باشگاه خبرنگاران جوان - «دیوید یعقوبیان» استاد تاریخ دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سن برناردینو: جنگ غیرقانونی و انتخابی دونالد ترامپ علیه ایران، به بحرانی برای ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و رژیمهای همدست در خلیج فارس تبدیل شده است.
مشروح گفتگوی اختصاصی با این تحلیلگر و استاد دانشگاه آمریکا به شرح زیر است:
سوال: دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را بر سر تنگه هرمز، به هدف قرار دادن نیروگاهها و مهلتی ۴۸ ساعته تهدید کرد و قبل از اتمام این مهلت، با ادعای مذاکره با ایران، از تهدید عقبنشینی کرد و گفت: «تمام حملات نظامی علیه نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران به مدت پنج روز، منوط به موفقیت جلسات و گفتوگوهای جاری است.» به نظر شما دلایل اظهارات متناقض ترامپ چیست؟ آیا هرگونه حمله به زیرساختهای انرژی یک کشور، جنایت جنگی محسوب نمیشود؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا: جنگ غیرقانونی و انتخابی دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا علیه ایران، به بحرانی برای ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و رژیمهای خانوادگی همدست در خلیج فارس تبدیل شده است.
ترامپ که اکنون آشکارا وحشتزده است، بین صدور تهدیدهای تروریستی که ظاهرا برای تحت تاثیر قرار دادن پایگاه داخلی رو به افول خود و ترساندن رهبری ایران طراحی شدهاند و و جعل روایتهای متناقض از پیشرفت در مذاکرات با ایران که به صراحت برای تاثیر مثبت بر بازارها و تسهیل معاملات مبتنی بر اطلاعات داخلی زمانبندی شدهاند، مردد است.
ترامپ، که مانند آنتونی ایدن، نخست وزیر انگلیس، در جریان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، دچار آشفتگی و سردرگمی شده است، به نظر میرسد در برابر مخاطبان و رسانهها با توصیف «لذت» ناشی از ارتکاب جنایات جنگی، برای خود لحظاتی از آرامش مییابد؛ در حالی که همزمان تهدید به ارتکاب موارد جدیدی از این جنایات میکند.
با شکلگیری سریع یک الگوی جدید از قدرت جهانی، چنین اظهاراتی بهعنوان سند اصلی برای پاسخگو کردن جنایتکاران جنگی پس از پیروزی استراتژیک اجتنابناپذیر ایران عمل خواهد کرد.

سوال: ترور مقامات ارشد یک کشور مستقل به بهانه تهدید قریبالوقوعی که دموکراتها و برخی اعضای کنگره و نیز رسانههای آمریکایی آن را تایید نمیکنند، را چگونه ارزیابی میکنید؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا: دولت آپارتاید اسرائیل و امپراتوری آمریکایی به اینگونه اقدامات معتاد بوده و هستند؛ یعنی حملاتی که هدفشان از بین بردن رهبران ارشد هر کشور یا گروهی است که با صهیونیسم ویا امپریالیسم آمریکا همکاری نمیکند.
اگرچه سوابق تاریخی در طول دههها به وضوح نشان میدهد که چنین ترورهایی صرفا مخالفان را تحریک و تشویق میکنند و اغلب دورهها و شاخههای جدیدی از مقاومت را آغاز میکنند، جنگطلبان امپریالیست صهیونیستی و آمریکایی همچنان به ایجاد فهرستهای هدف و کشتن ادامه میدهند و بنابراین از همان سناریوی شکستخوردهای پیروی میکنند که آنها را در ۳۵ سال گذشته هدایت کرده است.
در مرکز این رویکرد، عدم درک شالودههای ساختاری و ایدئولوژیک مقاومت قرار دارد. در این مورد، با هدف اصلی «تغییر رژیم» صرف نظر از تعیین سطح تهدید، ترور هدفمند آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب ایران، به همراه مقامات ارشد سیاسی و نظامی، با هدف ایجاد شرایطی انجام شد که در آن، همراه با حملات هوایی صهیونیستی و آمریکایی، سلولهایی که توسط موساد و سیا هدایت و تامین مالی میشدند، بتوانند ظاهرا شورشها و خشونتهای ضد دولتی را مشابه آنچه در ژانویه ۲۰۲۶ رخ داد، سازماندهی کنند.
حضور پایدار و مشارکت پرشور میلیونها ایرانی در راهپیماییها در خیابانها و میادین سراسر کشور در طول تمام مدت جنگ تا کنون، هرگونه امکان موفقیت چنین توطئههایی را از بین میبرد و بار دیگر بیفایده بودن و نتیجه معکوس ترور هدفمند به عنوان یک تاکتیک را نشان میدهد.
سوال: آمریکا و اسرائیل علاوه بر زیرساختهای نظامی، زیرساختهای مسکونی و آموزشی (فاجعه مدرسه میناب و قتلعام حدود ۱۷۰ دانشآموز دختر)، زیرساختهای انرژی از جمله مخازن نفت تهران و میدان گازی پارس جنوبی و عسلویه و نیز میراث فرهنگی ایران را هدف قرار دادهاند. شما این حملات به زیرساختها و کشته شدن غیرنظامیان و کودکان را چگونه ارزیابی میکنید؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا: صهیونیستها و آمریکاییها در ایران از آنچه خود «دکترین ضاحیه» مینامند استفاده میکنند؛ دکترینی که شامل کشتار غیرنظامیان و تخریب زیرساختهای غیرنظامی و میراث فرهنگی است و بهعنوان شکلی از تروریسم و مجازات جمعی برای دستیابی به اهداف در زمان جنگ و حتی در دورههای موسوم به «آتشبس» به کار گرفته میشود.
برای درک انگیزهها و اهداف آنان، کافی است ضاحیه بیروت یا غزه فلسطین را تصور کنیم: تکهتکهسازی، ویرانی و مرگ برای کسانی که مقاومت میکنند.
با این حال، پس از دو سال و نیم نسلکشی، مقاومت در غزه و لبنان همچنان موثر و پویا باقی مانده است. همانگونه که ترور هدفمند رهبران ارشد مسیر و انگیزه مقاومت را تغییر نمیدهد، تخریب زیرساختها و کشتار غیرنظامیان و کودکان در ایران، فلسطین، لبنان، عراق و یمن نیز بهشدت موجب تقویت مقاومت، و همچنین افزایش آگاهی و خشم جهانی میشود.
سوال: پیامدهای اقتصادی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را چگونه ارزیابی میکنید و ترامپ و دولتش برای خروج از این بحران و نیز پایان این جنگ، که جمهوری اسلامی ایران تاکنون در برابر آن مقاومت کرده است، چه خواهد کرد؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا: پیامدهای اقتصادی این جنگ تجاوزکارانه غیرقانونی که بهسادگی قابل اجتناب بود، بیسابقه است. از نظر حجم، بحران کنونی نفت از مجموع تمامی شوکهای دهه ۱۹۷۰ نیز فراتر رفته است. ایران، اکنون کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد؛ از اینرو، میزان تداوم آسیب این جنگ به اقتصاد جهانی، متاسفانه در اختیار ترامپ و مشاوران چاپلوس او قرار دارد.
اگرچه ایالات متحده میتواند فورا برای این بحران راهحلی ارائه دهد، اگر تجاوز خود به ایران را متوقف کند و شرایط مقرر برای پایان دادن به پاسخ مشروع ایران را رعایت کند، اما سرعت و شتاب فزاینده امپراتوری در حال مرگ و توهمات خودبزرگبینانه ترامپ میتواند به احتمال زیاد به چیزی بسیار احمقانه و خودکشی برای نیروهای نظامی آمریکا منجر شود.
با توجه به روشهایی که دولت ترامپ اکنون بدون هیچ برنامهای برای موفقیت استراتژیک، درگیر «ماموریت خزنده» کلاسیک است، هر چیزی جز تسلیم شدن برای ایالات متحده و اقتصاد جهان فاجعهبار خواهد بود.
تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران که در پی آن آیت الله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند از بامداد نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد؛ این اقدام در حالی صورت گرفت که مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجیگری برخی کشورهای منطقه در جریان بود.