باشگاه خبرنگاران جوان - «ارنست اشمیت» جامعهشناس آلمانی در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) نوشت که پس از ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا تلاش کرد با تصویرسازی منفی، این اقدام مغایر با حقوق بینالملل علیه یک رهبر دولت خارجی را توجیه کند.
وی تصریح کرد که این فضاسازی در شرایطی شکل گرفت که بهندرت کسی در غرب با زندگی، اندیشه و جهانبینی سیاسی حضرت آیتالله خامنهای آشنا است.
وی در ادامه با اشاره به یکی از مصادیق این ناآگاهی مینویسد که حتی رئیسجمهوری آمریکا نیز در یک سخنرانی، حضرت امام خمینی (ره) را با آیتالله خامنهای اشتباه گرفت و بدین ترتیب نشان داد که حتی نمیدانسته درباره چه شخصیتی سخن میگوید. به اعتقاد نویسنده، رسانههای عمومی آلمان نیز بار دیگر از ایفای وظیفه آموزشی خود بازماندند و تقریبا هیچ توضیحی درباره مبانی فکری اسلام انقلابی و مفهوم الهیات رهاییبخش ارائه نکردند.
اشمیت میافزاید که در فضای شبکههای اجتماعی، واکنشها به شهادت رهبر انقلاب یکدست نبود و در میان انبوه بازنشرهای همسو با روایت رسانههای جریان اصلی، صداهای متفاوتی نیز شنیده میشد. به نوشته او، برخی از کاربران با دیدن ویدیوهایی از دیدارهای آیتالله خامنهای با فقرا، بیماران و پیروان اقلیتهای مذهبی، به این نکته توجه کردند که ایشان همواره با صدایی آرام سخن میگوید و در این دیدارها صحنههایی انسانی و تاثیرگذار دیده میشود.
نویسنده سپس به تشریح بنیانهای فکری این دیدگاه پرداخته و مینویسد که همبستگی عملی با محرومان و مبارزه برای دفاع از ستمدیدگان، از ارکان اصلی جهانبینی سیاسی حضرت آیتالله خامنهای به شمار میرفت. او با انتقاد از کلیشه رایج در رسانههای آلمانی که جمهوری اسلامی را صرفا با عنوان «رژیم» توصیف میکنند، تصریح میکند که در این فضا، شناخت واقعی از نظام ولایت فقیه و بنیان ایدئولوژیک آن تقریبا ناشناخته مانده است.
اشمیت در ادامه توضیح میدهد که هدفش در این نوشتار، تشریح مفاهیم پایهای الهیات رهاییبخش اسلامی و نقش آن در اندیشه حضرت آیتالله خامنهای است. او در همین پیوند یادآور میشود که میان الهیات رهاییبخش اسلامی و مسیحی نیز نقاط مشترک قابل توجهی وجود دارد و برای نشان دادن این پیوند، به سخن ارنستو کاردینال، وزیر فرهنگ پیشین نیکاراگوئه و الهیدان کاتولیک، اشاره میکند که حضرت امام خمینی (ره) را «قداست زمانه» نامیده بود.
نویسنده سپس به تبیین نگاه رهبر شهید انقلاب به دین پرداخته و مینویسد که در اندیشه حضرت آیتالله خامنهای، دین نه ابزار تثبیت قدرت، بلکه ظرفیتی برای رهایی و عدالت اجتماعی است. او میافزاید که از این منظر، اسلام یک جنبش رهاییبخش تلقی میشود و نقش آن در تاریخ بشر، فراتر از یک تحول صرفا مذهبی بوده و با مفاهیمی، چون عدالتخواهی و مقابله با ظلم پیوند خورده است.
به نوشته این جامعهشناس آلمانی، دغدغه اصلی حضرت آیتالله خامنهای بازگشت به مفاهیم اصیل اسلامی و احیای آن در برابر تحریفهای تاریخی بوده است. نویسنده با اشاره به سوءاستفادههای تاریخی از دین، تاکید میکند که در این نگاه، اسلام باید بهعنوان نیرویی فعال در جهت مقابله با ظلم و حمایت از مستضعفان بازتعریف شود.
اشمیت در ادامه، واقعه کربلا را نقطه کانونی این تفکر معرفی میکند و مینویسد که این رخداد، نماد ماندگار تقابل حق و باطل و مبارزه مستضعفان با مستکبران است. او یادآور میشود که ایستادگی حضرت امام حسین (ع) در شرایط نابرابر، این پیام را تثبیت کرد که مقاومت در برابر ظلم، حتی در سختترین شرایط، یک اصل بنیادین است.
وی سپس این چارچوب را به تحولات معاصر پیوند میزند و مینویسد که شگفتی مقامات آمریکایی از عدم تسلیم ایران، ناشی از ناآشنایی آنان با این سنت فکری است که در آن ایستادگی در برابر سلطه، نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه بخشی از یک هویت ریشهدار تاریخی و اعتقادی محسوب میشود.
این جامعه شناس تصریح میکند که از منظر الهیات رهاییبخش اسلامی، فاصله گرفتن از روح اصیل دین میتواند نقش عدالتخواهانه آن را کمرنگ کند. به نوشته او، در اندیشه حضرت آیتالله خامنهای، بازگشت به هویت دینی و توجه به مفاهیم اصیل اسلامی، برای احیای کارکرد اجتماعی و عدالتمحور دین اهمیت اساسی دارد.
اشمیت بر این نکته تاکید میکند که آمادگی برای ایثار و جانفشانی در راه تحقق عدالت، از ویژگیهای این مکتب فکری است.
این جامعه شناس آلمانی مینویسد که در این چارچوب، فداکاری در مسیر مقابله با ظلم، نه نشانه شکست، بلکه نمادی از پایداری و الهامبخش حرکتهای آزادیخواهانه است.
وی در پایان نتیجه میگیرد که اندیشه حضرت آیتالله خامنهای را باید در چارچوب یک سنت فکری ریشهدار تحلیل کرد که عدالتخواهی، حمایت از مستضعفان، مقاومت در برابر سلطه و احیای اسلام اصیل، ارکان اصلی آن را تشکیل میدهد.
در پی حملات سبعانه دولت جنایتپیشه آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی به مناطقی در محدوده خیابان پاستور و بیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، امت امت حضرت آیتالله خامنهای روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ به فیض رفیع شهادت نائل آمدند.
امروز جمهوری اسلامی ایران در شرایطی چهلمین روز این حادثه غمبار را پشت سر میگذارد که از لایههای سخت و پیچیده یک جنگ تمامعیار در مقابله با تمامی اضلاع جبهه شرارت، با سربلندی در حال عبور است.
ایران در این چهل روز نهتنها تمامی محاسبات معاندان را درهم ریخت، بلکه با نمایش عزم و اقتدار ملی، افقهای نوینی را در ادراک متحدان خود نیز گشود. جنگ چهلروزه صرفاً یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در تغییر معادلات راهبردی منطقه و جهان به شمار میآید.