باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه خلیلی - لطیفه گودرزی، مجری و گوینده خبر از روزهای سخت جنگ و فشارِ آنتن و تهدیدات دشمن در زمان جنگ تحمیلی گفت و بیان کرد: به خاطر دارم در یکی از روزها که مشغول خواندن اخبار ۲۰:۳۰ بودم، متوجه اتفاقی در اتاق فرمان پخش (رژی) شدم. روی آنتن بودم و نمیدانستم قضیه از چه قرار است. در گوشی به من گفتند بی فوت وقت خداحافظی کنید. متعجب شدم. یعنی چه اتفاقی افتاده بود، چرا باید زودتر خداحافظی میکردم؛ درحالی که هنوز برخی از خبرها را نخوانده بودم و گزارشهایی بود که پخش نشده بود.
گودرزی ادامه داد: علامت سوالهای زیادی در همان چند لحظه پیش چشمانم نقش بست و فوراً خداحافظی کردم. میخواستم گوشی را در بیاورم، که سردبیرمان رو به من گفت خانم گودرزی موضوعی را به شما میگویم فقط نگران نشوید. تصور کردم که اتفاقی در پخش خبر افتاده، یا متنی جابهجا شده است.
این مجری افزود: ماجرا چیز دیگری بود. برخلاف تصورم سردبیرمان گفت دو پهپاد بالای سرمان هست، نگران نباشید. همکاران را خارج کردیم و خبر ۲۲:۰۰ هم حذف شده است. ما هم باید به سرعت از ساختمان خارج شویم. من، اما برای هر اتفاقی آماده بودم. به ایشان گفتم حضور من در این لحظات در محل کار نشان از آمادگی کامل من دارد. من از هیچ اتفاقی نمیترسم؛ چرا که همه چیز در دستان خداست و بیاراده او برگی از درخت نمیافتد. اینگونه بود که من و ایشان آخرین نفراتی بودیم که از ساختمان خارج شدیم.

گوینده خبر ۲۰:۳۰ به آخرین اجرای خود در ساختمان شیشهای در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز اشاره کرد و گفت: آخرین بخش خبری ۲۰:۳۰ که از ساختمان شیشهای روی آنتن رفت را من اجرا کردم. شب عجیبی بود. فشارها زیاد بود و خیلیها میگفتند امشب سازمان را میزنند. با این همه من عزم رفتن کرده بودم. غسل شهادت گرفتم و راه افتادم. در راه با خدایم راز و نیاز کردم و پیش از شروع اخبار به نمازخانه رفتم و در پیشگاه معبودم همه چیز را به او سپردم. من ایمان داشتم هرچه خداوند برایم رقم بزند خیر مطلق است. بیخبر از اینکه این آخرین خبر ۲۰:۳۰ است که از استودیوی واقع در ساختمان شیشهای روی آنتن میرود و درحالی که صدای پهپادها شنیده میشد، خبر را اجرا کردم.
وی خاطرنشان کرد: برای هر آدمی در هر حرفه و موقعیتی روزهای مبادایی هست، بزنگاههای حساسی مثل ایام جنگ که باید علاوه بر متعهد بودن به کار، عاشق پیشه باشی تا جا نزنی و خدمت را در هر شرایطی انجام دهی. خدا را شکر میکنم که با توکل به پروردگار و علاقه به حرفهام در آن روز و شبهای سخت سربلند بیرون آمدم و با افتخار در تمامی شیفتهایم حاضر بودم.