باشگاه خبرنگاران جوان؛ زهرا نجفی - روزنامه گاردین در تحلیلی درباره تغییرات کلی موضع دونالد ترامپ، از ابتدای جنگ علیه ایران تا کنون، نوشت: پس از آغازی آمیخته با غرور و خوشبینی افراطی، واقعیت خود را نشان داد.
مسیر طیشده در جنگ برای ترامپ به نقطهای هشداردهنده رسیده است: اینکه ایران برای چندین رئیسجمهور آمریکا «دشمن سرسخت» بوده و رقیبی نیست که بتوان آن را دستکم گرفت.
در جنگها یک اصل شناختهشده وجود دارد: امیدها و طرحهای خوشبینانهای که در آغاز مطرح میشود، در برخورد با دشمن دوام نمیآورند. اما حتی با همین معیار، اهداف متناقض و روایتهای متغیر ترامپ از زمان آغاز جنگ با ایران، به مسیری گیجکننده تبدیل شده که در نهایت ممکن است او را به نقطه آغاز بازگرداند.
پس از هفتهها مذاکرات متناوب، اکنون گزارشها حاکی از آن است که آمریکا و ایران در آستانه توافقی برای پایان جنگ هستند؛ توافقی که مهمترین نتیجه فوری آن، بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود. بسته شدن این آبراه راهبردی تأثیر شدیدی بر اقتصاد آمریکا گذاشته و باعث افزایش قیمت بنزین و کمبود کود شیمیایی و به خطر افتادن زنجیره غذایی شده است.
اینکه ترامپ بازگشایی تنگه هرمز را به یک اولویت تبدیل کرده، نشاندهنده قدرت بازدارندگی تازهای است که تهران در نتیجه این جنگ به دست آورده است. این موضوع با تصمیم دولت ترامپ برای حل مسئله از طریق مذاکره و نه اقدام نظامی، بیشتر برجسته میشود. برای درک بهتر، باید گفت پیش از آغاز جنگ، عبور کشتیها از تنگه بدون مانع انجام میشد.
یادداشت تفاهمی که با میانجیگری پاکستان و قطر حاصل شده، قرار است آتشبس را برای ۶۰ روز تمدید کند تا در این مدت مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران ادامه یابد. در همین حال، احتمال رسیدن به یک مصالحه مبهم، نشاندهنده کوچکتر شدن اهداف حداکثری ترامپ است که برخی تحلیلگران آن را نوعی شکست میدانند.
در مقالهای در نشریه آتلانتیک، رابرت کیگان از اندیشکده بروکینگز نوشت: ترامپ احتمالاً تلاش خواهد کرد بدون اینکه آمریکاییها ابعاد شکست را درک کنند، از ماجرا کنار برود.
در همین حال، بسیاری از جمهوریخواهان تندرو، نسبت به هر توافقی که شبیه توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) باشد هشدار دادهاند؛ توافقی که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش از آن خارج شد.
سناتورهایی مانند لیندسی گراهام، تد کروز و راجر ویکر و همچنین مایک پمپئو، نسبت به توافقی که ممکن است به برجام شباهت داشته باشد هشدار دادهاند.
در آغاز جنگ، ترامپ اهداف حداکثری و گستردهای اعلام کرده بود؛ مانند دعوت از نیروهای نظامی و امنیتی ایران برای تسلیم، و حتی تغییر حکومت ایران. او بعدها نیز از «تسلیم بیقید و شرط» سخن گفت و بارها ادعا کرد توان نظامی ایران نابود شده است.
با این حال، به گفته برخی تحلیلگران، توان واقعی ایران بسیار کمتر از ادعاهای کاخ سفید کاهش یافته و بخش زیادی از توان موشکی و پهپادی آن همچنان باقی است. همچنین، با وجود ترور برخی فرماندهان ارشد ایران، ساختار اصلی حکومت ایران همچنان پابرجاست.
اکنون در حالی که تغییر حکومت ایران عملاً کنار گذاشته شده، تمرکز ترامپ صرفا بر برنامه هستهای این کشور است.
به گفته برخی تحلیلگران، ترامپ ناچار شده به سمت توافقی مشابه برجام حرکت کند، حتی اگر این توافق ضعیفتر باشد. در همین حال، او شروطی غیرعملی مانند پیوستن کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم را مطرح کرده است؛ موضوعی که برای ایران و بسیاری کشورهای منطقه غیرقابل پذیرش است.
همچنین گزارشهایی از تهدیدات او علیه برخی کشورهای منطقه در صورت همراهی با ایران منتشر شده است.
در نهایت، برخی کارشناسان میگویند مشکل اصلی بیاعتمادی ایران به ترامپ است و نه صرفاً مسائل سیاسی یا ایدئولوژیک. به گفته آنان، ایران بهدنبال توافق مرحلهای و «راستیآزمایی تدریجی» است، در حالی که ترامپ با طرح موضوعات حاشیهای، محور تمرکز مذاکرات را تغییر میدهد.
منبع: گاردین