یکی وسط بحث به اتاق پناه می‌برد و در را می‌بندد، دیگری اصرار دارد که همان لحظه تکلیف همه‌چیز روشن شود.

باشگاه خبرنگاران جوان - یکی وسط بحث به اتاق پناه می‌برد و در را می‌بندد، دیگری اصرار دارد که همان لحظه تکلیف همه‌چیز روشن شود. این صحنه‌ای آشنا در بسیاری از خانه‌هاست که اغلب به سوءتفاهم‌های عمیق‌تری ختم می‌شود. اما در اوج تنش‌های زناشویی، واقعاً چه باید کرد؟ آیا سکوت کردن مهارت است یا حرف زدن؟
 
سیده سارا موسوی، روان‌شناسی بالینی، برای پاسخ به این گره کور ارتباطی، به یکی از تجربه‌های آشنای خود در اتاق مشاوره اشاره می‌کند.او صحبت‌هایش را با این روایت آغاز می‌کند: «چند وقت پیش زوجی به اتاق مشاوره آمده بودند. خانم با ناراحتی می‌گفت هر وقت دعوا می‌کنیم، آقا بدون اینکه چیزی بگوید محیط را ترک می‌کند؛ یا می‌رود در اتاقش یا کلاً از خانه می‌رود بیرون. نه توضیحی می‌دهد، نه حرفی می‌زند! هنوز جمله خانم تمام نشده بود که آقا در دفاع از خودش گفت: اگر بمانم ممکن است از روی عصبانیت حرفی بزنم که زندگی‌مان خراب بشود، برای همین ترجیح می‌دهم چند دقیقه از فضا دور باشم تا آرام شوم.»
 

تله ترجمه‌های اشتباه؛ وقتی سکوت، بی‌تفاوتی معنا می‌شود!

به باور این کارشناس، این صحنه برای درمانگران بسیار آشناست؛ نقطه‌ای که دقیقاً سوءتفاهم‌ها از آنجا جوانه می‌زنند. موسوی در تحلیل این رفتارها می‌گوید: «خانم از سکوت و رفتن همسرش احساس بی‌تفاوتی و بی‌اهمیتی می‌کند، اما آقا دقیقاً برعکس تصور می‌کند که دارد با سکوتش زندگی را جمع‌وجور می‌کند و از رابطه‌اش محافظت می‌کند. در واقع یک رفتار انجام شده، اما با دو برداشت کاملاً متفاوت.»
 
وی با اشاره به تفاوت واکنش افراد در لحظه بحران ادامه می‌دهد: «معمولاً زن و شوهرها در این موقعیت واکنش‌های متفاوتی دارند. یکی دوست دارد همان لحظه همه‌چیز روشن بشود، سوال می‌پرسد و اصرار دارد که همین الان مشکل را حل کنیم. اما طرف مقابل ساکت می‌شود، به اتاق می‌رود، با گوشی‌اش سرگرم می‌شود یا نهایتاً می‌گوید الان حوصله ندارم. از همین لحظه هرکدام شروع می‌کنند در ذهنشان یک‌سری داستان ساختن؛ کسی که دنبال صحبت بوده با خودش می‌گوید من مهم نیستم که مرا نادیده گرفت، اما آن کسی که سکوت کرده در دلش می‌گوید اگر حرفی بزنم ممکن است بعداً پشیمان بشوم، پس بهتر است الان آرام باشم.»
 
این روان‌شناس بالینی معتقد است ریشه بسیاری از این چالش‌ها کمبود علاقه نیست: «در اتاق مشاوره بارها دیده‌ایم که مشکل اصلی زوج‌ها این نیست که همدیگر را دوست ندارند، بلکه بیشتر این است که رفتارهای هم را اشتباه ترجمه و تفسیر می‌کنند؛ سکوت را به بی‌علاقگی نسبت می‌دهند، در حالی که طرف مقابل آن را نشانه خویشتن‌داری می‌داند.»
 

تیغ دو لبه؛ سکوت سالم کجاست، تنبیه عاطفی کدام است؟

اما آیا واقعاً سکوت همیشه راهگشاست؟ این سوالی است که در میز گفت‌وگوی این هفته از موسوی پرسیده‌ایم و او در پاسخ، مرز باریک میان سکوت سازنده و مخرب را این‌گونه رسم می‌کند: «اگر در اوج عصبانیت شروع به صحبت کنیم، احتمال اینکه به جای حل مسئله، تازه همدیگر را زخمی کنیم خیلی زیاد است.
 
وقتی کنکاش می‌کنیم، می‌بینیم خیلی از جمله‌هایی که سال‌ها در ذهن یک همسر باقی مانده است، دقیقاً لحظه‌ای بوده که طرف مقابل از روی خشم حرفی را زده است.»
 
با این حال، این روانشناس هشدار می‌دهد که طولانی شدن این روند می‌تواند آسیب‌زا باشد: «از طرف دیگر، اگر سکوت ما ساعت‌ها یا حتی روزها ادامه پیدا کند، دیگر سکوت سالم محسوب نمی‌شود و تبدیل به یک نوع تنبیه عاطفی شده است. در این حالت، طرف مقابل احساس می‌کند دیده و شنیده نمی‌شود و انگار وجودش اهمیتی ندارد.»
 
سید سارا موسوی برای مدیریت این لحظات بحرانی، یک راهکار کاربردی و طلایی ارائه می‌دهد: «اگر احساس می‌کنید کنترل هیجان را از دست داده‌اید، به جای قهر کردن یا ترک ناگهانی فضا، یک جمله صمیمانه بگویید: الان خیلی عصبانی‌ام و می‌ترسم حرفی بزنم که بعداً هر دو ناراحت بشویم، اجازه بده یک ساعت دیگر که آرام‌تر شدیم در موردش صحبت کنیم. البته این زمان خریدن نباید به معنی حذف مسئله و بی‌خیال شدن باشد. همین جمله، پیام روشنی می‌دهد که این رابطه برایم مهم است.»
 
موسوی همچنین نقش همسری که شنونده این درخواست است را بسیار کلیدی می‌داند و می‌گوید: «اگر همسرتان چنین درخواستی کرد، دیگر نیازی نیست مدام بروید دنبالش و اصرار کنید که نه، همین الان تکلیف را روشن کنیم! بعضی اوقات بزرگترین کمکی که می‌توانیم به رابطه‌مان بکنیم این است که به طرف مقابل فرصت بدهیم هیجان و خشمش فروکش کند تا بعداً بتوانیم مسئله را حل کنیم.»
 

در دعواهای زناشویی، برنده و بازنده نداریم!

در نهایت، تنظیم قطب‌نمای رابطه در زمان اختلافات، مهم‌ترین توصیه‌ای است که این روان‌شناس برای زوجین دارد. او گفت‌وگو را با این نتیجه‌گیری طلایی به پایان می‌برد: «هدف از اختلاف در زندگی مشترک این نیست که مشخص بشود چه کسی برنده است. اگر بعد از هر دعوا یکی احساس پیروزی و دیگری احساس شکست کرد، در واقع هر دو باخته‌اند؛ چون چیزی از اعتماد و صمیمیت رابطه‌شان کم شده است. هدف این است که رابطه برنده بشود.»
 
سارا موسوی در یک جمع‌بندی کوتاه تکلیف سکوت یا صحبت در دعوا را روشن می‌کند و می‌گوید: «سکوتی که برای آرام شدن باشد، یکی از سالم‌ترین مهارت‌های ارتباطی است، اما سکوتی که برای تنبیه، لجبازی یا فرار از حل مسئله استفاده بشود، آسیب‌زننده‌ترین حرکت است. صحبت کردن هم زمانی مفید است که بعد از آرام شدن، با احترام و با هدف فهمیدن یکدیگر انجام بشود، نه برای اثبات اینکه حق با ما بوده است. شاید زیباترین جمله‌ای که در اوج اختلاف بتوانیم بگوییم این باشد: الان هر دویمان ناراحتیم، بیا به خودمان فرصت بدهیم و بعد برگردیم تا مسئله را حل کنیم، نه اینکه بیاییم همدیگر را شکست بدهیم.»
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha