باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ با ۱۵۰ نفر و تجهیزات ساده شروع شد. ۳۵ روز بعد، عراقیها برای گرفتن یک شهر به دو لشکر کامل نیاز پیدا کردند. ۱۹ ماه بعد، صدام خود را در آستانه سقوط دید.
روزهای پایانی شهریور ۱۳۵۹، هنوز بوی پاییز در هوای خرمشهر نپیچیده بود که آسمان این شهر بندری رنگ خون به خود گرفت. صدام که تصور میکرد با تجهیزات پیشرفته غرب و شرق میتواند انقلاب نوپای ایران را در نطفه خفه کند، هرگز باور نمیکرد که تعداد کمی پاسدار با سلاحهای ساده و دلی پر از ایمان، یکی از بزرگترین نیروی نظامی منطقه را در ۳۵ روز زمینگیر کنند.
نبردی که کارشناسان را به حیرت واداشت
بعد از حمله رسمی عراق از سمت غرب خرمشهر در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، فقط ۱۵۰ پاسدار و حدود ۵۰۰ رزمنده مردمی همراه با گردان ۱۵۱ دژ خرمشهر، در مقابل تیپ ۳۳ نیروی مخصوص و تیپ ۲۶ زرهی از لشکر ۵ مکانیزه عراق ایستادند. این نابرابری عددی و تسلیحاتی چنان چشمگیر بود که هر تحلیلگر نظامی، سقوط شهر را در عرض چند ساعت پیشبینی میکرد. اما اتفاقی رقم خورد که نهتنها معادلات میدان نبرد، بلکه تاریخ جنگ را برای همیشه تغییر داد. تکاوران نیروی دریایی ارتش به فرماندهی ناخدا هوشمند صمدی، دلاور بیادعای نیروی دریایی، در کنار پاسداران انقلاب سنگر گرفتند. روحانیونی مثل شیخ شریف قنوتی که بعدها به «سقای خونینشهر» معروف شد، گروههای «اللهاکبر» را سازماندهی کردند و هدایت نیروها را بر عهده گرفتند. این اتحاد میان ارتش و سپاه که سالها بعد به الگویی برای تمام جبههها تبدیل شد، نخستین جرقههای مقاومتی بود که معادلات جنگهای نظامی را به هم ریخت.
روزهایی که شهر نفس میگرفت و میجنگید
عراقیها که اشغال خرمشهر را کلید پیروزی در کل جبهه جنوب میدانستند، هر روز فشار را مضاعف میکردند. صبح ۷ مهر ۱۳۵۹، پس از ساعتها آتش سنگین توپخانه، دشمن از دو محور پل نو و پلیس نو وارد شهر شد. اما مدافعان خرمشهر با همان سلاحهای ساده، چنان ضربهای به مهاجمان وارد کردند که آنها را وادار به عقبنشینی کردند. این صحنه در روزهای بعد بارها تکرار شد؛ اما شاید شدیدترین درگیری در ۱۰ مهر ۱۳۵۹، در حوالی میدان راهآهن رقم خورد. تانکهای عراقی یکییکی از کار افتادند و سنگرهای رزمندگان ایرانی همچنان پابرجا بود.
نبرد نابرابر علیه یک لشکر زرهی
اما تقدیر چنین رقم خورده بود که خرمشهر طعم تلخ اشغال را بچشد. ۱۹ مهر ۱۳۵۹، یک لشکر زرهی عراق از رودخانه کارون در منطقه مارد عبور کرد و جادههای خرمشهر به اهواز و آبادان را بست. شهر در محاصره کامل قرار گرفت. بااینحال، هیچیک از رزمندگان حتی یک وجب از خاک شهر را بدون نبرد رها نکردند. شامگاه ۲۱ مهر ۱۳۵۹ بود که نیروهای عراقی خودشان را به ورودی خرمشهر رساندند. دشمن تا نزدیکیهای زندان شهر پیشروی کرده و حدود ۳۰ تانک و زرهپوش و ۴۰ دستگاه خودروی نظامی نزدیک شدند. تعداد زیادی از خانوادهها شهر را ترک کرده و تعداد قابلتوجهی از جوانان برای دفاع از شهر باقی ماندند.
روزی که خرمشهر، خونین شهر شد
۲۴ مهر ۱۳۵۹، جنگ به اوج خودش رسید. بعثیها خودشان را به اطراف مسجد جامع رساندند. این مسجد نه تنها پایگاه اصلی مدافعان، بلکه نماد مقاومت یک ملت بود. در همین روز بود که به دلیل مقاومت شدید مردم و نیروهای نظامی، نام خرمشهر برای همیشه در تاریخ به «خونین شهر» تغییر پیدا کرد. از صبح ۲۵ مهر ۱۳۵۹، نبرد تنبهتن و خیابانی در جاده کمربندی، کوی طالقانی و بندر ادامه یافت. روز بعد، درگیریها به پشت ایستگاه راهآهن و کشتارگاه کشیده شد. ۲۷ مهر ۱۳۵۹، فشار نیروهای مهاجم برای تصرف شهر شدیدتر شد. بهخاطر شهادت رزمندگان، کمشدن تعداد مدافعان، خستگی و فشار روحی و جسمی که بر آنها وارد شده بود، دشمن از محور کمربندی به سمت خیابانهای آرش و عشایر پیشروی کرد و روز بعدش مسجد جامع خرمشهر زیر آتش متمرکز خمپارههای عراقی قرار گرفت.
سرانجام در ۴ آبان ۱۳۵۹، نیروهای صدام وارد شهر شدند. اما نه بهعنوان فاتحان پیروز، بلکه بهعنوان اشغالگرانی که برای تصرف یک شهر مجبور شده بودند دو لشکر کامل را به کار بگیرند؛ درحالیکه صدام در ابتدا فقط یک گردان کماندو برای این کار در نظر گرفته بود. عراقیها در تلافی این مقاومت حماسی، با ۳۰۰ تن تیانتی خانهها را ویران کردند و هر آنچه را که از شهر باقیمانده بود، با خاک یکسان کردند.
آمار شهدای خرمشهر
بر اساس آمار بنیاد شهید، در مقاومت ۳۵ روزه خرمشهر از ۳۱ شهریور تا ۴ آبان ۱۳۵۹، دستکم ۷۳۵ نفر در محدوده شهر و اطراف آن به شهادت رسیدند که ۲۳۵ نفر از آنها (۳۲ درصد) متولد خرمشهر بودند. نبرد عمدتاً بهصورت جنگی خیابانی در داخل شهر رقم خورد و مدافعان تاآخریننفس ایستادگی کردند.
۱۹ ماه انتظار؛ تولد دوباره یک شهر
خرمشهر ۱۹ ماه در اشغال ماند. از ۴ آبان ۱۳۵۹ تا سوم خرداد ۱۳۶۱. عراقیها آن را به دژی نفوذناپذیر تبدیل کردند؛ حصارهای متعدد، میدانهای مین، و تیرآهنهایی که در زمین فروکرده بودند تا از هجوم هوایی هم در امان باشند. اما غافل از اینکه اراده مردانی که پشت مرزها ایستاده بودند، از تمام این استحکامات سختتر و محکمتر است. عملیات ثامنالائمه در پاییز ۱۳۶۰ حصر آبادان را شکست. عملیات طریقالقدس در آذر ۱۳۶۰ بستان را آزاد کرد. عملیات فتحالمبین در فروردین ۱۳۶۱ بخشهای مهمی از خاک خوزستان را از چنگ دشمن خارج ساخت و سپس نوبت رسید به عملیات بیتالمقدس؛ حماسهای که از ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز شد.
سوم خرداد؛ طلوع آزادی
پس از ۲۳ روز نبرد شبانهروزی، رزمندگان اسلام به دروازههای خرمشهر رسیدند. صدام همچنان نیروهای تازهنفس را به داخل شهر میفرستاد. همین موضوع باعث شد بیشترین تعداد اسیران عراقی درکل جنگ، حدود ۱۲ هزار نفر، در همان خیابانهای تنگ خرمشهر به اسارت درآیند. عراقیها چنان به حفظ شهر ایمان داشتند که فرماندهانشان باور نمیکردند روزی برسد که پرچم ایران بر فراز مسجد جامع به اهتزاز درآید.
خرمشهر آزاد شد
سوم خرداد ۱۳۶۱، خرمشهر آزاد شد. حدود ۵۴۰۰ کیلومترمربع از خاک ایران در این عملیات به کشور برگشت، اما مهمتر از فتح نظامی، پیامدهای سیاسی آن بود. جهان تا ۲۴ ساعت سکوت کرد؛ باور پیروزی ایران برای رسانههای غربی ممکن نبود. فتح خرمشهر، نهتنها معادلات نظامی، بلکه موازنه قدرت منطقهای را دگرگون کرد. صدام که جنگ را برای سرنگونی انقلاب اسلامی آغاز کرده بود، ناگهان خود را در معرض تهدید سقوط دید.
آغازی بر هزاران فتح خرمشهر
از زمان آزادی خرمشهر ۴۴ سال میگذرد ولی همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند: «خرمشهرهای دیگری در پیش است». وعده صادق، عملیات عین الاسد، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان همهوهمه نمونههایی از خرمشهرهایی بود که رهبر شهیدمان فرموده بودند و مردم ایران در آن سربلند و پیروز در آمدند. هر لحظه که میگذرد، نبردهایمان بیشتر میشود و فتوحمان بیشتر.
به فرموده رهبر عزیزمان؛ فردا مال شماست، آینده مال شماست. شما هستید که باید این تاریخ را با عزتش محفوظ نگهدارید، شما هستید که این بار مسئولیت را بر دوش دارید؛ خرمشهرها در پیش است.
منبع: فارس