در گزارش «خانواده ایرانی» به سرگذشت مردی نیکوکار که تمام عمرش را وقف آبادی و نوسازی ایران کرد، می‌پردازیم.

باشگاه خبرنگاران جوان - در ایران‌زمین، تا همین روزگار نه‌چندان دور، مردی زندگی می‌کرد که ثروتش را نه برای خود، بلکه برای آبادانی این خاک صرف کرد؛ برای ساخت مدرسه و بیمارستان و فراهم کردن سرپناهی برای یتیمان. همین منش و نگاه بود که او را به یکی از بزرگ‌ترین ایران‌دوستان این سرزمین تبدیل کرد، مردی که زادروزش به پاس تمامی اقدامات سازنده‌اش در این مرز و بوم به نام روز ملی بابل، هر ساله در پانزدهم آبان‌ماه جشن گرفته می‌شود. این گزارش سرگذشتی از زندگی سید حسین فلاح نوشیروانی است؛ بازرگانی از روستایی در بابل که تاریخ آبادانی و سازندگی ایران را با دست‌های مهربان خود نوشت.

ثروت اولیه: حمایت خانواده

سال ۱۲۸۱ در روستای نوشیروان‌کلای بابل، در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز و دامدار به دنیا آمد. پدر و مادرش سواد چندانی نداشتند، اما زود دریافتند که پسرشان از هوشی فوق‌العاده‌ای بهره‌مند است. شش ساله بود که نزد ملاباجی عم جز (نام کتاب و اصطلاحی قرآنی است که شامل جز سی‌ام و آخرین جز قرآن است) را آموخت و در کمتر از سه ماه، قرآن را ختم کرد. در همین سال‌ها، جد مادری‌اش (سید آقا نوشیروانی که مردی آگاه بود) در زندگی وی نقش کلیدی داشت و با اصرار او حسین را به شهر فرستادند تا درس بخواند. حسین هفت ساله راهی شهر بابل شد و تحصیلات ابتدایی را در مدارس آن‌جا گذراند و همزمان علوم دینی را نزد طلاب حوزه علمیه آموخت. اما پس از هشت سال درس خواندن، به دلیل شرایط اقتصادی، ناچار شد مدرسه را رها کند و وارد دنیای کار شود.

سال‌های جوانی

نوشیروانی ابتدا راهی مشهد شد. سه سال در آنجا کار کرد و بعد تصمیم گرفت به تهران هجرت کند. در مسیر، چنان سخت بیمار شد که امید چندانی به زنده ماندنش نمانده بود؛ اما در حوالی نیشابور، خانواده‌ای غریبه از او پرستاری کردند و جان وی را نجات دادند. پس از درمان، هنگامی که به تهران رسید، پا به تجارتخانه حکیم‌زاده یزدی گذاشت و با امانت‌داری‌اش اعتماد صاحب کار را جلب کرد. حکیم‌زاده او را به خانه خود برد و همچون اعضای خانواده‌اش با او رفتار کرد. حسین نوشیروانی هفده سال زیر همین سقف زندگی و کار کرد و صفات امانت داری، صداقت و هوش سرشار وی که همیشه زبانزد همگان بود باعث شد تا به سرعت به مدیریت داخلی تجارتخانه برسد.

ازدواج؛ شریکی برای راه خیر

در همین سال‌ها، او با رباب طاهری ازدواج کرد و ثمره این ازدواج ماندگار سه فرزند شد. همسر نوشیروانی نه تنها پشتیبان او در تجارت، که شریکی وفادار در کار‌های نیک شد. پس از ازدواج، نوشیروانی وارد بازار آهن شد و در اندک زمانی به یکی از سرآمدان این حوزه در ایران تبدیل شد. اما هیچ‌گاه نگذاشت ثروت، قلبش را از محبت به مردمش دور کند.

همه باید برای ساختن ایران تلاش کنیم!

نوشیروانی حتی در روز‌هایی که خودش مستأجر بود، برای دیگران خانه می‌ساخت و هزینه تحصیل ده‌ها دانش‌آموز و دانش‌جو را پنهانی می‌داد. اوج کار خیرش، اما از دهه ۱۳۲۰ به بعد آغاز شد. طی چند دهه، آثاری ماندگار از مهربانی خود برجای گذاشت که در میان تمامی آنها، می‌توان به ساخت دبستان در روستای زادگاهش (۱۳۲۳)، مسجد و حمام در همان روستا (۱۳۲۴)، درمانگاه در روستای دیوا، زایشگاه «ام‌البنین» در بابل (۱۳۴۷)، بانک خون بابل (۱۳۴۸)، پرورشگاهی برای معلولان (۱۳۴۵) که تا امروز فعال است و مهم‌تر از همه به دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل اشاره کرد. دانشگاهی که امروز یکی از قطب‌های مهندسی کشور است و زمین آن را خودش جهت تاسیس دانشگاه هدیه داده بود. گفته می‌شود سید حسین نوشیروانی چهارپنجم از دارایی‌اش را صرف ساخت و نوسازی ایران زمین کرده است، چرا که او اعتقاد قلبی به ساختن ایران برای آینده‌ای روشن داشته و معتقد بوده: «همه باید تلاش کنیم تا ایران را بسازیم و بدین منظور از شهر و روستای خود آغاز می‌کنیم.»

پایان عمر؛ ساده‌زیستی تا لحظه آخر

سرانجام پس از اقدامات خیر و انسان دوستانه بی‌شمارش، نوشیروانی در ۲۳ اسفند ۱۳۵۰ در تهران بر اثر بیماری قلبی درگذشت. او در روز‌های پایانی حیاتش وصیت کرد: «در مراسم من هزینه‌های زائد نکنید و مرا در حیاط همان مسجد روستای خودم دفن کنید.» همچنین تشییع پیکرش با حضور افرادی که مدیون مهربانی‌های پنهانی او بودند، باشکوه برگزار شد.

میراث ماندگار

اما مرگ نوشیروانی پایان راه نبود. کاری که او آغاز کرده بود، پس از وفاتش همچنان به دست فرزندانش ادامه یافت. وحید، حمید و هما نوشیروانی اجازه ندادند چراغی که پدر برافروخت هرگز خاموش شود و با تعمیر و احداث درمانگاه ها، احداث مدارس، چراغانی کردن مسیر جاده بابل- قائم شهر این راه نیکو را ادامه دادند. امروزه نام سید حسین فلاح نوشیروانی بر سردر دانشگاه‌هایی نقش بسته که هزاران دانشجو از آن برای ساخت آینده‌ای روشن برای میهن‌شان فارغ‌التحصیل می‌شوند. او ثابت کرد یک بازرگان می‌تواند بیش از یک دولت برای میهن سازندگی کند. داستان نوشیروانی یادآوری است برای آن‌که بدانیم بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری، نه در بازار‌های گوناگون اقتصادی، بلکه در محبت به مردم نیازمند و آینده علمی و بهداشت این سرزمین است.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار