پدر و مادر شهید محمدحسین قهرمانوند با بیان خاطراتی از زندگی و رشادت‌های این شهید جوان، از روحیه ایثار و علاقه او به خدمت در نیروی دریایی سخن گفتند.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ رویا نادری _ پدر و مادر شهید محمدحسین قهرمانوند  با بیان خاطراتی از زندگی و رشادت‌های این شهید جوان، از روحیه ایثار و علاقه او به خدمت در نیروی دریایی سخن گفتند؛ شهیدی که به گفته خانواده‌اش در جریان مأموریت دریایی و هنگام تلاش برای نجات همرزمان خود به شهادت رسید.

پدر شهید محمدحسین قهرمانوند، بازنشسته نیروی دریایی گفت: افتخار می‌کنم که فرزندم برای دفاع از کشور و در جریان خدمت بر روی ناو دریایی به شهادت رسید. او برای دفاع از همرزمان خود جانش را فدا کرد و ما به تربیت چنین فرزندی افتخار می‌کنیم. محمدحسین فرزند ایران‌زمین بود و همه کسانی که لباس رزمی به تن می‌کنند، این لباس را کفن خود می‌دانند.

وی با اشاره به جایگاه فرزندش در خانواده افزود: محمدحسین سومین و آخرین فرزند من بود.

طیبه بهزادی، مادر این شهید نیز گفت: محمدحسین ۲۸ ساله بود و روحیه‌ای بسیار مهربان داشت. هنوز باور نکرده‌ام که او شهید شده است. او مجرد بود و به‌تازگی برای ازدواج اقدام کرده بود. حتی برای خواستگاری رفته بودیم و شیرینی خورده بودیم، اما شهادتش زودتر از مراسم ازدواجش رقم خورد.

او افزود: در روزهای ابتدایی جنگ برای مأموریت رفت و به من گفت «مادر، چیزی نمی‌شود». با وجود نگرانی‌ها، همیشه با روحیه‌ای آرام و امیدوار به مأموریت می‌رفت.

مادر شهید قهرمانوند ادامه داد: محمدحسین علاقه زیادی به خدمت در نیروی دریایی داشت. یکی از دوستانش می‌گفت او همیشه می‌گفت «من در ناو شهید می‌شوم». روز آخر که برای مأموریت رفت، دوباره بازگشت تا با ما خداحافظی کند.

پدر شهید قهرمانوند نیز درباره ورود فرزندش به ارتش گفت: وقتی دیپلم گرفت به من گفت می‌خواهم وارد نیروی دریایی شوم. به او گفتم اگر وارد ارتش شوی دیگر در اختیار خودت نیستی و باید در اختیار ارتش باشی. راهنمایی‌اش کردم، اما تصمیم را به خودش واگذار کردم. او در آزمون‌ها پذیرفته شد و چهار سال در دانشگاه نوشهر تحصیل کرد.

وی افزود: پس از فارغ‌التحصیلی به عنوان فرمانده دوم ناو «چارک» منصوب شد و سپس در ناو «بوشهر» خدمت کرد. بعد از لغو یکی از مأموریت‌ها به ناو «جماران» منتقل شد.

پدر این شهید ادامه داد: در جریان حادثه، محمدحسین دو نفر از همرزمانش را نجات داد و حتی پیکر فرمانده خود را از ناو بیرون کشید و پس از آن به شهادت رسید.

او در پایان گفت: قرار بود محمدحسین ازدواج کند و حتی برای زندگی مشترکش خانه‌ای در بندرعباس رهن کرده بودم، اما سرنوشت او به گونه‌ای دیگر رقم خورد و به مقام شهادت رسید.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha