باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم رضایی - کلام جانباز ورزشکاری که در این شبها پای قطع شده اش را بر روی عصایش تکیه میدهد و استوار و ایستاده در کنار دراک، کوه شیراز، پرچم کشورش را در آسمان تکان میدهد، اینگونه است: با پرچم کشورم زندگی میکنم، با آن میخوابم و با آن هم خواهم مرد.
اسماعیل دلشاد، همان که در قعر دریای خلیج همیشه فارس پرچم ایران را نصب میکند، همانجا هم محراب برپا میکند و نماز میخواند، صحبت هایش را اینگونه ادامه میدهد: هر حضور و هر فریاد در خیابان برای وطن، همچون موشکی است بر قلب دشمنان آمریکایی صهیونیستی... این را نیروهای مقتدر مسلح ایرانمان میگویند و ما هم چشم و لبیک میگوییم.
حاج اسماعیل از مردم کشورش میخواهد که به شجاعت مثال زدنی شان ادامه دهند و سرشکستگی استکبار زورگو را نزدیک بدانند.
خنده و روحیه شاد، دلشاد را رها نمیکند و میگوید: توکلمان به خداو عشق وطن است که رهایمان نمیکند. بعد از عشق به سید علی رهبر شهیدم، خداوند عشق سید مجتبی، رهبر عزیزم را هدیه داده است.
این جانباز شناگر جمله دیگری خطاب به وطن فروشان ابراز میداد: جایی یک جمله خواندم که خیلی به دلم نشسته: وطن بسوزد من در خروش و جوش نباشم ?? خدا کند که بمیرم وطن فروش نباشم.