یک نویسنده لبنانی معتقد است ایران محاسبات اسرائیل در منطقه را به‌هم زد و معادله خود را به آمریکا تحمیل کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان - در چارچوب ادامه تحلیل‌های محافل و کارشناسان منطقه‌ای درباره پیام‌های حمله ایران به سرزمین‌های اشغالی از یکشنبه شب تا عصر دیروز در پاسخ به بمباران ضاحیه بیروت توسط رژیم صهیونیستی، محمد علوش، نویسنده و تحلیلگر سیاسی لبنانی در مقاله‌ای برای وب سایت النشره نوشت: چند روز پیش، فرض غالب در بسیاری از پایتخت‌ها و مراکز تحقیقاتی این بود که ایران به واکنش مستقیم علیه اسرائیل متوسل نخواهد شد.

همچنین برخی تصور می‌کردند که شاید تهدیدات ایران عملی نشود و تهران تحت فشار برخی ملاحظات داخلی و خارجی، خطر رویارویی آشکار با اسرائیل را به جان نخرد؛ حتی اگر این رژیم مستقیماً به خود بیروت حمله کند.

تحمیل معادله جدید ایران به دشمن؛ پیام دوگانه به آمریکا و اسرائیل

با این حال، پاسخ زود هنگام ایران به تجاوز رژیم صهیونیستی و ضاحیه بیروت همه این فرضیات را در هم شکست و پاسخ ایران نه نمادین بود و نه اعلام جنگ تمام عیار؛ بلکه در چارچوب تثبیت یک معادله جدید قرار داشت؛ با این مضمون که اگر اسرائیل دامنه حملات خود را گسترش دهد تا آنچه را که تهران خطوط قرمز مرتبط با توافق آتش‌بس بین خود و آمریکایی‌ها می‌داند، شامل شود، آنگاه ایران خود وارد میدان خواهد شد.

از این نظر، حملات موشکی ایران به سرزمین‌های اشغالی در پاسخ به بمباران ضاحیه بیروت حامل یک پیام سیاسی و استراتژیک دوگانه بود: پیام اول این حملات متوجه رژیم صهیونیستی بوده و این است که حاشیه مانوری که اسرائیل سال‌هاست به آن عادت کرده، دیگر نامحدود نیست و هزینه سنگینی دارد.

پیام دوم این حملات هم خطاب به آمریکا بود؛ با این مضمون که هرگونه تلاش برای تغییر شکل منطقه با زور یا تحمیل واقعیت‌های جدید به طور همزمان بر لبنان، غزه و ایران، می‌تواند منطقه را به سمت درگیری‌ای بکشاند که هیچ کس نمی‌تواند سرعت آن را کنترل کند.

اما آنچه که در پی حملات ایران اتفاق افتاد پیچیده‌تر بود؛ جایی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که سعی داشت به عنوان کسی که به دنبال جلوگیری از یک انفجار بزرگ است، ظاهر شود، به اکراه خود برای دیدن پاسخ اسرائیل به حمله ایران اشاره کرد.

موضع‌گیری‌های ترامپ نشان می‌داد که واشنگتن می‌خواهد پاسخ ایران را در محدوده‌های محاسبه شده مهار کند، سپس به سیاست مهار بازگردد. اما بعد از اینکه رژیم صهیونیستی در بامداد دوشنبه حملاتی را در چند منطقه از ایران انجام داد، سوال مهمی که مطرح شد این بود که آیا بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر می‌تواند مستقل از اراده ترامپ عمل کند؟

منابع سیاسی معتقدند که رابطه میان ترامپ و نتانیاهو پیچیده‌تر از تصویری است که اسرائیل را صرفاً به مجرایی برای خواسته‌های آمریکا تقلیل می‌دهد. نتانیاهو می‌داند که امنیت استراتژیک اسرائیل، برتری نظامی آن و توانایی آن برای انجام یک جنگ طولانی مدت ذاتاً با حمایت سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا مرتبط است.

نتانیاهو همچنین می‌داند که هر رئیس جمهور آمریکا ملاحظات و محاسبات ویژه خودش را دارد و همیشه دولت‌های آمریکا نمی‌توانند به طور کامل در راستای خواسته‌ها و منافع اسرائیل عمل کنند.

ناظران تاکید دارند، این اولین باری نیست که نتانیاهو به گونه‌ای عمل کرده که به نظر می‌رسد واشنگتن را در تنگنا قرار داده یا از خواسته‌های تاکتیکی آن فراتر رفته است. پیش از این هم نتانیاهو بار‌ها این کار را انجام داده بود؛ به ویژه زمانی که معتقد بود منافع فوری اسرائیل مستلزم فراتر رفتن از خواسته‌های دولت آمریکا است.

اما تفاوتی که شرایط کنونی با دوره‌های قبلی دارد این است که نتانیاهو متوجه شده حاشیه مانور آن و به طور کلی حاشیه مانور اسرائیل بسیار باریک‌تر از گذشته است و به همین دلیل نمی‌توان باور کرد که او بدون چراغ سبز و تایید آمریکا اقدام به حمله به ضاحیه بیروت یا پاسخ به حملات ایران کرده باشد.

مرحله جدید منطقه با معادله ایران

به طور کلی حملات موشکی اخیر ایران علیه صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی، در را به روی تعدادی از سناریو‌ها باز کرده است که تا همین اواخر بیشتر شبیه فرضیه‌های نظری به نظر می‌رسیدند. همچنین پایان این دور از تشدید تنش، بدون ورود فوری به جنگ تمام عیار، به معنای بازگشت به وضعیت قبلی امور در منطقه نیست، بلکه نشان دهنده گذار آن به مرحله جدیدی بر اساس قوانین مختلف درگیری است.

سناریویی که به نظر می‌رسد در این دور به طور موقت تحقق یافته است، مبتنی بر مدل «تبادل کنترل‌شده حملات» است: اسرائیل حمله‌ای را آغاز می‌کند، ایران تلافی می‌کند و سپس میانجی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای بازگرداندن وضعیت مداخله می‌کنند.

این مدل به ایران اجازه می‌دهد تا نشان دهد که دیگر عبور از خطوط قرمز خود را بدون پاسخ تحمل نخواهد کرد. تا کنون، شاخص‌ها به فرضیه «مدیریت درگیری» نزدیک‌تر به نظر می‌رسند تا پایان دادن به آن.

در این میان به نظر می‌رسد که رژیم صهیونیستی متوجه شده دیگر نمی‌تواند خواسته‌های خود را با زور تحمیل کند و ایران هم دیگر حاضر به عقب نشینی نیست و به ایجاد معادلات جدید ادامه می‌دهد. در همین حال آمریکا ترجیح می‌دهد تنش‌ها را در محدوده‌های قابل کنترل نگه دارد و منتظر توافقی باشد که شاید امکان ویارویی جدید را به طور کامل از بین نبرد، اما دست کم آن را برای مدتی طولانی به تعویق می‌اندازد.

منبع: تسنیم

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha