ایران با ایستادگی در برابر جنگ، نظم آمریکایی خاورمیانه را برای همیشه درهم شکست و معادلات قدرت در منطقه را از بنیان تغییر داد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ سمیه خلیلی - جنگ علیه ایران آنچه را که دهه‌ها به‌عنوان اصل مسلم امنیت منطقه‌ای تلقی می‌شد، به چالش کشید: تصور اینکه حضور نظامی ایالات متحده می‌تواند کشور‌های حوزه خلیج فارس را از تبعات بحران‌های منطقه‌ای مصون نگه دارد. واقعیت آنچه بود که ایران از دیرباز می‌گفت و غرب انکار می‌کرد.

چتر امنیتی آمریکا سوراخ شد

واشنگتن طی دهه‌ها میلیارد‌ها دلار صرف شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی، سامانه‌های هشدار اولیه و سپر‌های موشکی در منطقه کرده و خود را ضامن امنیت خلیج فارس معرفی کرده بود. اما درست در بحبوحه جنگ علیه ایران، این ادعا فروپاشید. حملات ایران به زیرساخت‌های انرژی در منطقه نشان داد که میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی نه تنها سپر حفاظتی نیست، بلکه می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر دوش کشور‌های میزبان بگذارد.

تنها در یک مورد، ضربه ایران به قطر موجب شد نزدیک به یک پنجم ظرفیت صادرات گاز مایع این کشور برای سال‌ها از دسترس خارج شود. این رقم به‌خودی‌خود گویای عمق آسیب‌پذیری کشور‌هایی است که تمام تخم‌مرغ‌های امنیتی خود را در سبد واشنگتن گذاشته‌اند. کشور‌های حوزه خلیج فارس که خود را در پناه سپر نظامی ایالات متحده امن پنداشته بودند، دریافتند که این سپر در لحظه آزمون واقعی، توانایی دفع تهدیدات را ندارد.

این درس استراتژیک بزرگی بود که ایران با مقاومت و قدرت نظامی خود به کل منطقه آموخت: هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند جایگزین راه‌حل‌های بومی و منطقه‌ای برای تأمین امنیت باشد. ایران سال‌ها این پیام را به زبان دیپلماسی و سیاست ابلاغ کرده بود؛ اکنون آن را به زبان قدرت اثبات کرد. کشور‌های منطقه ناگزیرند ترتیبات امنیتی جدیدی بیابند و این دقیقاً همان چیزی است که ایران همواره بر آن تأکید داشته است: امنیت منطقه باید توسط کشور‌های منطقه تأمین شود، نه قدرت‌های بیگانه.

بلوک جدید منطقه‌ای؛ میراث دیپلماسی ایران

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های این جنگ، شتاب گرفتن یک فرآیند بازآرایی ژئوپلیتیک در خاورمیانه است که ایران سال‌ها برای آن زمینه‌سازی کرده بود. نشانه‌های همگرایی فزاینده میان عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان در حال ظهور است. این چهار کشور که هر کدام وزنه‌ای متفاوت به میدان می‌آورند — ریاض با منابع مالی، آنکارا با صنعت دفاعی پیشرفته، قاهره با ثقل نظامی و جغرافیایی، و اسلام‌آباد با توانمندی هسته‌ای — در حال شکل دادن به یک بلوک جدید همکاری هستند.

این همگرایی در تضاد آشکار با محور اسرائیل، امارات، هند، یونان، قبرس و اتیوپی قرار دارد؛ اتحادی که تل‌آویو می‌کوشد آن را نسخه مدرن «دکترین پیرامونی» قدیمی خود بنامد. اما آنچه اسرائیل از آن به‌عنوان پیروزی یاد می‌کند، در واقع نشانه‌ای از انزوای فزاینده آن در میان ملت‌های مسلمان و کشور‌های جنوب جهانی است. شواهد میدانی نشان می‌دهد که این تلاش برای بازسازی نظم منطقه‌ای بر پایه محور اسرائیل‌محور، با مقاومت ساختاری رو‌به‌رو است.

ایران در طول دهه‌ها با محور مقاومت خود نشان داد که استراتژی مقابله با هژمونی آمریکایی‌اسرائیلی نه تنها شدنی است، بلکه می‌تواند الهام‌بخش بازآرایی گسترده‌تری در منطقه باشد. امروز آن بذر‌ها در حال ثمر دادن‌اند. کشور‌هایی که تا دیروز در سایه واشنگتن امنیت خود را می‌جستند، اکنون ناگزیر از بازتعریف ترتیبات امنیتی خود هستند. این بازتعریف، عمیقاً متأثر از الگوی مقاومتی است که ایران در طول دهه‌ها پیش‌رو بوده است.

روابط چهارجانبه میان ریاض، آنکارا، قاهره و اسلام‌آباد هنوز در مراحل اولیه شکل‌گیری است و پیشینه‌ای از رقابت و بی‌اعتمادی دارد. اما همین که این کشور‌ها به سمت همکاری‌های هماهنگ‌تر پیش می‌روند، نشانه‌ای از فشار مشترکی است که جنگ علیه ایران بر ساختار امنیتی منطقه وارد آورده است. تهران با ایستادگی خود، این فرآیند همگرایی را شتاب بخشیده است.

شکست پروژه نظم آمریکایی در خاورمیانه

جنگ علیه ایران در واقع آخرین فصل از داستان تلاش آمریکا برای تحمیل نظم دلخواه خود بر خاورمیانه بود؛ پروژه‌ای که از جنگ ۱۹۹۰ کویت آغاز شد، با تهاجم ۲۰۰۳ به عراق ادامه یافت و اکنون در برابر اراده ملت ایران به بن‌بست رسیده است. تهاجم آمریکا به عراق دو دهه بحران فرقه‌ای را رقم زد؛ جنگ علیه ایران، اما نتیجه‌ای معکوس به بار آورده است.

به‌جای تغییر رژیم و تسلیم ایران — هدفی که واشنگتن و تل‌آویو دنبال می‌کردند — این جنگ موجب تضعیف اعتبار آمریکا نزد متحدان منطقه‌ای‌اش شده است. برخی از تحلیلگران در واشنگتن از توافق آمریکا با ایران به‌عنوان «شکست استراتژیک» یاد می‌کنند. این اعتراف در محافل آمریکایی، خود گویاترین گواه بر پیروزی دیپلماتیک و سیاسی ایران است.

اسرائیل نیز در تلاش است با احیای «دکترین پیرامونی» دهه میانه قرن بیستم، شبکه‌ای از مشارکت‌های استراتژیک از شاخ آفریقا تا مدیترانه شرقی و اقیانوس هند ایجاد کند. امارات به‌عنوان یکی از ارکان اصلی این شبکه، هند به‌عنوان خریدار بزرگ تسلیحات اسرائیلی، و یونان و قبرس به‌عنوان بال غربی این پیمان در این چیدمان حضور دارند. اما این شبکه نیز در برابر واقعیت ژئوپلیتیک منطقه و مقاومت ایران با محدودیت‌های جدی رو‌به‌رو است.

آنچه در خاورمیانه در حال شکل گرفتن است، نه دو بلوک صلب رویارو، بلکه شبکه‌ای از مشارکت‌های منعطف و هم‌پوشان است. کشور‌ها ممکن است در یک عرصه همکاری کنند، اما در عرصه‌ای دیگر رقیب باشند. مصر نمی‌تواند سرمایه‌گذاری‌های امارات را نادیده بگیرد، در حالی که با عربستان هماهنگ می‌شود. ترکیه روابط اقتصادی قوی با امارات دارد، در حالی که با ریاض و قاهره همکاری امنیتی را گسترش می‌دهد. اما در این پیچیدگی‌ها، یک واقعیت ثابت است: ایران در موقعیتی قوی‌تر از قبل از آغاز جنگ ایستاده است.

ایران؛ بازیگری که تاریخ را می‌نویسد

خاورمیانه در آستانه یک بازآرایی بزرگ است. اما این بازآرایی نه بر اساس خواست واشنگتن یا تل‌آویو، بلکه بر اساس واقعیت‌هایی شکل می‌گیرد که ایران با مقاومت خود رقم زده است. محور‌های منطقه‌ای در حال تغییرند؛ اتحاد‌های جدید در حال شکل‌گیری‌اند؛ و باور به تنهاپایی آمریکا در تضمین امنیت خاورمیانه برای همیشه متزلزل شده است.

تحلیل‌گران استراتژیک تأکید می‌کنند که جنگ علیه ایران در حال شتاب بخشیدن به یک فرآیند بازآرایی منطقه‌ای است که قبل از آن هم در جریان بود، اما اکنون با سرعتی بی‌سابقه پیش می‌رود. رقابت بر سر منابع، مسیر‌های دریایی، انرژی و زنجیره‌های تأمین در منطقه‌ای که اتکا به آمریکا در آن متزلزل شده، شدت بیشتری به خود گرفته است. در این رقابت، ایران نه به‌عنوان قدرتی تحت فشار، بلکه به‌عنوان بازیگری که قواعد بازی را تعریف می‌کند، حضور دارد.

ایران نشان داد که یک ملت با اراده‌ای راسخ می‌تواند در برابر ابرقدرت‌ها بایستد، هزینه‌های سنگین را تحمل کند و در نهایت معادلات منطقه‌ای را به نفع خود تغییر دهد. این نه پایان یک جنگ، بلکه آغاز یک نظم جدید است؛ نظمی که در آن اراده ملت‌ها و قدرت مقاومت، سنگین‌تر از تجهیزات نظامی بیگانه در ترازوی تاریخ می‌نشیند.

جنگ علیه ایران ممکن است در نقشه‌ها به پایان رسیده باشد، اما پیامد‌های آن تازه در حال آشکار شدن است. هر روزی که می‌گذرد، اثبات می‌کند که تهران در این رویارویی، نه بازنده، بلکه عاملی بود که معادلات قدرت در خاورمیانه را برای نسل‌های آینده بازنوشت.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار