باشگاه خبرنگاران جوان - اردیبهشت سال ۱۴۰۲ عربدهکشیهای پسر جوانی به نام هرمز، سبب مزاحمت برای همسایهها شده بود که یکی از همسایهها به نام شهاب به نشانه اعتراض به سراغش رفت و از او خواست تا دست از مزاحمت بردارد. اما از آنجا که هرمز به خاطر شرب خمر در حالت طبیعی نبود، با شهاب دست به یقه شد و دقایقی بعد هم درگیری با میانجیگری همسایهها پایان یافت. تا اینکه چند ساعت بعد هرمز بار دیگر راهی خیابان شد و دوباره شروع به داد و فریاد کرد و این بار هم شهاب به سراغش رفت و دوباره درگیری شروع شد. در این میان دو نفر از دوستان هرمز هم که به صورت تصادفی از آن محل میگذشتند، متوجه ماجرا شدند و برای کمک به دوستشان پیوستند و پس از آن هرمز با ضربات قمه، شهاب را مجروح کرد و بعد هم با دوستانش از محل متواری شد. شهاب چند ساعت بعد به خاطر شدت جراحات و خونریزی شدید جان باخت.
به دنبال این جنایت، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد و تیم بررسی صحنه جرم وارد عمل شدند و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت متهم به قتل و همدستانش را شناسایی و دستگیر کردند. هرمز پس از دستگیری با ابراز ندامت، به قتل در حالت مستی اعتراف کرد و با بازسازی صحنه و تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری فرستاده شد.
صدور حکم قصاص
در جریان دادگاه، مادر مقتول به عنوان تنها ولی دم مقتول، درخواست قصاص کرد و قضات نیز پس از بررسی پرونده و مستندات حکم قصاص متهم را صادر کردند و حکم در دیوان عالی کشور، مهر تأیید خورد و پرونده برای اجرا به دادسرای امور جنایی پایتخت فرستاده شد. در حالی که نام هرمز در لیست محکومان به قصاص قرار گرفته بود، ضمن ابراز پشیمانی توبه کرد و با انجام کارهای خداپسندانه و نذورات برای آرامش روح مقتول، رفتارهایش را تغییر داد. حتی برای گرفتن رضایت از شاکیهای همسلولیهایش نیز پیشقدم شد.
تا اینکه زمان اجرای حکم قصاص سر رسید و هرمز به محوطه اجرای حکم منتقل شد. او پیش از اجرای حکم درخواست کرد تا با مادر مقتول صحبت کند و با پذیرش این خواسته، هرمز از زن میانسال خواست تا به خاطر سه فرزندش از قصاص بگذرد. گریههای مرد جوان در پای چوبه دار و تلاش واحد صلح و سازش دادسرا، نتیجه داد و مادر شهاب در حالی که هرمز چند قدم با طناب دار فاصله داشت، به او مهلت چند هفتهای برای زندگی داد.
پس از آن هرمز به سلول خود منتقل شد و خانوادهاش به همراه خیرین و صلحیاران، به سراغ مادر شهاب رفتند، اما ولی دم راضی به گذشت نشد.
تا اینکه حوالی ساعت ۱۱ صبح سهشنبه گذشته مادر شهاب به شعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران و نزد قاضی روحانیزاده رفت و به او گفت: «من فرزندم را از دست دادهام و میدانم چه داغ بزرگی است. در تمام این مدت خواهان قصاص قاتل فرزندم بودم و حسی از خشم و نفرت در درونم بود. زمانی که برای بار اول قاتل پسرم پای چوبه دار رفت و من به او مهلت دادم، با خودم گفتم اگر حکمش اجرا میشد چه چیزی نصیبم میشد. در شبهای محرم از خدا خواستم به من آرامش دهد و از طرفی مدام صدای قاتل در گوشم میپیچید که میگفت به خاطر سه فرزندم مرا ببخش. من هر سال تاسوعا نذری میدهم و امسال سعی کردم که نذرم را فراتر ببرم. در این روزها آرامشم بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم به خاطر تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) و تنها برای رضای خدا و به خاطر فرزندان قاتل از قصاص او گذشت کنم.»
به دنبال بخشش زن میانسال، هرمز که قرار بود چند روز دیگر به دار مجازات آویخته شود، به زندگی دوباره بازگشت و به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهد شد.
منبع: روزنامه ایران