باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ دهزیار این روزها فقط یک روستا نیست؛ روایتی است که نفس میکشد. از ششم تا هفدهم خردادماه، همزمان با ایام ارتحال حضرت امام خمینی (ره)، خاک این نقطه کوچک از نقشه، زیر پای ۵۰۰ هنرمند تعزیهخوان از سراسر کشور لرزیده است؛ هنرمندانی که آمدهاند تا کربلا را نه در کتاب، که در نگاه مردم بازخوانی کنند.
دهزیار؛ خاکی که حافظه سوگ را فراموش نکرده است
اینجا طبیعت آرام است، اما دلها آرام نیست. دهزیار در این روزها به صحنهای بدل شده که در آن زمان مکث میکند و تاریخ دوباره نفس میکشد. هر پرده تعزیه، تنها یک اجرا نیست؛ زخمی است که دوباره روایت میشود و اشکی است که از نو آغاز میشود.

۵۰۰ هنرمند؛ یک صدا، هزار روایت از عطش
پانصد هنرمند از سراسر کشور کنار هم ایستادهاند، اما صدایشان یکی است؛ صدای عطش، غربت و حماسه. اینجا تفاوت لهجهها در برابر یک حقیقت رنگ میبازد؛ حقیقتی که نامش کربلاست و پایان ندارد. هر نقش، ادامه یک اندوه مشترک است.
تعزیه؛ آیینی که از صحنه عبور میکند و به دل مینشیند

تعزیه در دهزیار، فقط نمایش نیست؛ عبور است. عبور از صحنه به جان. از روایت به باور. از تماشا به همدردی. اینجا تماشاگر بیرون صحنه نمیماند؛ در دل ماجرا کشیده میشود، در میان اشک و نغمه و سکوت.
سوگوارهای که زمان را به احترام وامیدارد
سیزدهمین دوره این سوگواره، ادامه مسیری است که دهزیار را به یکی از کانونهای جدی تعزیه در کشور تبدیل کرده است؛ رویدادی که هر سال، در سایه نام امام و در امتداد عاشورا، دوباره جان میگیرد و روایت را از فراموشی نجات میدهد.

حرف آخر...
دهزیار این روزها دیده نمیشود، احساس میشود. در بادش سوگ جاری است، در خاکش روایت مانده و در صدای تعزیهخوانانش، تاریخ هنوز ادامه دارد؛ بیآنکه تمام شده باشد.