باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - علی بهادری جهرمی سخنگو و دبیر هیئت دولت سیزدهم در ایام سالگرد شهادت آیتالله سید ابراهیم رئیسی با حضور در باشگاه خبرنگاران جوان به سوالات مختلفی از جمله ابهامات در مورد نحوه شهادت آیتالله رئیسی و همراهانش، احیا نشدن برجام در دولت سیزدهم، جنگ رمضان و مذاکره با آمریکا پاسخ داد. متن این مصاحبه تفصیلی در ذیل آمده است:
باشگاه خبرنگاران جوان: علی بهادری جهرمی در این روزها مشغول چه کاری است؟
من معلم دانشگاه هستم. پیش از اینکه در دولت شهید رئیسی توفیق همکاری پیدا کنم، همین جایگاه را داشتم. پس از آن به قوه قضاییه رفتم و اکنون نیز به محل کار خود، یعنی دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس، بازگشتهام.
در ایام سالگرد شهادت دکتر رئیسی، همچنان نحوه شهادت ایشان مورد ابهام است. آیا اینکه صحبتهایی میشود مبنی بر اینکه این اتفاق در واقع ترور بوده، آیا چنین مواردی صحت دارد؟
مرجع رسمی در این زمینهها طبیعتاً ستاد کل نیروهای مسلح است. رشته من حقوق است و یک حقوقدان باید مبتنی بر سند صحبت کند. چه کسی سند یا مستندات را در اختیار دارد؟ ستاد کل نیروهای مسلح. شاید از بیرون بشود حدسهایی زد، تحلیلهایی کرد، ولی سندی که مبتنی بر آن بشود حکم صادر کرد، در اختیار ستاد کل نیروهای مسلح است که هم اشراف نسبت به موضوعات و جوانب موضوع را کاملاً داشتند، هم همه آثار را جمعآوری کردند و مورد ارزیابی قرار دادند. پس از منظر سند، فکت و داده، ستاد کل نیروهای مسلح بارها تعیین تکلیف کرده و نظرش را شفاف اعلام کرده است.
اگر مقصود شما تحلیل موضوع است، من به نظرم دقیقترین تحلیل را شهید شمخانی ارائه دادند. ایشان چون بالاخره دبیر شورای عالی امنیت ملی هم بودند، نسبت به موضوعات مختلف اشراف داشتند. تحلیل خیلی قوی و به نظرم درستی ارائه دادند که تحلیلشان همین بود که طبق یافتهها و دستاوردهای ستاد کل چیزی که بتواند اثبات کند که مثلاً یک اقدام تروریستی باشد، ستاد کل نتوانسته پیدا کند.
آقای شمخانی در تحلیل خودشان توضیح میدهند که بالاخره ما میدانیم که دشمن ما از منظر فناوری هم توانمندیهایی دارد که ممکن است ما هنوز به آنها اشراف نداشته باشیم لذا این فرضیه همیشه باقی میماند. من به نظرم همین تحلیل آقای دکتر شهید شمخانی بهترین تحلیل برای پاسخ به سؤال شما است.
درست است که این بهترین تحلیل است، اما این تحلیل سردرگمی ایجاد میکند. به این سردرگمی چگونه میتوان پاسخ داد؟
خیلی از موضوعات را شما هیچوقت نمیتوانی پاسخ دقیقش را بفهمی و برایتان امکان حاصل نمیشود که متوجه بشوید. در پروندههای حقوقی قضایی خیلی اتفاق میافتد مثلا قتلی اتفاق میافتد و هیچوقت قاتل پیدا نمیشود و خانوادهاش سردرگم هستند، اما پیدا نمیشود. نمیتوانیم بیاییم یک نفر را به دروغ بیاوریم بگوییم ایشان قاتل است، یا مثلاً بگوییم خودکشی کرده که نمیتوانیم ذا باید سندی به دست برسد تا مبتنی بر سند، مبتنی بر دلیل، بتوانیم حکم صادر کنیم.
من در پاسخ رسمی میگویم مثل یک پرونده قضایی که خیلی از اوقات پاسخ نهایی روشن نمیشود، پرونده مبهم باقی میماند لذا از منظر سند باید به همان گزارشهای ستاد کل اکتفا کنیم، اما از منظر تحلیل، امروز بعد از جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه خیلی روشنتر شده است. یعنی از منظر تحلیل، گمانهزنیها طبیعتاً خیلی جدیتر شده است که این میشود تحلیل و نمیشود سند این دو تا به نظر من تعارضی با هم ندارند یعنی در آن کیس قضایی که قتل را مثال زدم، ممکن است آن کارآگاه پلیس که دارد روی کیس کار میکند، تحلیلها و گمانههایی مبتنی بر تجارب، تخصص و شواهدی که دارد داشته باشد، اما طبیعتاً هیچ وقت قاضی مبتنی بر آن صدور رأی نمیکند و حکم نهایی صادر نمیکند. این مبنای خوبی برای تحقیقات و اکتشاف و پیگیری برای شناسایی پاسخ صحیح است، اما نه ایشان با قاضی دعوا دارد و نه قاضی با ایشان دعوا دارد. ایشان کار خودشان را میکند، قاضی هم مبتنی بر سند حکم نهایی را صادر میکند.
در روز آغاز حمله به بیت رهبری و آغاز جنگ رمضان کجا بودید و چگونه متوجه شهادت رهبر انقلاب شدید؟
من تهران بودم، البته جایی در جلسه بودم و هنوز به دانشگاه نرسیده بودم. داشتم میرفتم به سمت دانشگاه که این اتفاقات تلخ افتاد. بعدش هم چون مدرسه فرزندانمان تماس گرفتند گفتند بیایید بچهها را ببرید، اصلاً دیگر آن روز به دانشگاه نرفتم و برگشتم به سمت مدرسه که بچهها را از مدرسه ببرم.
چگونه از شهادت رهبر انقلاب مطلع شدید؟
ما تا شب اصلاً تصور نمیکردیم که رهبر انقلاب به شهادت رسیده باشند. اتفاقاً من جلسات متعددی هم داشتم تا یازده، دوازده شب با خیلی از دوستانی که مرتبط بودند صحبت کردیم. خیلی از همکاران ما در بیت بودند نگران بودیم، سریع تماس گرفتیم، همه گفتند خیالتان راحت، رهبر انقلاب اصلا آنجا نبودند و مشکلی برای ایشان پیش نیامده حتی برخی از همکاران ما در همان لوکیشن، فرض بفرمایید آقای دکتر خاندوزی، همان جا بودند، دیده بودند، تعریف میکرد من آقای حجازی و آقای لاریجانی را دیدم.
من پژوهشگر شورای نگهبان جلسه داشتم، یکی از همکارانمان آنجا جلسه داشتند، حالا نمیدانم در مجمع یا شورای امنیت ملی بود، الان حضور ذهن ندارم، اما تعریف میکرد که در جلسه بودیم چنین اتفاقی افتاد، مثلاً آقای عراقچی را دیده بودند و من همان روز چهار، پنج نفر دیدم که در منطقه بودند و همه شاهدان عینی میگفتند آقا آنجا نبودند. یعنی هیچ کسی هیچ خبری از امام شهیدمان نداشت تا حوالی یازده، دوازده شب لذا برای من تا یازده، دوازده شب یقین بود که آقا الحمدالله نبودند و متأسفانه فقط فرماندهان به شهادت رسیدند.
همه شهادت فرماندهان را میدانستند چون همان روز فرماندهان در آنجا جلسه داشتند و همه عزیزان این را نقل میکردند چه کسانی در آنجا بودند و یا از آن منطقه خارج شدند. من اسم این چند بزرگوار را شنیدم، اسم رهبر عزیز امروزمان یعنی حاج آقا مجتبی را آن موقع شنیدم که دیده بودندشان آنجا از سوی دوستانی که حالا دیگر من تک به تک اسم نمیآورم.
ساعت یک و نیم شب بود که از طرف حاج آقای قمی سازمان تبلیغات تماس گرفتند، گفتند یک جلسه فوری بیایید. من همین که تماس گرفتند طبیعتاً گفتیم چرا ساعت یک و نیم جلسه فوری؟ که اولین تحلیل این بود که احتمالاً خدای نکرده چنین اتفاقی افتاده که سریع سوار شدیم، رفتیم جلسه که جلسه برای برنامهریزی فرهنگی و اجتماعی موضوع بود که آنجا دیگر مطلع شدیم.
مذاکره با آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید. آیا رسیدن به توافق محتملتر است و یا اینکه دوباره جنگ میشود؟
به نظرم جنس این آمریکای موجود یعنی آمریکای ترامپ، تکلیفش با ما روشن است، تکلیف ما هم با او روشن است. امام شهید هم بارها تکلیف را روشن کردند لذا نتیجه آخرش روشن است. اصلاً فکر نمیکنم که با این آمریکا یعنی با آمریکای ترامپ، بشود به توافق قابل قبولی رسید، بشود همچنین به توافق پایداری رسید. یعنی دو تا مسئله است. یکی اینکه اگر با کسی بخواهی یک توافق منطقی و قابل قبولی برسی، طرف باید به یک حداقلهایی ملتزم باشد که ترامپ قبلاً نشان داده که به هیچ حداقلی ملتزم نبوده و الان هم نیست.
نکته دوم اینکه اگر این توافق بخواهد پایدار باشد، باز ترامپ نشان داده که اگر اهل عمل به توافق بود هرگز توافق برجام را پاره نمیکرد؟ کسی که قبلاً یک مرتبه این کار را کرده، تکلیفش روشن است یا قبلاً در مذاکره حمله نمیکرد؟. لذا اینکه میگویید نتیجهاش چه میشود؟ من تقریباً یقین دارم که تا وقتی که حداقل ترامپ هست، یعنی آمریکا، آمریکای ترامپ است، نتیجه خیلی قابل قبول و خیلی قابل اتکایی در میز مذاکره بهدست نخواهد آمد، اما همین الان این نکته را بگویم اگر ما یقین هم داشته باشیم که در میز مذاکره به هیچ نتیجهای نخواهیم رسید، آیا به این معناست که هیچ مذاکرهای نکنیم؟ الزاماً این معنا را نمیدهد چونِ صرفِ مذاکره ممکن است آثاری را در کنارش داشته باشد. من این را صرفنظر از نظر شخصیام میگویم البته نظر شخصیام را توضیح خواهم داد.
اصل حصول نتیجه از یک چنین آمریکایی خیلی امیدوارکننده نمیتواند باشد، اما استمرار و برخی از رفتوآمدها میتواند آثار جانبی داشته باشد. یکی از آثار جانبیاش این است که اگر بهویژه در حوزه رسانه و افکار عمومی ما قوی بتوانیم ظاهر شویم، این نمایش ایستادگی ملت ایران است یعنی اینکه آقا، ما اینجوری نیستیم که فشار بیاوری و تهدید کنی و ما بگوییم چشم؛ نه، ما بر روی اصولمان میایستیم البته این نیازمند کار رسانهای خیلی گستردهتر است که به نظرم در این زمینه، آمریکا بهخاطر اینکه یک مقداری هم ابزارهایش خیلی بیشتر است و یک مقدار هم کنشگری خیلی فعالتری داشته، بهویژه کنشگری ترامپ خیلی فعالتری بوده و انتظار میرود که در سمت ما کنشگری فعالتری داشته باشیم و با جهان بیشتر میشود حرف زد نسبت به اولاً معرفی کشور و دوماً از این منظر که طبیعتاً دشمن ما تلاش میکند که یارگیری به سمت خودش در جهان کند مثلا برای باز کردن تنگه هرمز میگفت ناتو، کره و ژاپن بیایند کمک کند.
آن چیزی که در ذهن جامعه جهانی میگذرد، یعنی برداشت جامعه جهانی این است که ما اهل جنگیم، ما دوست داریم جنگ استمرار پیدا کند، یا آمریکا اهل جنگ است؟ امثال مذاکره روی این موضوعات خیلی مؤثر میتواند باشد که بالاخره آن کسی که دارد زورگویی و تهدید میکند و اهل جنگ است. الان در جامعه جهانی تکلیف با او روشن شده است. جمهوری اسلامی کشوری نبوده که جنگطلب باشد، جنگ بلد است، ترسی هم از جنگ ندارد و پای دفاع از کشورش میایستد، اما جنگطلب نیست، اما این مهم است که در حوزه دیپلماسی این را بتوانیم جا بیندازیم.
یکی از آفات اساسی مذاکره این است که طرف مقابل به توهم بیفتد که شما لنگ مذاکره با او هستید. باید از این توهم جلوگیری کرد. نکته دیگر اینکه میز مذاکره با آمریکا نباید تنها و قویترین مسیر دیپلماسی ما باشد. ما باید سایر مسیرها مانند دیپلماسی با اوراسیا، کشورهای همسایه، شانگهای، بریکس، چین، روسیه و حتی اروپا را با قوت و شدت بیشتری دنبال کنیم تا نشان دهیم تمام ظرفیتهای دیپلماسی را برای تحقق حقوق امنیتی و اقتصادی خود به کار گرفتهایم.
ما نمیگوییم برای رفع تحریم نباید مذاکره کرد؛ تحریم ظالمانه است و باید با عزت از سرِ مذاکره با آن مقابله کرد، اما نباید در این مسیر متوقف بمانیم. به موازات مذاکره، باید مسیر خنثیسازی تحریمها را پیش برد. مدلی که دولت شهید رئیسی پیش میبرد، یعنی دیپلماسی فعال همسایه، عضویت در اوراسیا و فعالسازی آفریقا، نشان داد که شما میتوانید فروش نفتتان رکورد بزند. در دولت شهید رئیسی، حتی کمیته روابط خارجی سنای آمریکا مسئولان خود را مورد سؤال جدی قرار میداد که چرا فروش نفت ایران اوج گرفته است همچنین حجم تجارت خارجی ایران با جهان با رکورد ۱۲۰ میلیارد دلار شکسته شد. این یعنی شما به میز مذاکره محتاج نیستید و اتفاقاً موضع قدرت خود را تقویت میکنید.
اگر دولت آقای رئیسی همچنان بر سر کار بود و جنگ درمیگرفت آیا نحوه مدیریت جنگ با مدیریتی که الان شاهد آن هستیم تفاوت داشت؟
تحلیل صادقانه من این است که اگر دولت شهید رئیسی سرکار بود، اساساً جنگی در نمیگرفت چون شرایط خیلی موثر است. در دولت ایشان، مذاکرات تا پای توافق پیش رفت، اما حادثه تلخ فوت خانم امینی و اغتشاشات ۱۴۰۱ فضا را تغییر داد. طرف مقابل با دیدن تغییر فضای میدان و خیابان گفت شرایط تغییر کرده و من با مدل توافق قبلی پیش نمیروم. نحوه عملکرد، اظهارنظر و مواضع در نگاه جامعه جهانی بسیار مؤثر است.
به نظر من، اگر حاج قاسم سلیمانی بود، امروز جنگی در محدوده ما اتفاق نمیافتاد. برخی شخصیتها ویژگیها و توانمندیهایی دارند که ظرفیتهای کشور را متفاوت میکند. اگر هم جنگی رخ میداد، مدل مدیریت شهید رئیسی کاملاً متفاوت و پرتحرکتر میبود. دولت مستقر نیز حتماً تلاش خود را میکند و شرایط جنگ را درک میکنیم، اما امام شهید در روزهای پایان حیات مادی خود فرمودند انتظار این است که در چنین ایامی مدیران دو برابر کار کنند.
در ماجرای تأمین واکسن ببینید، بحران ۷۰۹ کشته کرونایی در روز، که روز آغاز دولت شهید رئیسی است، از منظر انسانی یک بحران کمتر از جنگ نیست. ۷۰۹ کشته در روز یعنی در یک هفته بیشتر از کشتهها و شهدای جنگ رمضان شما کشته میدهید. حالا ببینید در یک ماه چه میشود. در وضعیت به شدت بحرانی، تعطیلی کسبوکارها و تورم ۶۰ درصدی، فضا وحشتناک و بحرانی بود.
یادمان هست مردم، خیلیها مجبور میشدند بروند کشورهای همسایه برای اینکه واکسن تزریق کنند، که شهید رئیسی چگونه با یک تغییر راهبردی این فضا را تغییر داد و ما در عرض کمتر از صد روز، ناگهان در صدر جدول تزریق واکسن قرار گرفتیم و ما رکورددار صفر کشته کرونایی در ماه شدیم. من یادم است در ماه آذر ما رکورددار صفر کشته کرونایی در ماه شدیم البته همزمان در سایر کشورها کشته میدادند، حال آنکه سه، چهار ماه قبلش ما قعر جدول بودیم.
ولی حالا فرض کنیم که یک جنگی اتفاق میافتاد. عرض کنم که مدل شهید رئیسی قبلاً نشان داده در مثلاً همین ماجرای ۱۴۰۱ که از آن ذکر شد، یک ماجرای بحرانی است، یا در ماجرای تأمین واکسن. ببینید، بحران ۷۰۹ کشته کرونایی در روز، که روز آغاز دولت شهید رئیسی است، از منظر انسانی یک بحران کمتر از جنگ نیست. ۷۰۹ کشته در روز یعنی در یک هفته بیشتر از کشتهها و شهدای جنگ رمضان شما کشته میدهید. حالا ببینید در یک ماه چه میشود. در وضعیت به شدت بحرانی، کسبوکارها تعطیل، تورم ۶۰ درصد، فضا وحشتناک و بحرانی بود. یادمان هست مردم، خیلیها مجبور میشدند بروند کشورهای همسایه برای اینکه واکسن تزریق بکنند، در صف. خب شهید رئیسی چگونه با یک تغییر راهبردی این فضا را تغییر داد و ما در عرض کمتر از ۱۰۰ روز، ناگهان شدیم در جدول تزریق واکسن صدر جدول؟ در مدیریت کرونا، ناگهان ما شدیم رکورددار صفر کشته کرونایی در ماه. مثلاً فاصلۀ کمی، من یادم هست مثلاً ماه آذر ما رکورددار صفر کشته کرونایی در ماه شدیم، همزمان که در سایر کشورها کشته میدادند، حال آنکه سه، چهار ماه قبلش ما قعر جدول بودیم.
یکی از لوازم که در پیام رهبر عزیز انقلاب در دومین سالگرد شهادت بود و در فرمایشات امام شهید پیش از این هم بوده، دیپلماسی فعال و پُرتحرک بود. این که شما لحظهای را رها نکنی و شانگهای را فعال کنی. در این هفتاد، هشتاد روز باید خیلی پُرتحرکتر سعی میکردیم فعالش کنیم و واکنش نشان بدهد و مؤثر باشد. یا جنبش عدم تعهد، یا بریکس، یا سایر کشورها. ببینید، ما یک وقتی میایستیم یک پاکستانی خودش بیاید یا آمریکا فعالش کرده باشد که آقا، او انتخاب کرده، به او پیغام بدهد، او پیغام برای ما بفرستد. یک وقتی ما میآییم ظرفیتهایی را به نفع خودمان فعال میکنیم که این خیلی از منظر امنیتی، اقتصادی و سیاسی متفاوت است.
در اوج مشکلات اقتصادی سال ۱۴۰۱ روزی یک بار جلسه ستاد تنظیم بازار به ریاست معاون اول رئیسجمهور و بعضا به ریاست شهید رئیسی برگزار میشد لذا اقتضائات مدیریت جنگ متفاوتتر و پرتحرکتر میبود.

چرا مذاکرات احیای برجام در دولت سیزدهم به نتیجه نرسید؟ نقل قولی هست که آقای نبویان جلوی رسیدن به توافق را گرفتند. آیا واقعا چنین اتفاقی افتاده؟
مسئله عدم احیای برجام به روز امضای آن بازمیگردد. برجام به گونهای تدوین نشده بود که بتواند خود را تضمین کند. تعهدات ایران نهاد ناظر داشت (آژانس)، اما تعهدات طرف مقابل هیچ نهاد ناظری نداشت که بررسی کند آیا تحریمها واقعاً رفع شدهاند یا نه. قراردادی که اجرا نمیشود، خود را تضمین نمیکند. این متن ضعیف است و هرچقدر هم به آن تنفس مصنوعی بدهید، قابلیت احیا ندارد. تمام دعواهای بعدی، موضوعات فرعی هستند.
در دولت آقای رئیسی، ما برای احیای برجام تلاش کردیم، اما پاسخ با همین مثال روشن است: شما مجبورید روی همان متن ضعیف کار کنید، چراکه طرف آمریکایی امتیازاتی گرفته و به نفع خود اجرا کرده، اما آنچه به نفع شما بوده اجرا نشده است. رئیس کل بانک مرکزی زمان دولت آقای روحانی گفت «تقریباً هیچ» از برجام اجرا نشد. پولهای بلوکه شده ما در قطر و کره حتی در دوره اجرای برجام آزاد نشدند. برجام تقریباً میوهای نداد.
یا مثلاً در ماجرای اسنپک، یک جایی در تاریخ ممکن بود حق وتو به نفع ما استفاده شود که در جنگ رمضان دیدیم استفاده شد و چین و روسیه به نفع ما از حق وتویشان استفاده کردند. الان هم منششان نسبت به برجام نشان میدهد که اهل استفاده بودند و اینها منطقاً باید سمت ما میایستادند، اما در آنجا حق وتویشان گرفته شده یعنی مکانیزمها سست، ضعیف و غیرقابل دفاع بود.
دولت شهید رئیسی میدانست که احتمال وصول این «چک» بسیار پایین است، اما معطل آن نمیماند و به موازات آن، خنثیسازی تحریمها را دنبال میکرد. نمود این را در افزایش رشد اقتصادی، افزایش صادرات نفت و اذعان کمیته روابط خارجی آمریکا میبینیم.
مسیر مذاکرات بین ایران و آمریکا را چطور ارزیابی میکنید؟ نحوه مدیریت محمدباقر قالیباف و سید عباس عباس عراقچی در مذاکره با آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من، معقولترین ترکیبی که امروز برای مذاکره شدنی بود و برای حقوق ملت مناسب است، همین ترکیب فعلی است. وزارت خارجه مسئول کارشناسی موضوعات است. آقای دکتر قالیباف هم رئیس قوه هستند، هم مورد اعتماد دولت، نمایندگان مجلس و هم چهره ملی مورد اعتماد فضاهای حاکمیتی و نظامی هستند. ایشان سابقه نظامی دارند و اشراف نظامیشان قابل اتکاست، اما اگر من بودم، سطح مذاکرات با آمریکا را تا این حد بالا نمیبردم. چراکه تحلیل اولیه من این است که توافق با آمریکای فعلی دور از دسترس است. افرادی که اهل توافق باشند، جنگ نمیکنند.
ما با آمریکای قبل از شهادت رهبرمان هم منافع مشترک قابل تصوری نداشتیم تا به راحتی توافق کنیم. حالا پس از شهادت رهبرمان، کشتن دانشآموزان میناب، حمله به مدرسه و دانشگاه، تصور توافق بسیار سخت است.
از طرف دیگر، ترکیب فعلی با نیت خیر و جهاد وارد میدان شده و از خود هزینه میدهد. من برایشان آرزوی موفقیت دارم، اما معتقدم این چهرههای ملی را نباید زود خرج کنیم و از آنها کم داریم. من امید بیشتری به موفقیت ایشان در حوزه نمایندگی ویژه در چین دارم.
شما به عنوان یک حقوقدان آیا معتقدید که میتوان برای مدیریت تنگه هرمز قانون جدید نوشت که کشورهای دیگر هم از آن پیروی کنند؟
بحث حقوقی بسیار پیچیده و گسترده است. قواعد حقوق بینالملل یا عرفی هستند یا معاهدهای. مهمترین کنوانسیون، کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲) است که عموم کشورها به آن پیوستهاند، جز سه یا چهار کشور که یکی از آنها ایران است. در این کنوانسیون، برای تنگههای بینالمللی مانند تنگه هرمز، «عبور ترانزیتی» به رسمیت شناخته شده است؛ یعنی هر کشوری حق عبور و مرور آزاد دارد.
ایران این معاهده را نپذیرفته و فقط امضای اولیه کرده است. امضای اولیه به معنای تعهد به پیگیری در نظم داخلی است. ما در امضای اولیه قید کردیم که «عبور ترانزیتی» را به عنوان عرف قبول نداریم و «عبور بیضرر» را در قانون داخلی خود پذیرفتهایم. از طرفی، تنگه هرمز آب بینالمللی ندارد، زیرا آبهای سرزمینی ایران و عمان به هم پیوسته است. بنابراین، کل تنگه آبهای سرزمینی است.
ما باید با عمان برای نظم مشترک به توافق برسیم. عمان «عبور بیضرر» را پذیرفته است. جنگ رمضان نشان داد که بسیاری از عبورهای قبلی از این منطقه برای ایران با ضرر بوده (استقرار نیروی نظامی، پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی). بنابراین، پیشفرض «عبور بیضرر» زیر سؤال رفته است. از منظر حقوقی میتوان فرایند جدیدی برای اثبات بیضرر بودن عبور و مرورها طراحی کرد. اگرچه سخت است، اما شدنی است.
نکته مهم این است که تمام این مباحث مربوط به دوره صلح است. ما امروز در دوره جنگ به سر میبریم. جنگ هوایی متوقف شده، اما جنگ دریایی فعال است. آمریکا دارد در دریا با ما میجنگد و محاصره دریایی که انجام داده، نوعی جنایت جنگی است (زیرا کالاهای اساسی و دارویی را استثنا نکرده است). در دوره جنگ، امنیت ملی اقتضا میکند تدابیر متفاوتی اتخاذ شود و جامعه جهانی نیز این را میپذیرد.
راهکار برخورد با گرانیها چیست؟
راهکار اصلی و ریشهای، پیروزی نهایی در این جنگ است. اگر پیروزی تثبیتشده نداشته باشیم، اقتصاد و معیشت مردم آسیب بیشتری میبیند. کشورهای حاشیه خلیج فارس اگر احساس ضعف کنند، بیشترین اذیت را خواهند کرد. ما محکوم به پیروزی هستیم؛ در غیر این صورت، شرایطی مانند افغانستان یا عراق خواهیم داشت.
برای کوتاهمدت، همانطور که تحریمهای ۴۷ ساله را دور زدیم (رسیدن به ۱۲۰ میلیارد دلار تجارت رسمی)، میتوان محاصره کالایی را نیز دور زد. باید فعالسازی اوراسیا، شانگهای، چین و بریکس را جدی گرفت.
در حوزه داخلی نیز باید برای گرهگشایی از کسبوکارها و اصناف، احیای کارخانهها، نظارت مؤثر بر بازار و تشدید مجازات احتکار در دوره جنگ که با غیر دوره جنگ متفاوت است، پرتحرک وارد شد و دستگاه قضایی، تعزیرات، سازمان حمایت و وزارت جهاد باید شبانهروزی کار کنند.
درخصوص اینترنت پرو که برای کسب و کارها ایجاد شده و توسط شورای عالی امنیت ملی تصویب شده سوال اینجاست اگر اینترنت در شرایط جنگی مخل امنیت است آیا با اینترنت پرو که پولی است و باعث وصل شدن اینترنت بینالملل است امنیت دچار خدشه نمیشود؟
بخش مهمی از ناملایمات در فضای مجازی نیز ناشی از شرایط جنگی است. تصمیمگیران امنیتی ممکن است برای جلوگیری از تشدید حملات، محدودیتهایی ایجاد کنند. ما باید تابآوری خود را بالا ببریم.
در مورد اینترنت پرو و دریافت پول در ازای اینترنت بینالملل، من هرچه فکر میکنم مبنایی برای آن پیدا نمیکنم. این کار قشنگ و قابل دفاع نیست. اگر قرار است به خبرنگار، دانشجو یا استاد بهدلیل نیاز شغلی اینترنت داده شود، نباید پول مجزایی از آنها گرفت.
باید به نهادهای امنیتی اجازه تصمیمگیری بدهیم، اما تأکید کنیم که به ضرورتها اکتفا شود و آثار اقتصادی آن در نظر گرفته شود. مثلاً استادان دانشگاه یا مشاغل رسانهای و تولیدی با احراز هویت و پروتکلهای امنیتی، دسترسیهای خاص داشته باشند. دریافت پول اضافی در شرایط جنگ، منطقی به نظر نمیرسد.
بزرگترین خدمت دولت شهید رئیسی چه بود؟
بزرگترین خدمت دولت شهید رئیسی، بازگشت به مردم بود. دیوارهای بین دولت و مردم زیاد شده بود و این ناامیدی، دلسردی و کاهش هویت جمعی، مضرات بیشماری داشت. شهید رئیسی با ولایتمداری خود به مردم بازگشت. آن ۱۲۰ میلیارد دلار تجارت خارجی غیرنفتی، توسط بخش خصوصی و خود مردم رقم خورد. مردم در میدان پای کار نظام ایستادهاند.
بزرگترین حسرتی که در دولت سیزدهم باقی ماند چه بود؟
شهید رئیسی کاشتهای بسیاری انجام داد، اما وقت درو کردن محصول نرسید. فعالسازی کارخانهها، قانونگذاری برای مقابله با فساد، شفافیت، درگاه صدور مجوزها، آزادسازی حریم دریاها، عضویت در شانگهای و بریکس، همگی در آستانه بهرهبرداری و شکوفایی بودند که ایشان به شهادت رسیدند.
با توجه به اینکه شما در حوزههای مختلف برای کشور خدمت کردید؛ مسئولیت دولتی سختتر است یا مسئولیت حقوقی و قضایی؛ کدام یک توان انسان را میگیرد؟
دولت در هر چیزی پاسخگو است. مردم به حق از دولت میخواهند و یقه آن را میگیرند. در قوه قضاییه وقتی مردم دعوا دارند مراجعه میکنند و حالشان خوب نیست، اما هیچ دستگاهی به اندازه دولت بار مسئولیت و پاسخگویی ندارد.
بهعنوان سوال آخر چند اسم مطرح میکنیم، احساس خود را در یک کلمه بگویید.
رهبر شهید انقلاب: پدر
دکتر علی لاریجانی: سیاستمدار
حسن روحانی: صبح جمعه
محمود احمدینژاد: مدیر
محمدجواد ظریف: بعدی
آیتالله رئیسی: نمیدانم شاید باید بگویم پدر. سرباز ولایت هم میتوانم بگویم.
مسعود پزشکیان: مردمی
دونالد ترامپ: حیف اسم حیوان روی آن بگذاریم. پستتر از حیوان. خداوند میفرماید برخی انسانها خود را بدتر از حیوان میکنند، چون حیوان ذاتش الاغ یا سگ یا سوسک است، اما خدا به انسان امکانِ انسان بودن را داده و خود را بدتر از حیوان کرده است. کارهایی میکند که حیوان نمیکند.
سپاه پاسداران: پشتیبان
جفری اپستین: رفیق ترامپ
سپهبد محمد پاکپور: پشتیبان
سرلشکر امیرعلی حاجیزاده: عشق؛ من به آقای حاجیزاده خیلی ارادت داشتم و تعامل خوبی با ایشان داشتم. واقعا دوستداشتنی بود.
سپبهد عبدالرحیم موسوی: بسیجی؛ ایشان خیلی خاکی و بسیجی بودند. فضای ارتش معمولاً رسمی است، اما ایشان چنان صمیمی برخورد میکرد که آدم فکر میکرد فرمانده پایگاه بسیج است. انشالله همه شهدا دست ما را بگیرند.
نفت: رانت پدری؛ نفت علاوه بر نعمت برای ما نقمت هم هست و ما را تنبل بار آورده چون فقط میخواهیم آن را استخراج کنیم و بفروشیم، اما اگر پدرمان پول نداشت باید چکار میکردیم؟، باید کار میکردیم و باید میدویدیم. به این دولتها میگویند دولت رانتیر و دولت رانتیر معمولا تنبل میشود.
ارتش: پشتیبان
وعده صادق ۴: انشالله استمرار پیدا کند.
آیتالله سید مجتبی خامنهای: پدر
سعید جلیلی: سیاستمدار انقلابی
آتشبس: دروغ غرب