باشگاه خبرنگاران جوان - آریا یوسفی، بازیکن ملیپوش تیم سپاهان به سوالهایی درباره زندگی شخصیاش پاسخ داد.
اولین باری که لباس تیم ملی را پوشیدی یادت هست؟ پررنگترین خاطرهات از آن روز چیست؟
۱۹ سالم بود که امیر قلعهنویی دعوتم کرد. قبل از جام ملتهای قطر یک بازی دوستانه در کیش داشتیم و آنجا اولین حضورم در تیم ملی رقم خورد.
اگر قرار باشد یک صحنه فوتبالی را از زندگیات پاک کنی، کدام لحظه را انتخاب میکنی؟
فینال کافا. همان بازی که اخراج شدم.
یک جمله از مادرت که همیشه در گوشت مانده چیست؟
همیشه میگفت: «تو را در بهترین جاها و بالاترین جایگاهها میبینم.» قبل از سفر هم گفت مراقب خودت باش، اول سالم باشی و بعد موفق. همیشه برایم دعا میکند.اگر فقط ۱۰ ثانیه فرصت داشته باشی با مردم ایران صحبت کنی، چه میگویی؟شما مردم بسیار بزرگ و خوبی هستید و من افتخار میکنم ایرانی هستم. امیدوارم هر جا و با هر لباسی که هستم بتوانم برای کشورم افتخارآفرینی کنم.
چه کسی همیشه در زندگی پشتت بوده است؟
پدرم.
وقتی از ایران دور میشوی، بیشتر دلت برای چه چیزهایی تنگ میشود؟
اول کشورم ایران، بعد خانوادهام و بعد هم شهری که در آن زندگی میکنم.
اصالتاً اهل کجا هستی؟
بختیاری هستم، اصالتاً اهل مسجدسلیمانم اما در ماهشهر بزرگ شدم و الان هم در اصفهان زندگی میکنم.
دوست داری مردم از این جام جهانی چه تصویری را به خاطر بسپارند؟
صعود تیم ملی و خوشحالی مردم. مهمترین چیزی که برایش میجنگیم شادی مردم است.
اولین درآمد فوتبالیات را صرف چه کاری کردی؟
وقتی از جوانان سپاهان به تیم بزرگسالان رفتم، قراردادی با من بستند. محمدرضا ساکت آن مبلغ را مستقیم به من نداد و گفت برو خانه پیدا کن. در نهایت با همان پول برایم خانه خریدند و هیچوقت هم آن پول را از من نگرفتند. درحالیکه مبلغ خانه بیشتر از قراردادم بود.
بازیکن ایرانی مورد علاقه و الگوی تو چه کسی بوده است؟
آندرانیک تیموریان. خیلی دوستش دارم و به همین خاطر شماره ۱۴ میپوشم.
بامزهترین اتفاق فوتبالی زندگیات چه بوده؟
اولین گل دوران حرفهایام را در ورزشگاه پاس تهران زدم. جالب این بود که تا قبل از آن بازی اصلاً در آن فصل بازی نکرده بودم. تیم ۱۰ نفره شد و مربی من را برای کار دفاعی به زمین فرستاد اما همان بازی گل زدم. بعدها اولین گل درونتیمیام در تیم ملی را هم در همان ورزشگاه و با همان کفشها به ثمر رساندم.هنوز آن کفشها را نگه داشتهای؟بله، امیدوارم اگر فرصت بازی در جام جهانی را پیدا کردم، با همان کفشها به میدان بروم.
اگر در حلقه اتحاد تیم بخواهی یک جمله بگویی، چه میگویی؟
بریم که در این شرایط به عنوان سربازان کشور و مردممان خدمت کنیم و دل مردم را شاد کنیم.
دوست داری چه اتفاقی برای خودت در جام جهانی رخ بدهد؟
دوست دارم گل بزنم، آن هم گل پیروزی.
برای گلهایت شادی گل خاصی هم داری؟
بله، یک شادی گل ثابت دارم که همیشه انجامش میدهم.
هنگام بستن چمدان برای سفر به آمریکا، اولین چیزی که گفتی باید همراهت باشد چه بود؟
کفشهایم. بعد هم مکملهای تغذیهای و مدارک ویزا.
چه خبری بیشتر از هر چیز تو را خوشحال میکند؟
اینکه مردم کشورم حال خوبی داشته باشند و در رفاه باشند. این واقعاً خوشحالم میکند.
اگر فوتبالیست نمیشدی چه شغلی را انتخاب میکردی؟
نقاش میشدم؛ نقاشیام خیلی خوب است.
یک عادت عجیب که شاید مردم دربارهات ندانند چیست؟
دوست دارم تنها باشم و خیلی اهل شلوغی نیستم.
چه چیزی خیلی سریع اعصابت را به هم میریزد؟
اینکه تیمم گل بخورد، ببازد یا شرایط خوبی در بازی نداشته باشد.
در خانوادهات کسی از تو معروفتر هم هست؟
هیچ کس. برادرم دندانپزشک است، اما در خانواده ما فقط من فوتبالیست شدهام.
از شهرت خسته نمیشوی؟
بعضی وقتها آدم دوست دارد کمی حریم شخصی داشته باشد، اما در کل نه.
اگر فردی با عصبانیت جلویت را بگیرد و با تو تند صحبت کند، چه واکنشی نشان میدهی؟
سعی میکنم با آرامش و احترام جوابش را بدهم.
حس و حرف دلت درباره تیم ملی و ایران چیست؟برای رسیدن به این جایگاه خیلی تلاش کردم و سختی کشیدم. امیر قلعهنویی اولین کسی بود که در ۱۹ سالگی من را به تیم ملی دعوت کرد و همیشه از او ممنونم. ایران وطن و زادگاه من است و همیشه به ایرانی بودنم افتخار میکنم. کشورمان در سالهای اخیر سختیهای زیادی کشیده و امیدوارم حال دل ایران و مردمش خوب باشد. اهل کجا هستی؟اصالتا بختیاری و اهل مسجد سلیمان هستم اما در ماهشهر بزرگ شدهام و به این موضوع افتخار میکنم.
منبع: فدراسیون فوتبال