باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - کارخانه فروآلیاژ ازنا بیش از آنکه تصویر «پیشرفت» را زنده کند، به کانونی از تنشهای اجتماعی، زیستمحیطی و مدیریتی بدل شده است؛ جایی که هر گروه اجتماعی از مردم و کارگران گرفته تا فعالان محیطزیست و مسئولان روایت و گلایهی خود را دارد.
یکی از ریشهایترین نقدها به کارخانه فروآلیاژ ازنا از همان ابتدا، انتخاب محل استقرار آن است. این نقد صرفاً «فنی» یا «اداری» نیست؛ بلکه با زندگی روزمرهی مردم گره خورده:
فاصلهی کم تا مناطق مسکونی و روستاهای اطراف، باعث شده هر نوع خطا یا سهلانگاری در مدیریت آلایندهها، مستقیم روی کیفیت زندگی مردم اثر بگذارد.
در بسیاری از تجربههای جهانی، صنایع سنگین و با ریسک بالای آلایندگی، نیازمند حریم مشخص، مطالعات جدی ارزیابی اثرات محیطزیستی و همچنین زیرساختهای پایشی هستند؛ درحالیکه در مورد ازنا، سالها این سؤال مطرح بوده که آیا این استانداردها واقعاً رعایت شده یا نه؛ مردم منطقه گاهی بین دوگانهای سخت گیر افتادهاند: از یک سو، نیاز به اشتغال و درآمد؛ از سوی دیگر، نگرانی برای سلامت و محیطزیست خود و خانوادهشان.
وقتی یک کارخانه، نه در یک «شهر صنعتی» با زیرساخت آماده، بلکه در نزدیکی بافتهای سکونتی شکل میگیرد، هر تصمیم مدیریتی یا خط تولید جدید، بالقوه یک مسئلهی اجتماعی هم هست، نه فقط اقتصادی.
آلودگی، سلامت و محیطزیست: «بهای توسعه» یا «خط قرمز مردم»؟تقریباً هیچ بحثی در مورد فروآلیاژ ازنا نیست که پای آلودگی به میان نیاید.
فروآلیاژها، بسته به نوع تولید و تکنولوژی، میتوانند با انتشار گرد و غبار، گازها، ذرات معلق و ضایعات خاص، برای هوا، آب و خاک منطقه خطرساز باشند. محورهای نقد عمده:
سوزاندن مواد اولیه و فرایند احیای فروآلیاژ، ذاتاً میتواند آلاینده باشد؛ حتی اگر روی کاغذ «فیلتر» و سیستم غبارگیر نصب شده باشد، پرسش مردم چیز دیگری است: آیا این تجهیزات همیشه روشن و سالماند؟
آیا در ساعات شب یا زمانهایی که نظارت کمتر است، فرایند تولید به همان دقت کنترل میشود یا نه؟
در بسیاری از مناطق صنعتی، آمار بیماریهای تنفسی، آلرژیها، مشکلات پوستی و بعضاً مشکلات جدیتر، موضوع دائمی نگرانی مردم است؛
در مورد فروآلیاژ ازنا نیز، بخش بزرگی از اعتراضها و بیاعتمادی ناشی از همین است:
کسی احساس نمیکند درباره خطرات بلندمدت و دادههای واقعی سلامت عمومی، صادقانه و شفاف با او صحبت شده باشد.
کشاورزان و دامداران اطراف معمولاً نگران تأثیر گرد و غبار و آلایندهها بر خاک و محصولاتاند؛
اگر حتی ظنِ آلودگی آب و خاک مطرح شود، هم ارزش زمین پایین میآید، هم نگرانی نسبت به مصرف محصولات محلی بالا میرود؛
در چنین فضایی، حتی اگر بخشی از نگرانیها مبالغهآمیز باشد، نبودِ سیستم پایش شفاف و مستقل، خود به بیاعتمادی دامن میزند.
به زبان ساده، مسئله فقط این نیست که «آیا کارخانه آلوده میکند یا نه؟»
مسئله این است که: چه کسی، با چه ابزاری، با چه شفافیتی، این واقعیت را اندازهگیری و اعلام میکند؛ و مردم چقدر به او اعتماد دارند؟
مدیریت، مالکیت و شفافیت: از «پروژه توسعهای» تا «پرونده مبهم»
یکی از مشکلات بزرگ کارخانه فروآلیاژ ازنا، وضعیت مالکیت، مدیریت و شفافیت مالی و حقوقی آن در مقاطع مختلف بوده است:
تغییرات مکرر در مدیریت و سهامداری، فضایی از بیثباتی ایجاد کرده که برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری در تکنولوژی پاکتر و حتی برنامههای توسعهی نیروی انسانی را تحتالشعاع قرار داده.
در افکار عمومی، پروژهای که قرار بود «نماد توسعه» باشد، کمکم به «پروندهای مبهم» شبیه شده که مردم دقیقاً نمیدانند چه کسی پاسخگوی آن است.
کارگران فروآلیاژ ازنا تعدیل نمیشوند
معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار لرستان پیش از این از پیگیری همه جانبه برای رفع مشکلات واحد تولیدی فروآلیاژ ازنا خبر داد.
امید امیدی شاه آباد در جلسه بررسی مشکلات این واحد که با حضور فرماندار ازنا، مدیران فروآلیاژ و نمایندگان برق باختر برگزار شد، گفت: باتوجه به مشکلاتی که در زمینه پرداخت بدهیهای این واحد به شرکت برق منطقهای باختر وجود داشت، جلسهای برای رفع این مشکلات و بررسی روند تولید این واحد در دستور کار قرار گرفت.
وی اظهارداشت: در این راستا باتوجه به تعاملات صورت گرفته، نحوه پرداخت و محاسبه بدهیهای این واحد در دستور کار قرار گرفت تا تولید این واحد متوقف نشود.
معاون اقتصادی استاندار لرستان خاطرنشان کرد: حدود ۸۰۰ نفر نیرو در این واحد مشغول به کار هستند، لذا پیگیری ویژه برای پرداخت بدهیهای این واحد و همچنین ادامه تولید این واحد در دستور کار قرار گرفت که خوشبختانه تعدیلی در زمینه نیروی کار این واحد، انجام نخواهد شد.
امیدی گفت: حمایت از واحدهای تولیدی و حفظ اشتغال موجود مانند ایجاد فرصتهای شغلی و سرمایهگذاری در دستور کار قرار دارد.
اگر سودآوری پروژه به جیب عدهای محدود برود، اما آلودگی، فشار بر منابع آب و خاک و پیامدهای اجتماعی بر دوش کل منطقه باشد، احساس بیعدالتی تشدید میشود.
یکی از محرکهای اولیه برای پذیرش اجتماعی کارخانه فروآلیاژ ازنا، وعدهی اشتغال و رونق اقتصادی برای جوانان منطقه بود.
سالهاست که در بسیاری از شهرهای کوچک، «پروژهی صنعتی» معادل «امیدِ اشتغال» معرفی میشود. اما در عمل، تعداد شغلهای مستقیم و باکیفیتی که ایجاد شده، با وعدههای اولیه فاصله دارد.
کارخانه فروآلیاژ ازنا، داستان پیچیدهای از امید، خطا، تعارض منافع و ضعف مدیریت است. این پروژه میتوانست نمونهای از توسعهی صنعتی مسئولانه باشد؛ اما در نبودِ شفافیت، مشارکت و نگاه بلندمدت، به نمادی از بیاعتمادی و تنش اجتماعی تبدیل شده است.
توسعه، اگر نتواند زندگی مردم را «زیستپذیرتر» کند، دیر یا زود مشروعیت خود را از دست میدهد.
سرنوشت فروآلیاژ ازنا، امروز فقط یک مسئلهی صنعتی نیست؛ آزمونی است برای اینکه آیا میتوان در این سرزمین، میان اشتغال و سلامت، میان تولید و محیطزیست، میان سود کوتاهمدت و آیندهی پایدار، تعادلی واقعی پیدا کرد یا نه.