اینجا حکایت دو دیدار از یاری را می‌خوانید که تفاوتش به رنگ خوشی‌ها و غم هایمان، سفید و سیاه است. 

باشگاه خبرنگاران جوان؛ معصومه یحیی‌زاده مقنی - تلفنم زنگ می‌خورد، نمی‌دانستم خبری که قرار است به من داده شود، من را به خاطرات دی ۱۴۰۲ ببرد. 

دقیقا آن سال، هم زنگ تلفن من، کمی متفاوت بود و از دیداری مهم من را با خبر کرد. 

اما تلفن امسال و تلفن دی ۱۴۰۲، خیلی متفاوت بود، آن تلفن من را برای وصال دعوت کرده بود و این تلفن، از دیدار برای فراق یار حکایت داشت.

حتی اشک‌های همسفران نیز متفاوت بود؛ اشک‌هایی از سر شوق و اشک‌هایی از روی فراق 

آن روز می‌رفتیم تا درد فراق سرداری را با وصال، التیام ببخشیم که در وصیتش یکی از عاشقانه هایش را به مردم کرمان، توصیه کرده بود: آری سردار دل هایمان، شهید حاج قاسم سلیمانی، این گونه مردم کرمان را دعوت به دوست داشتن آن فرد کرده بود: دوست دارم کرمان همیشه و تا آخر با ولایت بماند. 

نمی‌دانم چه حکمتی است بین این دو دیدار که در هر دو، خود بی‌خبر از دعوت نامه دوست بودم.  

وقتی آن سال، یکی از دست اندرکاران دیدار آن روز با من تماس گرفت و گفت می‌خواهی به دیدار رهبری بروی؟ و من آن روز بی تابانه گفتم: آری  و تدارک کوله بار سفر برای دیدار رهبر را دیدم 

لحظه‌ها را می‌شمردم؛ اما نمی‌دانم چرا ثانیه‌ها جلو نمی‌رفتند، شاید حکمتش آن بود که ثانیه ثانیه، لحظه وصال برای عاشق به انداره سال‌ها می‌گذرد. 

این بار هم وقتی روابط عمومی شهرداری با من تماس گرفت، بی خبر بودم از دعوت نامه‌ای که معشوق برایم تدارک دیده بود. 

اما مقصد سفر این بار خیلی متفاوت بود، دیدار آن روز در استانی دیگر بود و دیدار امروز در استانی دیگر دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

این بار محل قرار برای دیدار، شهری بود که پیش از این هر بار که کوله بارمان را می‌بستیم برای دیدار امام رئوف (ع) بود و با رسیدنمان به حرم امن رضوی، سفره دلمان را پهن می کردیم و  درددل هایمان شروع می‌شد و از درد‌ها و غم هایمان می‌گفتیم.

دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

اما این بار علاوه آنکه پشت پنحره فولاد به تماشای امام مهربانی‌ها نشستیم؛ از همسایه جدید امام رضا(ع) برایش گفتیم از فراغی گفتیم که امام رضا (ع) خود بیش از ما از آن خبر داشت؛ آخر معشوق ما زودتر به امام رسیده بود و در کنار امام مهربانی ‌ها(ع) ماوا گزیده بود. 

دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

زمانی که آن بار به حسینه امام خمینی(ره) رسیدیم، مردمانی از دیار خوزستان با ما برای همراهی دیدار آن یار خراسانی، همراه شده بودند، اما این بار نه تنها با مردمان ایران؛ بلکه با مردمان جهان به دیدار رهبری رفته بودیم.

دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

آن روزی وقتی شنیدیم که حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای آمد همه به احترام بلند شدیم و ایستادیم؛ آن روز من ایستادنم را ادامه دادم و ایستادم و به چهره‌اش می‌نگریستم. آخر با خود می‌گفتم دیگر شاید توفیق دیدار با چنین بزرگ مردی را نداشته باشم.

دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

اما این بار وقتی به دیدارش رفتم، باز هم ایستادم و به تماشا نشستم و به این فکر کردم و با او دردردل کردم و گفتم: آخر چه قدر تو بزرگ بودی که مردانه ایستادی و مردانه جانت را در راه حق فدا کردی و فدایی وطن شدی؛ تو به آرزویت رسیدی، اما تپش قلب‌های ما همچنان بعد از شنیدن خبر شهادت تو آخر آرام نشد. 

دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

آری آن روز دیدارت، کمی زخم  شهادت سردار جهان در قلبمان آرام‌تر کرد و ما را برای ادامه راه سلیمانی، مصمم‌تر کرد و امروز دیدار مزارت ما را مصمم برای ادامه راه تو.  راهی که خود فرمودی:" مثلی لایبایع مثل یزید "

آری باید برخاست، باید برخاست و آنچه را که تو آغاز کرده‌ای، آنچه آرزوی تو بوده را جامه عمل پوشاند و پرچم وطن وطن وطن و وطن را تا سرقله افتخار بالا برد و لبخند زیبای سردار جهان و  رهبر جهان شهید حضرت سید علی خامنه‌ای را بعد از آن به تماشا نشست.دو دیدار عاشقانه؛ اما با حسی متفاوت/ دیدار دیار حاج قاسمی‌ها با همسایه امام مهربانی‌ها+فیلم

 

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha