جنگ‌شناختی، بیش از آنکه بر تغییر واقعیت تکیه داشته باشد، بر تغییر ادراک عمومی استوار است.

باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ‌شناختی، بیش از آنکه بر تغییر واقعیت تکیه داشته باشد، بر تغییر ادراک عمومی استوار است. در این میدان، آنچه اهمیت دارد نه لزوماً حقیقت، بلکه روایتی است که بتواند ذهن مخاطب را تسخیر کند. به همین دلیل، عملیات روانی همواره متناسب با شرایط میدان تغییر می‌کند؛ اگر یک روایت کارآمد نباشد، روایت دیگری جایگزین آن می‌شود، اما هدف ثابت می‌ماند: هدایت افکار عمومی. رفتار جریان سلطنت‌طلب در ماه‌های منتهی به جنگ و سپس در جریان درگیری‌ها، نمونه‌ای قابل‌تأمل از همین تغییر تاکتیک است. پیش از آغاز جنگ، محور اصلی عملیات رسانه‌ای این جریان، القای «فروپاشی قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی» بود. در شبکه‌های اجتماعی این گزاره به طور مداوم بازتولید می‌شد که نظام سیاسی ایران در آستانه سقوط قرار دارد و تنها یک فشار خارجی یا حمله نظامی می‌تواند آخرین حلقه این زنجیره باشد. از همین رو، درخواست‌های علنی از دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای حمله نظامی به ایران، نه یک موضع احساسی، بلکه بخشی از پروژه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به مداخله نظامی و القای این تصور بود که چنین اقدامی خواست مردم ایران است.

هم‌زمان، روایت دیگری نیز با شدت دنبال می‌شد؛ اینکه ایران در همان ساعات اولیه هرگونه درگیری نظامی شکست خواهد خورد و ساختار سیاسی کشور ظرف مدت کوتاهی فرو خواهد پاشید. این تصویر، بیش از آنکه بر واقعیت‌های نظامی استوار باشد، تلاشی برای تأثیرگذاری بر روحیه جامعه و ایجاد احساس ناامیدی و بی‌سرانجام بودن هرگونه مقاومت بود. در ادبیات جنگ‌شناختی، به این روش «ساختن آینده قطعی در ذهن مخاطب» گفته می‌شود؛ یعنی پیش از آنکه اتفاقی رخ دهد، نتیجه آن به‌عنوان یک واقعیت غیرقابل‌اجتناب در ذهن جامعه تثبیت شود. هدف این عملیات، کاهش تاب‌آوری اجتماعی، ایجاد ترس و تغییر محاسبات ذهنی مردم بود. اما با گذشت چند ماه از جنگ و آغاز دور جدید درگیری‌ها، به نظر می‌رسد بخشی از این پروژه وارد مرحله تازه‌ای شده است. اگر این روز‌ها سری به اکسپلور اینستاگرام بزنید، با حجم قابل‌توجهی از محتوا‌هایی روبه‌رو می‌شوید که از سوی حساب‌های نزدیک به جریان سلطنت‌طلب منتشر می‌شوند؛ محتوا‌هایی که دیگر کمتر از «فروپاشی چندساعته» سخن می‌گویند و بیشتر بر هشدار، ایجاد نگرانی و اخطار درباره حملات احتمالی آمریکا یا اسرائیل تمرکز دارند.

این تغییر لحن را نمی‌توان صرفاً یک تغییر محتوایی دانست. به نظر می‌رسد پس از آنکه روایت «سقوط فوری» با واقعیت‌های میدان همخوانی پیدا نکرد، راهبرد رسانه‌ای نیز تغییر کرده است. اکنون به‌جای وعده پیروزی سریع، تمرکز بر مدیریت احساسات عمومی، افزایش اضطراب اجتماعی و حفظ فضای روانی ناشی از جنگ قرار گرفته است. نکته قابل‌توجه، نقش الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی در گسترش این محتواهاست. بسیاری از این ویدئو‌ها از طریق تبلیغات اینستاگرامی یا سازوکار پیشنهاد محتوا (Suggested Content) به کاربرانی نمایش داده می‌شوند که حتی دنبال‌کننده این حساب‌ها نیستند. در نتیجه، دامنه اثرگذاری این روایت‌ها از مخاطبان سنتی این جریان فراتر رفته و به کاربران عادی نیز رسیده است.

پدیده دیگری که در این مرحله بیش از گذشته به چشم می‌آید، افزایش حضور بلاگر‌های زن نزدیک به این جریان است. این حساب‌ها باتکیه‌بر قالب‌های سرگرم‌کننده، سبک زندگی یا جذابیت‌های بصری تلاش می‌کنند پیام‌های سیاسی خود را در قالبی متفاوت و کم‌هزینه به مخاطب منتقل کنند. در این روش، پیام سیاسی دیگر در قالب یک تحلیل یا بیانیه ارائه نمی‌شود، بلکه در دل ویدئو‌های کوتاه، روایت‌های شخصی یا محتوای سبک قرار می‌گیرد؛ روشی که در ادبیات ارتباطات از آن به‌عنوان «عادی‌سازی پیام سیاسی در قالب محتوای سرگرم‌کننده» یاد می‌شود. این تغییر نشان می‌دهد که جنگ‌شناختی تنها با اخبار و تحلیل‌های سیاسی پیش نمی‌رود، بلکه از ظرفیت اینفلوئنسر‌ها، الگوریتم‌های پلتفرم‌ها و سازوکار‌های افزایش دیده‌شدن محتوا نیز بهره می‌گیرد. هرچه پیام طبیعی‌تر و غیررسمی‌تر به نظر برسد، احتمال اثرگذاری آن بر مخاطب نیز افزایش می‌یابد.

در مجموع، آنچه امروز در فضای مجازی مشاهده می‌شود، بیش از آنکه صرفاً فعالیت پراکنده چند حساب کاربری باشد، بیانگر تغییر تاکتیک در عملیات روانی است. اگر در مرحله نخست، هدف القای فروپاشی قریب‌الوقوع و مشروعیت‌بخشی به حمله نظامی بود، اکنون تمرکز بر حفظ التهاب روانی، افزایش نگرانی عمومی و استمرار جنگ ادراکی است. در جنگ‌شناختی، روایت‌ها تغییر می‌کنند، ابزار‌ها به‌روزرسانی می‌شوند و بازیگران ممکن است چهره عوض کنند، اما هدف نهایی ثابت می‌ماند؛ تأثیرگذاری بر ذهن مخاطب و شکل‌دادن به ادراک عمومی. از همین رو، شناخت سازوکار‌های پروپاگاندا و افزایش سواد رسانه‌ای، مهم‌ترین ابزار جامعه برای مواجهه با هر نوع عملیات روانی است؛ فارغ از آنکه این عملیات از سوی چه جریان یا بازیگری هدایت شود.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha