باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهرانگیز آبروشن ـ از دوازدهم تیرماه به مدت یک هفته در تقویم به نام روز خیاط، صنعت نساجی و هفته پوشاک ثبت شده است؛ روزی که اگرچه میتواند فرصتی برای قدردانی از هنرمندان سوزن و پارچه باشد، اما در آذربایجانغربی بیش از آنکه یادآور جشن و تبریک باشد، پنجرهای برای دیدن واقعیتهای صنفی، اقتصادی و اجتماعی یکی از پرظرفیتترین صنایع استان است.
صنعت پوشاک در آذربایجانغربی، صنعتی صرفاً فروشگاهی یا مناسبتی نیست؛ زنجیرهای گسترده از کارخانه نساجی، کارگاههای تولیدی، خیاطان خانگی، مزونها، آموزشگاههای فنی و حرفهای، فروشندگان بازار، بانوان کارآفرین و واحدهای صنفی را در بر میگیرد. این صنعت از یک سو میتواند به اشتغالزایی، توانمندسازی بانوان، رونق تولید داخلی و حتی صادرات به کشورهای همسایه کمک کند و از سوی دیگر، امروز با چالشهایی روبهروست که ادامه فعالیت بسیاری از فعالان آن را دشوار کرده است.
فعالیت ۳۱۴۹واحد صنعتی و صنفی تولید پوشاک در آذربایجانغربی
بر اساس اعلام سخاوت خیرخواه، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربایجانغربی، در سطح استان ۴۹ واحد صنعتی پوشاک با اشتغال ۳۳۴ نفر فعال است. همچنین تعداد واحدهای صنفی تولیدی پوشاک در استان ۳۱۰۰ واحد اعلام شده و میزان تولید سالانه واحدهای صنفی پوشاک حدود ۷ میلیون دست لباس است.
این اعداد نشان میدهد پوشاک در آذربایجانغربی صنعتی گسترده، اما عمدتاً خرد و کارگاهی است؛ صنعتی که بخش مهمی از بار اشتغال آن بر دوش واحدهای کوچک، تولیدکنندگان محلی و فعالان صنفی قرار دارد. با این حال، نکته قابل تأمل آنجاست که به گفته رئیس سازمان صمت استان، آمار دقیقی از میزان واردات یا صادرات پوشاک از استان قابل استخراج نیست؛ موضوعی که در استانی مرزی، آن هم در صنعتی درگیر با قاچاق و رقابت خارجی، میتواند یکی از خلأهای جدی سیاستگذاری باشد.
بازار پوشاک؛ وقتی خرید لباس از اولویت خانوادهها خارج میشود
بهروز علیقشنگی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان پوشاک و خیاطان ارومیه، مهمترین مسئله امروز این صنف را فاصله میان هزینه تولید و توان خرید مردم میداند. به گفته او، کاهش قدرت خرید خانوارها، افزایش قیمت مواد اولیه، نوسان نرخ ارز، رکود بازار، فروش مدتدار و کمبود نقدینگی، هزینههای جانبی و رقابت با پوشاک قاچاق و ارزان، فشار زیادی بر تولیدکنندگان و خیاطان وارد کرده است.
او میگوید وقتی خانوادهها با هزینههای ضروریتر روبهرو هستند، خرید لباس نو را به تعویق میاندازند و همین موضوع باعث کاهش فروش، خواب سرمایه و افت سود تولیدکنندگان میشود. از سوی دیگر، پارچه، نخ، زیپ، دکمه، لایی و بسیاری از ملزومات دوخت وابسته به قیمت ارز و واردات است و با افزایش هزینه تولید، بازار توان پذیرش افزایش قیمت نهایی را ندارد.
به گفته رئیس اتحادیه تولیدکنندگان پوشاک و خیاطان ارومیه، در ارومیه حدود ۱۰۰۰ کارگاه خیاطی و تولید پوشاک مجاز فعال است و در کنار آن حدود ۲۰۰ کارگاه غیرمجاز و زیرپلهای شناسایی شدهاند. همچنین در یک سال گذشته حدود ۲۰۰ واحد به دلیل مشکلات اقتصادی پروانه خود را باطل یا تعلیق کردهاند.
این آمار، تصویری روشن از وضعیت شکننده واحدهای خرد ارائه میدهد؛ واحدهایی که اگرچه در اشتغال محلی نقش دارند، اما با کوچکترین شوک اقتصادی، افزایش هزینه یا کاهش فروش، در معرض تعطیلی قرار میگیرند.
علیقشنگی معتقد است کمک مؤثر دولت و مسئولان استانی باید در چند محور دنبال شود؛ تثبیت تأمین مواد اولیه، کنترل هزینههای تولید، ارائه تسهیلات کمبهره، مقابله جدی با قاچاق، کمک به فروش و بازاریابی، آموزش و ارتقای کیفیت، کاهش بروکراسی، حمایت از خوشههای صنفی و معرفی برندهای بومی.
قاچاق؛ زخمی که از مرز شروع میشود و به ویترین بازار میرسد
آذربایجانغربی به دلیل موقعیت مرزی، همواره در معرض ورود و عرضه پوشاک خارجی قرار دارد.
رامین علیزاده، رئیس اتحادیه فروشندگان پوشاک آذربایجانغربی، قاچاق پوشاک را یکی از ضربههای جدی به تولید داخلی و اشتغال میداند و میگوید نخستین لطمه کالای قاچاق، آسیب به تولید داخلی و در نهایت بیکاری است. به گفته او، قاچاق علاوه بر ضربه به تولید، باعث خروج ارز از کشور و غفلت از ظرفیتهای داخلی صنعت پوشاک میشود.
او با اشاره به ظرفیت مرزنشینی استان معتقد است آذربایجانغربی باید بتواند از این موقعیت به نفع تولید و تجارت قانونی است استفاده کند، اما در عمل فعالان رسمی بازار از مزیت مرزی بهره چندانی نمیبرند و در مقابل، ورود غیررسمی کالا به بازار، رقابت را برای فروشندگان دارای پروانه کسب دشوار کرده است.
رئیس اتحادیه فروشندگان پوشاک استان، رکود بازار را نیز از مهمترین مشکلات این صنف عنوان میکند. به گفته او، تورم باعث شده پوشاک از اولویتهای اصلی سبد خانوار خارج شود و بسیاری از خانوادهها خرید لباس را تنها به مناسبتهایی مانند عروسی، تولد یا ضرورتهای خاص موکول کنند.
علیزاده میگوید وقتی درآمد خانوار ابتدا صرف خوراک، قبوض، اجاره و هزینههای ضروری میشود، پوشاک در ردیفهای پایینتر هزینهای قرار میگیرد. نتیجه این وضعیت، کاهش تقاضا، افت کیفیت برخی اجناس، نارضایتی مشتریان و تشدید رکود در بازار است.
او همچنین فروشهای آنلاین بدون مجوز، فشار مالیاتی، اجارهبها، هزینههای جاری و نبود حمایت مؤثر از اصناف را از دیگر چالشهای فروشندگان پوشاک میداند و تأکید میکند فروش اینترنتی امری طبیعی و رو به گسترش است، اما باید نظارت کافی وجود داشته باشد تا حقوق واحدهای رسمی که مالیات، اجاره و هزینههای قانونی پرداخت میکنند، ضایع نشود.
به گفته رئیس اتحادیه فروشندگان پوشاک آذربایجانغربی، مکاتباتی با اتاق اصناف، اداره مالیات و دستگاههای مربوط انجام شده، اما پاسخها در عمل به نتیجه مشخصی نرسیده است. او حتی مدعی است سرانه مالیاتی آذربایجانغربی چند برابر برخی استانهای همجوار اعلام شده؛ ادعایی که نیازمند بررسی دقیقتر دستگاههای مسئول است، اما نشان میدهد مالیات به یکی از دغدغههای جدی فعالان بازار پوشاک تبدیل شده است.
کارخانههای نساجی؛ گرفتار فروش مدتدار و نوسان ارز
در کنار واحدهای صنفی و فروشگاهی، بخش کارخانهای و نساجی نیز با مشکلات خاص خود روبهروست.
احمد قصابی، مدیرعامل شرکت کارخانجات نساجی خوی، در گفتوگو در محیط کارخانه، کاهش قدرت خرید مصرفکننده را یکی از مشکلات اصلی صنعت نساجی، بهویژه در بخش تولید پارچه شلواری عنوان میکند.
به گفته او، خریداران عمده پارچه معمولاً خرید نقدی انجام نمیدهند و خریدها به صورت مدتدار، حتی چهارماهه، انجام میشود. در چنین شرایطی اگر نرخ ارز افزایش یابد، تولیدکننده متضرر میشود و سرمایه خود را از دست میدهد.
قصابی، مشکلات ثبت سفارش و واردات مواد اولیه را نیز از موانع جدی تولید میداند و معتقد است دولت باید امکان ورود مواد اولیه مورد نیاز تولیدکنندگان را تسهیل کند. او همچنین بر ضرورت حمایت بانکی از تولیدکنندگان تأکید دارد و میگوید بانکها باید تسهیلات بیشتری متناسب با فروش تولیدکنندگان ارائه دهند تا بخشی از فشار ناشی از افزایش ارز و فروش مدتدار جبران شود.
او در بخش صادرات نیز بر ضرورت توافقات گمرکی با کشورهای همسایه تأکید میکند؛ موضوعی که برای استان مرزی آذربایجانغربی اهمیت ویژهای دارد، اما نبود دادههای دقیق صادراتی و وارداتی، برنامهریزی در این حوزه را دشوارتر کرده است.
بانوان؛ نیروی پنهان اما مؤثر صنعت پوشاک
یکی از مهمترین ظرفیتهای صنعت پوشاک در آذربایجانغربی، حضور گسترده بانوان در خیاطی، تولید خانگی، مزونداری، طراحی لباس و کارگاههای کوچک است.
نیر الهامی، مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری آذربایجانغربی، صنعت پوشاک و خیاطی را از حوزههای مهم اشتغالزایی بانوان میداند و از پیگیریهایی برای ساماندهی فعالان این بخش خبر میدهد.
به گفته او، تشکیل اتحادیه تخصصی پوشاک ایرانی ـ اسلامی، ایجاد بستر فروش مستمر محصولات بومی، توانمندسازی و آموزش بانوان، امضای تفاهمنامه با دانشگاه مهارت و برگزاری رویدادهای طراحی لباس از جمله برنامههایی است که برای حمایت از این حوزه دنبال میشود.
الهامی درباره تسهیلات نیز توضیح میدهد که وامهای تبصره ۱۸ از مسیر فرمانداریها و دستگاههای متولی از جمله اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی ابلاغ میشود و متقاضیان میتوانند از طریق سامانه مشاغل خانگی، بر اساس مدارک و مهارت شغلی، برای دریافت تسهیلات اقدام کنند.
در موضوع بیمه بانوان خیاط، بهویژه زنان سرپرست خانوار، او به ظرفیتهایی مانند بیمه زنان خانهدار و دختران، بیمه مشاغل آزاد، بیمه صندوق روستاییان و عشایر و حمایت نهادهایی مانند بهزیستی و کمیته امداد اشاره میکند. با این حال، آنچه از مجموع پاسخها برمیآید، این است که هنوز یک سازوکار واحد، پایدار و مشخص برای بیمه فراگیر بانوان فعال در پوشاک خانگی وجود ندارد و این بخش همچنان نیازمند پیگیری جدیتر است.
الهامی نمایشگاههایی مانند گوهرشاد، طرح ملی مشاغل خانگی، پویش «هزار میدان، هزار بازار» و کارگروه مد و لباس را از مسیرهای اتصال تولیدکنندگان خرد به بازار معرفی میکند. به گفته او، نمایشگاه ملی گوهرشاد با حضور ۵۰ تولیدکننده و عرضهکننده برگزار شده و غرفهای ویژه برای جذب سرمایهگذاری در بخش پوشاک نیز در نظر گرفته شده است.
مد ایرانی؛ از تغییر سلیقه مردم تا ضعف برندینگ
در کنار مشکلات اقتصادی، صنفی و تولیدی، بخشی از آینده صنعت پوشاک آذربایجانغربی به شناخت سلیقه مصرفکننده و توان طراحان در پاسخ به نیازهای جدید بازار وابسته است؛ بازاری که دیگر تنها با قیمت و دسترسی تعریف نمیشود، بلکه هویت، راحتی، سبک شخصی و حضور در فضای مجازی نیز در آن نقش تعیینکننده دارد.
الهام عبدالهی، کارشناس حوزه مد و لباس، معتقد است سلیقه مردم در سالهای اخیر از پیروی محض از مدهای جهانی فاصله گرفته و بیشتر به سمت لباسهایی حرکت کرده است که در کنار کاربردی بودن، با سبک شخصی و ارزشهای فرهنگی مصرفکننده هماهنگ باشد.
به گفته او، امروز جامعه نیاز دارد سبکشناسی و فرهنگ ایرانی را با قدرت بیشتری در حوزه پوشاک جایگذاری کند تا لباس ایرانی تنها یک انتخاب مناسبتی یا سنتی نباشد، بلکه بتواند در زندگی روزمره مردم و بهویژه نسل جوان حضور مؤثر داشته باشد.
عبدالهی، شبکههای اجتماعی را یکی از عوامل مهم تغییر بازار پوشاک میداند و میگوید این فضا باعث شده قدرت مطلق برندهای بزرگ کاهش یابد و فرصت بیشتری برای طراحان مستقل و کسبوکارهای کوچک ایجاد شود. به گفته او، شبکههای اجتماعی فقط ویترین فروش نیستند، بلکه امکان تعامل مستقیم میان طراح و مشتری را فراهم کردهاند و سرعت پاسخگویی به ترندها را به یکی از فاکتورهای اصلی رقابت در بازار تبدیل کردهاند.
این نگاه در استانی مانند آذربایجانغربی که بخش بزرگی از فعالان پوشاک آن در قالب کارگاههای خرد، مزونها، تولید خانگی و کسبوکارهای کوچک فعالیت میکنند، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا فضای مجازی میتواند بخشی از ضعف بازار سنتی و محدودیت دسترسی به مشتری را جبران کند، به شرط آنکه فعالیتها مجوزمند، حرفهای و همراه با آموزش بازاریابی باشد.
این کارشناس حوزه مد و لباس درباره ظرفیت طراحی لباس ایرانی نیز تأکید میکند که ایران به دلیل غنای هنری و تاریخی، ظرفیت بالایی در طراحی پوشاک دارد؛ اما این ظرفیت زمانی به فرصت اقتصادی تبدیل میشود که عناصر فرهنگی و هنری با نیازهای زیستی انسان معاصر، بهویژه جوانان، تلفیق شود.
عبدالهی معتقد است طراحی ایرانی نباید صرفاً در قالبهای سنتی باقی بماند، بلکه باید با زبان امروز، نیاز امروز و سلیقه نسل جدید بازتعریف شود. به باور او، چنین رویکردی میتواند حتی برای رقابت در بازارهای بینالمللی نیز ظرفیت ایجاد کند.
او درباره کمتر شناخته شدن برندهای ایرانی نیز میگوید این مسئله ناشی از ضعف خلاقیت طراحان نیست، بلکه ریشه در ضعف زنجیره ارزش دارد؛ یعنی فاصلهای که میان ایدهپردازی، طراحی، تولید صنعتی استاندارد، سرمایهگذاری، برندینگ و بازاریابی حرفهای وجود دارد.
به گفته عبدالهی، کمبود سرمایهگذاری در تولید، برندینگ و مارکتینگ باعث شده بسیاری از طراحان و برندهای ایرانی نتوانند در مقیاس وسیع جایگاه واقعی خود را در بازار تثبیت کنند. این موضوع نشان میدهد حمایت از صنعت پوشاک تنها به پرداخت تسهیلات یا آموزش خیاطی محدود نمیشود، بلکه باید طراحی، تولید استاندارد، هویت بصری، فروش آنلاین، تبلیغات و برندسازی حرفهای نیز در زنجیره حمایت قرار گیرد.
در واقع اگر آذربایجانغربی میخواهد از ظرفیت پوشاک بومی، لباسهای محلی، هنر دوخت، توان بانوان و موقعیت مرزی خود استفاده کند، باید میان سه ضلع طراحی خلاقانه، تولید باکیفیت و بازاریابی حرفهای پیوند برقرار شود؛ در غیر این صورت، ایدههای خوب در مرحله نمونهدوزی و تولید محدود باقی میمانند و به برندهای پایدار و قابل رقابت تبدیل نمیشوند
مهارتآموزی؛ نقطه امید صنعت پوشاک
در حالی که فعالان بازار از رکود، گرانی و کاهش تقاضا گلایه دارند، بخش آموزش تصویری امیدوارکنندهتر از آینده این صنعت ارائه میدهد.
حسن شریفی، مدیرکل آموزش فنی و حرفهای آذربایجانغربی، استقبال از دورههای صنایع پوشاک در استان را خوب و رو به گسترش توصیف میکند.
به گفته او، بازار کار هنرآموزان خیاطی مثبت ارزیابی میشود و فارغالتحصیلان این حوزه میتوانند در زمینههایی مانند راهاندازی مزون شخصی، همکاری با تولیدیها و برندها، انجام سفارشات خانگی و تدریس فعالیت کنند. شریفی همچنین تأکید دارد که با وجود تولید صنعتی، تقاضا برای دوخت سفارشی، لباس مجلسی، لباس عروس و فرمهای اختصاصی همچنان وجود دارد و رشد فروش آنلاین و مزونها فرصتهای جدیدی ایجاد کرده است.
مدیرکل آموزش فنی و حرفهای استان، مهارتهایی مانند مانتودوزی، شلواردوزی، نازکدوزی، ضخیمدوزی، دوخت کت و پالتو، لباس عروس و مجلسی را از مهارتهای پرتقاضا معرفی میکند. او همچنین تنوع قومی و پوششهای بومی آذربایجانغربی را ظرفیتی ارزشمند برای طراحیهای نوآورانه و بازارپسند میداند.
بر اساس اعلام شریفی، در بخش غیردولتی ۳۱۳ آموزشگاه صنایع پوشاک با سهم ۲۹ درصدی فعال است و در بخش دولتی نیز ۲۲ کارگاه و ۱۸ مربی در این حوزه فعالیت دارند. این آمار نشان میدهد آموزش در حوزه پوشاک از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا بازار فعلی توان جذب همه این مهارتآموختگان را دارد یا نه؟
تسهیلات؛ حمایتهایی که هست، اما کافی نیست
علی دهقان، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی آذربایجانغربی، از پرداخت ۵۸۰ میلیارد ریال تسهیلات در حوزه پوشاک برای ۴۸۷ طرح با اشتغال ۸۱۴ نفر در سال ۱۴۰۴ خبر میدهد.
این عدد نشان میدهد حوزه پوشاک در سیاستهای حمایتی اشتغال استان جایگاه قابل توجهی دارد، بهویژه در بخش مشاغل خانگی و طرحهای خرد. با این حال، مسئله بیمه همچنان یکی از خلأهای مهم این حوزه است. دهقان توضیح میدهد که بیمه در مشاغل خانگی اجباری نیست و بهصورت اختیاری انجام میشود.
او همچنین به نقش پشتیبانها در زنجیره مشاغل خانگی اشاره میکند؛ افرادی که مواد اولیه و ملزومات را تهیه کرده و در اختیار خیاطان قرار میدهند و سپس محصولات را در مراکز فروش و بازار توزیع میکنند. این ساختار اگر بهدرستی ساماندهی شود، میتواند حلقه واسط میان تولید خانگی و بازار مصرف باشد، اما در صورت نبود نظارت، شفافیت و بیمه، بخشی از نیروی کار خانگی همچنان در وضعیت ناپایدار باقی میماند.
صنعتی با ظرفیت بالا، اما نیازمند سیاستگذاری دقیق
مجموع گفتوگوها با مسئولان، فعالان صنفی، مدیران صنعتی و متولیان آموزش نشان میدهد صنعت پوشاک آذربایجانغربی در نقطهای دوگانه ایستاده است؛ از یک طرف، ۳۱۰۰ واحد صنفی، تولید سالانه ۷ میلیون دست لباس، صدها آموزشگاه، حضور گسترده بانوان، ظرفیت مرزی، تنوع فرهنگی و امکان صادرات به کشورهای همسایه، فرصتهایی کمنظیر برای رشد این صنعت فراهم کرده است.
از طرف دیگر، قاچاق، رکود بازار، کاهش قدرت خرید مردم، گرانی مواد اولیه، نوسان ارز، فروش مدتدار، نبود نقدینگی، فشار مالیاتی، هزینههای بیمه و اجاره، ضعف در بازاریابی، نبود آمار دقیق واردات و صادرات و ناپایداری بیمه مشاغل خانگی، این ظرفیت را تهدید میکند.
در چنین شرایطی، حمایت از صنعت پوشاک تنها با برگزاری مراسم و تبریک روز خیاط محقق نمیشود. این صنعت به برنامهای عملی نیاز دارد؛ برنامهای که از تأمین مواد اولیه تا آموزش، از بیمه تا بازار فروش، از مقابله با قاچاق تا تسهیل صادرات و از حمایت از بانوان تا تقویت برندهای بومی را در بر بگیرد.
از سوی دیگر، تغییر سلیقه مردم، رشد شبکههای اجتماعی و ظرفیت طراحی لباس ایرانی نشان میدهد آینده پوشاک استان فقط به حل مشکلات تولید وابسته نیست، بلکه به برندسازی، بازاریابی حرفهای، تلفیق هویت ایرانی با نیاز نسل جدید و اتصال طراحان مستقل به بازار نیز بستگی دارد.
سخن آخر
روز خیاط و هفته پوشاک در آذربایجانغربی، فقط روز یا هفته قدردانی از دستانی نیست که پارچه را به لباس تبدیل میکنند؛ روز یادآوری صنعتی است که میتواند برای جوانان، بانوان، کارگاههای کوچک، واحدهای تولیدی و بازار استان اشتغال و ارزش افزوده ایجاد کند. اما این صنعت امروز بیش از شعار، به تصمیمهای دقیق، آمار شفاف، حمایت مالی هدفمند، مبارزه واقعی با قاچاق، بازار فروش پایدار و بیمه مطمئن نیاز دارد.
اگر قرار است سوزن خیاطان آذربایجانغربی همچنان بچرخد، باید نخ حمایت از تولید، مهارت، بازار و عدالت اقتصادی به هم گره بخورد؛ وگرنه بسیاری از کارگاههایی که امروز با حداقل سود سرپا ماندهاند، فردا شاید تنها به خاطرهای از یک ظرفیت از دسترفته تبدیل شوند.