ها قرار گرفته و باید به نحوی این قضیه فیصله پیدا کند.

چالش‌های پیش‌روی دولت در ماه‌های آینده

مرتضی غرقی گفت: دولت در آینده به هر حال چالش‌های فراوانی خواهد داشت به دلیل شرایطی که در حال حاضر وجود دارد. جنگی که از اسفند ماه شروع شده و تا هنوز ادامه دارد و سال گذشته هم درگیر جنگ بودیم، اینها همه فرصت‌های توسعه را از یک کشور می‌گیرد. شرایطی که الان برای ایران در تنگه هرمز وجود دارد و محاصره‌ای که آمریکا کرده، از طرفی خود آمریکایی‌ها هم تحت تأثیر این قضایا قرار دارند و اقتصاد جهان هم تحت تأثیر منفی این اتفاقات قرار گرفته. ما هم بی‌تأثیر نبودیم و اینها در اقتصاد ما تأثیر گذاشته و در شرایط نظامی ما تأثیر منفی گذاشته است. اما در عین حال ما خیلی پایمردی کردیم به دلیل اینکه مردم ما خواستند که از حریم جمهوری اسلامی ایران و حریم ایران دفاع کنیم.

وی افزود: به نظر می‌رسد بحران‌هایی که در حال حاضر دولت آینده را تهدید می‌کند، طی سال آینده، بحران نظامی و امنیتی است که هنوز با اسرائیل و آمریکا به فیصله نرسیده و این یک بحرانی است که می‌تواند روی همه چیز تأثیر بگذارد؛ روی اقتصاد تأثیر بگذارد، روی وضعیت اجتماعی جامعه تأثیر بگذارد و جنگ روانی که به هر حال علیه دولت راه می‌اندازند در این ارتباط چه بیرونی و چه داخلی، همه می‌تواند تأثیرگذار باشد.

غرقی تأکید کرد دولت باید اینها را به نوعی با حمایت‌های مردمی که دارد از تهدید به یک فرصت تبدیل کند. چنانچه مثلاً در جنگ همین اخیر اتفاق افتاد که وقتی آمریکا به ایران حمله کرد، وحدت ملی ایجاد شد و یک فرصت برای ایران ایجاد شد. اینکه تنگه هرمز را ایران تسخیر کرد، یک فرصت برای ایران ایجاد شد. اینکه ایران توانست در جامعه جهانی ثابت کند که یک قدرت منطقه‌ای واقعی است، این برای ایران یک فرصت ایجاد کرد. من فکر می‌کنم باز هم این بحران‌ها نمی‌تواند دولت و نظام را زمین بزند و ان‌شاءالله کمک خواهد کرد اینها به فرصت برای ایران تبدیل شود.

تأثیر تحریم‌ها و فشار‌های بین‌المللی بر اقتصاد ایران

مرتضی غرقی گفت: طبیعتاً تحریم‌ها و فشار‌هایی که روی اقتصاد ایران بوده، شرایط تورم ایران را به این وضع درآورده است؛ یعنی هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که من از تحریم‌های آمریکا صدمه ندیدم. حتی روسیه که قدرت ابرقدرت است و اقتصاد قوی دارد، او هم از تحریم‌های آمریکا صدمه دیده و حتی خود آمریکایی‌ها هم از تحریم‌ها صدمه می‌بینند. خیلی طبیعی است که کشور‌ها از تحریم‌ها و فشار‌های بین‌المللی صدمه ببینند.

وی افزود: همه این تحریم‌هایی که کردند، بحث صادرات نفت بوده، بحث تحریم شبکه بانکی بوده، تحریم ناامن کردن مسیر کشتی‌ها بوده و تحریم کالا و غیره. همه اینها در گذشته بوده و حالا اگر آمریکا آن را تشدید کند، بین ۹۸ و ۱۰۰ یا مثلاً ۹۵ با ۹۷ خیلی فرقی ندارد. ایران همان‌طور که از صفر تا ۹۷ و ۹۵ را توانسته به نوعی تاب بیاورد و راهکارهایش را پیدا کند که چگونه تحریم‌ها را دور بزند، قطعاً بین ۹۸ به بعد هم این کار را خواهد کرد و از شر این تحریم‌ها خلاص خواهد شد.

غرقی تأکید کرد: از همه مهم‌تر اینکه وقتی شما تنگه هرمز دستتان است، می‌توانید خیلی از تحریم‌ها را ناخواسته از بین ببرید. یعنی بدون اینکه کوچکترین فشاری بیاورید، همین کشور‌های غربی که ایران را تحریم کردند، آنها می‌توانند در تنگه هرمز بیایند و التماس به ایران کنند که اجازه دهید ما برویم. ایران به آنها بگوید که اگر تحریم را بردارید، می‌توانید بروید. اگر فشار اقتصادی در ایران کم کنید، ما می‌توانیم به شما نفت بدهیم و بگذاریم نفت‌کش‌هایتان برود. اینها چیز‌هایی است که می‌تواند تحریم‌ها را خنثی کند و ببرد.

این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: من فکر می‌کنم دو فرصت را باید روی آن تقویت کنیم؛ یکی ارتباط با کریدور شمال-جنوب که باید هرچه سریع‌تر راه‌اندازی شود، دوم اینکه ما بتوانیم آن شرایطی را که در اقتصاد جهانی وجود دارد، یعنی از طریق مسیر‌های زمینی که از پاکستان و کشور‌های همسایه هست، آنها را تقویت کنیم تا بتوانیم با این بحران تحریم مقابله کنیم.

وی گفت: اینها فرصت‌هایی را برای ایران ایجاد خواهد کرد که به نوعی بیدار شود. واقعاً بعد از جنگ، ایران بیدار شده است؛ هم به لحاظ اینکه توانسته با آن نفوذی که در برخی بخش‌های حکومت بوده مقابله کند، ایران بیدار شده است. اینکه واقعاً دیگر آمریکا آن شعار‌هایی که می‌داد که من آزادی برای مردم ایران می‌خواهم، مردم ایران فهمیدند که آمریکا جنایتکاری است که مشت آهنین را در دستکش مخملی کرده است. الان ملت ایران آمریکا را باور ندارند و ملت ایران غرب را باور ندارند، چرا که تجربه‌های آنها را در جنگ دیدند و دیدند که همه تلاش‌هایشان را کردند که ایران را مثل سوریه یا لیبی کنند و موفق نشدند. الان این یک سرمایه بزرگ برای دولت و حکومت ایران است و همین مسئله می‌تواند این کشور را از تحریم‌ها و فشار‌هایی که چالش‌هایی در آینده دارد، مصون کند.

نقش چین و روسیه در تحولات منطقه

مرتضی غرقی گفت: چین و روسیه به عنوان شرکای راهبردی ایران محسوب می‌شوند. هر دو کشور دشمن آمریکا هستند و با ایران در این زمینه هم‌خط هستند. هر دو کشور می‌دانند که بعد از ایران، نوبت آنها خواهد بود و هر دو کشور منافع خود را در تضعیف آمریکا می‌دانند؛ یعنی کاری که ایران دارد انجام می‌دهد.

وی خاطر نشان کرد: هر دو کشور ضربه‌های زیادی را از آمریکا خورده‌اند و در این شرایط انتخابی جز کمک به ایران ندارند. اگر پشت ایران را خالی کنند، قطعاً بعد از آن نوبت خودشان می‌شود. اینکه به ایران کمک می‌کنند، مستقیم و غیرمستقیم نه‌تنها به ایران کمک، بلکه به خودشان در اصل کمک می‌کنند. منافع ایران، خط مقدم مقابله با آمریکا است و هم برای منافع خودشان و هم برای منافع چین و روسیه است.

غرقی تأکید کرد: وقتی این معادلات را در کنار هم می‌گذارید، می‌بینید که آمریکا می‌خواست بیاید در منطقه، رفته ونزوئلا را گرفته و در آن آمریکای لاتین، و آمده اینجا تنگه هرمز را ببندد و نفت اینجا را هم در اختیار بگیرد و پس‌فردا به چین فشار بیاورد، به روسیه فشار بیاورد، به اروپا فشار بیاورد برای نفت و گاز و انرژی؛ یعنی همچنان آقایی خود را حفظ کند. اما الان این اتفاق نیفتاده و نه‌تنها این اتفاق نیفتاده، بلکه آن فرصت‌هایی که قبلاً در اختیارش بوده در حوزه خلیج‌فارس و تنگه هرمز و میان کشور‌های منطقه، آن را هم از دست داده است.

این کارشناس سیاسی تاکید کرد: الان بزرگترین چالشی که آمریکا با آن مواجه است، نه‌تنها با ایران، بلکه با پترودلار است؛ یعنی آن آقایی که به خاطر نفت عربستان و کشور‌های منطقه باعث شده همه با نفت و دلار معامله کنند، الان این موضوع در خطر، و زیر سؤال رفته است. برخی از کشور‌ها مثل چین می‌گویند ما با یوآن معامله می‌کنیم، اروپایی‌ها شاید بگویند ما از این به بعد با یورو معامله می‌کنیم.

وی در پایان گفت: آن حاکمیت دلار تحت عنوان پترودلار که بار اقتصادی و ضربات اقتصادی که باید متوجه آمریکا می‌شد را در دنیا پخش می‌کرد، وقتی پترودلار از بین برود، یعنی آقایی و بزرگی و تسلط دلار بر بازار‌های مالی از بین می‌رود و قطعاً این اتفاق می‌افتد که اقتصاد آمریکا ضربه خواهد خورد. از این پس تمام فشار‌های اقتصادی که روی اقتصاد آمریکا می‌آمد و آن را به واسطه دلار در کشور‌های مختلف توزیع می‌کرد، دیگر آن فرصت از بین می‌رود و این می‌تواند به یک چالش بزرگ برای آمریکا تبدیل شود. یکی از نگرانی‌های آمریکا همین است که پترودلار ضربه بخورد؛ یعنی به دلار ضربه بخورد. وقتی دلار ضربه بخورد، قطعاً بازار‌های مالی جهان با ارز‌های مشابه معامله خواهند شد و آن بزرگی و سلطه دلار در دنیا کم خواهد شد.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار