باشگاه خبرنگاران جوان- بابک نگاهداری، در خصوص تعبیر برخی در خصوص دولت فرومانده با بیان اینکه این تعبیر بیش از آنکه یک مفهوم تحلیلی باشد، یک تعبیر سیاسی است، گفت: اگر دولت را صرفاً قوه مجریه و مجموعهای از وزارتخانهها بدانیم، طبیعتاً دولت فرومانده را هم باید در سطح عملکرد اجرایی یک کابینه تحلیل کنیم. اما در ادبیات حکمرانی، دولت معنای گستردهتری دارد. دولت یعنی ظرفیت رسمی کشور برای تصمیمگیری، اجرا، تنظیمگری، تأمین امنیت، تولید اعتماد و نمایندگی منافع ملی.
دولت فرومانده به تدریج توان حل مسئله، اقناع جامعه و برقراری ارتباط مؤثر با جهان را از دست میدهد
وی با بیان اینکه بر این اساس، دولت فرومانده دولتی نیست که فقط در یک یا چند حوزه ضعف داشته باشد، تصریح کرد: دولت فرومانده دولتی است که به تدریج توان حل مسئله، اقناع جامعه، حفظ انسجام، مدیریت بحران و برقراری ارتباط مؤثر با جهان را از دست میدهد. در چنین وضعیتی، مسئله از ناکارآمدی یک دستگاه عبور میکند و به فرسایش ظرفیت حکمرانی میرسد.
دولت فرومانده میتواند پروژه دشمنان ایران باشد
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، با بیان اینکه دولت فرومانده میتواند پروژه دشمنان ایران باشد، خاطرنشان کرد: دشمنان ایران فکر میکردند امکان یک پیروزی سریع در برابر ایران را خواهند داشت. اما نتیجه چیزی شد که انتظارش را نداشتند. انگاره ایران ضعیف که در نظام محاسباتیشان شکل گرفته بود، بعد از جنگ ۴۰ روزه تغییر پیدا کرد. کاملاً متوجه شدهاند که ایران قدرتی دارد که با حمله نظامی امکان تسلیم و شکست آن وجود ندارد.
دشمن میخواهد کاری کند که نظام حکمرانی کشور دچار فرسودگی شود
وی مسیر دیگر را ضعیفسازی ایران از طریق راههای غیرنظامی پس از آتشبس دانست و خاطرنشان کرد: دشمن تلاش دارد تا کشور را در زیر سایه جنگ و به تعبیر رهبر شهید انقلاب «وضعیت نه جنگ نه صلح» ببرد و کاری بکند که نظام حکمرانی کشور دچار فرسودگی شود.
نگاهداری یادآور شد: پروژه دولت فرومانده از سوی دشمن یعنی کشور را به نقطهای برسانیم که در داخل، مردم به توان حل مسئله نهادهای رسمی باور نداشته باشند. در عرصه خارجی، شرکای بالقوه آن کشور را پرریسک و ناتوان ارزیابی کنند. در اقتصاد، افق تصمیمگیری کوتاه شود و در فضای عمومی، هر مسئلهای به نشانهای از بیفایدگی و بنبست تبدیل شود.
وی ادامه داد: در این پروژه، دشمن ممکن است از تحریم، فشار رسانهای، عملیات روانی، ایجاد شکاف اجتماعی، اخلال در روابط منطقهای و تخریب تصویر کشور در افکار عمومی استفاده کند. اما بخش مهمتر ماجرا به درون کشور مربوط است. اینکه خودمان نهادهای رسمی را بیاعتبار کنیم. هر موفقیتی را کوچک بشماریم. هر اختلافی را به بحران هویتی تبدیل کنیم و بهجای اصلاح ضعفها، اصل توان ملی را زیر سؤال ببریم.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، با بیان اینکه دولت فرومانده، مطلوب دشمنی است که میخواهد ایران تصمیمناپذیر، منزوی، بیاعتماد و گرفتار در منازعات فرسایشی باشد، در تبیین خطر تضعیف ساختار اداره کشور و خودتحقیری ملی، تاکید کرد: این دو، دو مسیر متفاوت، اما مکمل برای فرسایش دولتاند. مسیر نخست، تضعیف مستقیم سازوکارهای رسمی است. وقتی به دلایل سیاسی، انتخاباتی یا جناحی، اعتماد مردم به مسئولین کشور تخریب میشود، هزینه آن فقط متوجه یک دولت یا جریان سیاسی نیست. این کشور است که در مجموع، قدرت تصمیمگیری و ایستادگی خود را از دست میدهد. ما اگر فکر میکنیم میتوانیم به اعتبار آقایان پزشکیان، قالیباف، اژهای و سایر مسئولان کشور آسیب بزنیم بیآنکه اعتبار رئیسجمهور، رئیسمجلس و رئیس قوه قضاییه نظام دچار آسیب نشود؛ یا دچار یک خطای شناختی جدی هستیم و یا اینکه غرضهای دیگری داریم.