باشگاه خبرنگاران جوان - در سومین پیام رهبر معظم انقلاب، ایشان به مسئله مهم تنگه هرمز اشاره کرده و فرمودند حتما مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم کرد؛ در همین راستا باشگاه خبرنگاران جوان با حبیب قاسمی، نماینده مجلس شورای اسلامی دوره دوازدهم مصاحبهای درباره راهبرد جدید مدیریتی ایران در مسئله تنگه هرمز انجام داده که به شرح زیر است.
با توجه به تحولات منطقهای، اهمیت تنگه هرمز و نقش مجلس در تثبیت حاکمیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
تنگه هرمز در روزهای پرتلاطم کنونی، بیش از هر زمان دیگری در کانون توجهات جهانی قرار گرفته است. این آبراه استراتژیک، تنها یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهان است. آمارها گویای واقعیتی انکارناپذیرند: حدود بیست درصد نفت جهان، سیصد میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، و نیمی از مبادلات غلات و پتروشیمی جهان، از این تنگه عبور میکند.
کشورهایی از ژاپن تا هند، اقتصادشان به جریان امن کشتیها در هرمز گره خورده است. در چنین فضایی، تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در این آبراه راهبردی، یک ضرورت اجتنابناپذیر است. در همین راستا، وظایف تقنینی مجلس بسیار حائز اهمیت است و ما در حال تهیه «طرح اقدام راهبردی» در همین زمینه هستیم تا چارچوبهای حقوقی و اجرایی لازم برای مدیریت پایدار این منطقه فراهم شود.
به نظر شما محور اصلی اقدام راهبردی در این زمینه چیست؟
یکی از مهمترین اقدامات راهبردی در این زمینه بهرهگیری از ابزاری نرم در راستای مدیریت تنگه هرمز است؛ اقدام به بیمه کشتیهای عبوری از تنگه هرمز توسط ایران از جمله ابتکارات راهبردی در همین ارتباط محسوب میشود. بیمه دریایی، بیش از یک ابزار مالی، یک «فناوری قدرت نرم» است. این طرح، با تکیه بر منطق حقوقی، منافع اقتصادی کلان، و قابلیتهای راهبردی برای تنظیمگری منطقهای، راهی هوشمندانه برای تبدیل موقعیت انحصاری ایران در هرمز به نفوذ پایدار و مشروع است. در سادهترین تعریف، یعنی ارائه خدمات بیمهای تخصصی «مخاطرات جنگی» توسط شرکتهای مورد تأیید جمهوری اسلامی ایران به کشتیهای متقاضی عبور از تنگه هرمز.
این نوع بیمه در مناطق پر خطر جهان از جمله تنگه هرمز و منطقه خلیج فارس کاربرد دارد و در شرایط پیش از جنگ نیز بسیاری از کشتیهای عبوری از این منطقه، از بیمههای مخاطرات جنگی عمدتا غربی استفاده میکردند. در سازوکار پیشنهادی، کشتیهای عبوری از تنگه هرمز توسط شرکتهای بیمهای جمهوری اسلامی ایران تحت پوشش بیمه مخاطرات جنگی قرار خواهند گرفت. به عبات دیگر کشتیهای خواهان گذر امن از تنگه هرمز، موظفند اسناد و اطلاعات خود را به بیمهگر ایرانی ارائه دهند. شرکت بیمه، با تطبیق این اطلاعات با معیارهای اعلامی جمهوری اسلامی، بیمهنامه صادر میکند و این صدور، به معنای تأیید کشتی و محموله برای عبور است و در نتیجه، این آبراه استراتژیک تحت اشراف و مدیریت کشور عزیزمان ایران برای همیشه باقی خواهد ماند.
این اقدام چه دستاوردهای راهبردی و سیاسی به همراه دارد؟
این فرآیند چند دستاورد بزرگ دارد. نخست، «نظمسازی حول محور ایران در مهمترین منطقه جهان»؛ ایران میتواند با تفکیک جریان تجارت مشروع از متخاصم، معادله نظمآفرین جدیدی در منطقه غرب آسیا را شکل دهد. دوم، «اشراف اطلاعاتی بینظیر»؛ دریافت اسناد بیمهای، دسترسی به جزئیترین اطلاعات کشتیها، محمولهها، مبادی و مقاصد را ممکن میسازد. سوم، «کنترل جریان دریانوردی بدون درگیری مستقیم»؛ با صدور یا عدم صدور بیمهنامه، ایران میتواند بدون به کارگیری دائمی قدرت سخت و آفندی، بر عبور و مرور نظارت کند. این رویکرد، تصویر ایران را نیز از یک بازیگر صرفا نظامی، به یک «تنظیمگر هوشمند» و «تضمینکننده امنیت» در عرصه بینالملل ارتقا میدهد.
از منظر اقتصادی این طرح چگونه این طرح توجیه میشود؟
اما دستاورد دیگر قابل توجه طرح، توجیه اقتصادی خیرهکننده آن است. برآوردها نشان میدهد با عبور متوسط روزانه ۱۴۰ کشتی و پوشش بیمهای برای حدود ۱۲۵ فروند، و با احتساب ارزش متوسط ۷۵ میلیون دلاری هر کشتی و نرخ حداقلی ۰.۴ درصد، درآمد سالانه ایران میتواند به بیش از ۴۰ میلیارد دلار برسد. اگر بیمه محموله کشتیها را نیز اضافه کنیم، این رقم به بیش از ۶۰ میلیارد دلار در سال افزایش مییابد.
در دوران تنش نیز، با نرخ بالاتر بیمه جنگی، درآمد روزانه میتواند از ۱۱۰ میلیون دلار فراتر رود. نکته ظریف راهبردی اینجاست: اگر دشمن به کشتیهای بیمهشده حمله کند، دشمن در نقش «تهدیدکننده امنیت» قرار میگیرد و ایران به عنوان «تثبیتکننده امنیت» تثبیت میشود و افزایش ریسک نیز منجر به افزایش درآمد بیمهای ایران میگردد.
چه مزایای دیگری برای این سازوکار متصور هستید؟
بهرهگیری از سازوکار بیمه مزایای منحصر به فردی دارد. اولاً بیمه ابزاری مرسوم در تجارت است و سازوکار پیچیدهای محسوب نمیشود. ثانیاً قابلیت تنظیم معیارها را دارد و میتوان شروط تعامل با کشورها را از طریق تغییر در نرخ خطر بهروزرسانی نمود. ثالثاً تقویت اشراف اطلاعاتی را به دنبال دارد. رابعاً درآمد معقول اقتصادی ایجاد میکند و با فرض پوشش ۶۰ درصد از کشتیها، عایدی سالانه حدود ۱۰ میلیارد دلاری انتظار میرود.
خامساً بیمه زیرساخت توسعه اقتصاد است و فعالسازی آن پایهریزی شکل گیری فصل جدیدی در صنعت بیمه ایران خواهد بود. سادساً قابلیت توسعه بین المللی دارد و میتواند بستر مشارکت منطقهای و فرامنطقهای را فراهم سازد. سابعاَ وجود زیرساخت داخلی باعث میشود راه اندازی این سازوکار به صورت فوری و کوتاه مدت قابل انجام باشد. ثامناً قابلیت دریافت بخشی از غرامتها را دارد و کشورهای مشارکت کننده در جنگ تحمیلی مجبور به پرداخت حق بیمه بیشتری خواهند شد؛ و نهایتاً منجر به کاهش هزینه تجارت بین الملل میشود، چرا که بیمه ایرانی نرخهای کمتری نسبت به سایرین ارائه میدهد.
در دنیایی که ابرقدرتها سالها از اهرم بیمه برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کردهاند، اکنون نوبت جمهوری اسلامی ایران است که با به کارگیری این ابزار نرم، نه تنها منافع ملی خود را تامین کند، بلکه نقشی سازنده در ثبات و رونق تجارت دریایی ایران و منطقه ایفا نماید. این یعنی حفظ دستاوردها و مجاهدتهای قهرمانانه نیروهای مسلح در میدان نبرد و رسیدن به مدل مطلوب مدیریت پایدار در تنگه هرمز.