باشگاه خبرنگاران جوان - پس از هفتهها درگیری نظامی و تنشهای گسترده میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا که آثار آن به لبنان و آبراه راهبردی تنگه هرمز نیز کشیده شد، دو طرف با میانجیگری دیپلماتیک به یک تفاهمنامه برای توقف درگیریها دست یافتند.
این تفاهمنامه که در رسانههای بینالمللی از آن با عنوان «تفاهمنامه ۱۴ بندی یا تفاهمنامه اسلامآباد» یاد شده، قرار بود زمینه را برای توقف عملیات نظامی و آغاز مذاکرات سیاسی فراهم کند، اما این گونه نشده، زیرا آمریکا هر روز نقض آتشبس میکند؛ تنها چند روز پس از اعلام این توافق، آمریکا و رژیم صهیونیستی مثل آب خوردن بندهای این تفاهم را زیر پا گذاشته و آتش بس را نقض کردهاند که همین نقض آتشبس آینده این تفاهم را با ابهام روبهرو کرده است، نمونه بارز این نقضها هم حملات چند باره به سیریک و خارگ است.

بر اساس متنی که از سوی مقامهای آمریکایی و ایرانی قرائت و سپس در برخی رسانهها منتشر شد، بند نخست تفاهمنامه بر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان تأکید دارد. همچنین ایران، آمریکا و متحدانشان متعهد میشوند از هرگونه حمله نظامی جدید، تهدید به زور و استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.
در بندهای بعدی، مقرر شده است مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی حداکثر ظرف ۶۰ روز انجام شود و در صورت توافق دو طرف، این مهلت قابل تمدید باشد.
یکی از مهمترین بخشهای تفاهمنامه به تنگه هرمز اختصاص دارد. بر اساس متن منتشرشده، آمریکا متعهد میشود محاصره دریایی و محدودیتهای اعمالشده علیه ایران را بهتدریج رفع کند و ایران نیز امنیت عبور کشتیهای تجاری را برای یک دوره ۶۰ روزه تضمین کند. همچنین قرار است درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز و خدمات دریایی مذاکرات جداگانهای با مشارکت کشورهای ساحلی انجام شود.

در حوزه اقتصادی نیز تفاهمنامه از تدوین یک برنامه بازسازی و توسعه اقتصادی برای ایران با ارزشی دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار سخن میگوید. همچنین در متن منتشرشده آمده است که در صورت دستیابی به توافق نهایی، روند لغو تحریمها و تعیین تکلیف داراییهای مسدودشده ایران آغاز خواهد شد.
موضوع برنامه هستهای ایران نیز بخش مهم دیگری از این تفاهم است. در متن منتشرشده، ایران بار دیگر اعلام میکند که به دنبال تولید سلاح هستهای نخواهد رفت و دو طرف درباره نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم غنیشده در چارچوب مذاکرات آینده گفتوگو خواهند کرد.

با وجود این مفاد، فضای پس از آتشبس چندان آرام نماند. تنها چند روز پس از اعلام تفاهم، گزارشهایی از درگیریهای جدید در منطقه منتشر شد که نشان از شیطنت طرف آمریکایی عبری بود. بر اساس گزارشها، تنشها در تنگه هرمز، حملات متقابل و همچنین اختلاف بر سر اجرای مفاد مرتبط با لبنان از مهمترین محورهای این محورها بوده است.
بنا بر گفته سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، آتشبس میان ایران و ایالات متحده، بدون هیچ ابهامی، آتشبسی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، محسوب میشود. نقض این آتشبس در هر یک از جبههها، به منزله نقض آن در تمامی جبههها است. ایالات متحده و اسرائیل مسئول پیامدهای هرگونه نقض این آتشبس خواهند بود.

جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که برخی حملات آمریکا پس از اعلام آتشبس، مغایر با روح و متن تفاهم بوده و نشان میدهد واشنگتن به تعهدات خود پایبند نبوده است. در مقابل، مقامهای آمریکایی نیز ایران را به انجام حملات موشکی و پهپادی و ایجاد اختلال در امنیت کشتیرانی متهم کردهاند.
جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد میداند به اتخاذ هرگونه اقدام لازم برای پاسداشت آتشبسی که طرف مقابل خود را نسبت به آن متعهد اعلام کرده بود، اما در عمل مکرراً آن را نقض میکند. هم دستگاه دیپلماسی و هم سایر اجزای حاکمیت، تحولات را با دقت بررسی میکنند و هر اقدامی را که لازم بدانیم برای دفاع از امنیت ملی ایران فروگذار نخواهیم کرد.

تفاهمنامه ۱۴ بندی ایران و آمریکا توانست به کاهش موقت تنشها و آغاز مسیر گفتوگو کمک کند، اما ادامه درگیریهای پراکنده، اختلاف در تفسیر مفاد توافق و تبادل اتهامهای سیاسی و نظامی نشان میدهد که تثبیت آتشبس و رسیدن به یک توافق پایدار همچنان با چالشهای جدی روبهرو است. موفقیت این روند، بیش از هر چیز به میزان پایبندی طرفین به تعهدات، پیشرفت مذاکرات ۶۰ روزه و کاهش تنشهای میدانی در ایران، لبنان و تنگه هرمز بستگی خواهد داشت.
اسرائیل در سطح جهانی بهعنوان یکی از بزرگترین ناقضان آتشبس و معاهدات صلح شناخته میشود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اسرائیل بیش از صدها بار، از حملات کوچک چندساعته گرفته تا عملیات گسترده چندروزه یا چندماهه، توافقات آتشبس با کشورهای همسایه مانند اردن، سوریه، مصر، لبنان و غزه را نقض کرده است.

بهطور خاص، گفته میشود اسرائیل دستکم ۵۰ بار آتشبس با لبنان را نقض کرده است. در تمامی این موارد، اسرائیل ادعا کرده که این اقدامات صرفاً حملات دفاعی پیشگیرانه بودهاند؛ بهانهای که بهراحتی میتوان آن را به هر حمله متجاوزانهای نسبت داد و از این طریق، واکنشهای بینالمللی به این اقدامات را خنثی کرد.
در یک نمونه عینی دیگر در سرزمینهای اشغالی بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۴، جنگهای غزه شامل عملیاتهایی مانند «سرب گداخته»، «ستون ابر» و «نگهبان دیوارها» بهطور مکرر رخ داد. این عملیاتها بهنوعی نقض کامل آتشبس و تجاوز به خاک فلسطینیها تلقی شدند. اسرائیل در تمام این مدت ادعا میکرد که آتشبس ابتدا توسط فلسطینیها یا گروههای عربی نقض شده است، اما این ادعا هرگز بهطور مستند اثبات نشد.
نکتهای که در آتشبسهای آمریکا و اسرائیل در جنگهای اخیر (جنگ ۱۲ روزه؛ جنگ رمضان، جنگ با حزبالله و جنگ با حماس) وجود دارد این است که آتشبسها باید یک طرفه باشد، یعنی طرف آمریکایی عبری حمله کرده و به راحتی بزند، اما طرف مقابل واکنشی نشان ندهد و به آتشبس پایبند بماند!