یک مقام اطلاعاتی آمریکایی که به تازگی در اعتراض به جنگ ایران استعفا داده است، تاکید کرد که ایران امروز از ایران پیش از جنگ قوی‌تر است.

باشگاه خبرنگاران جوان -جو کنت، رئیس ستاد دفتر مدیر اطلاعات ملی و افسر سابق نیروهای ویژه آمریکا که در اعتراض به ورود آمریکا به جنگ علیه ایران، از مقام خود استعفا داد و اکنون به صدایی بلند در مخالفت با جنگ‌طلبی ترامپ و نتانیاهو در آمریکا تبدیل شده، تأکید می‌کند که ایران امروز قوی‌تر از ایران پیش از جنگ است و شکست آمریکا در این جنگ، اجتناب‌ناپذیر است.

شکست آمریکا اجتناب‌ناپذیر است

جو کنت، شکست آمریکا در جنگ با ایران را اجتناب‌ناپذیر توصیف می‌کند، زیرا به عقیده او ساختار این جنگ فی‌نفسه به نفع ایران طراحی شده است. او تأکید می‌کند که حملات آمریکا تاکنون فقط در سطح تاکتیکی و کوتاه‌مدت نتیجه داد و جنگ به‌سرعت وارد فاز فرسایشی شد. ایران با اتکا به عمق جغرافیایی، شبکه‌های منطقه‌ای، توان موشکی و ظرفیت‌های نامتقارن، هزینه جنگ را برای آمریکا به‌صورت تصاعدی افزایش داده است. 

از نظر کنت، مشکل اصلی اینجاست که واشنگتن فاقد یک «نقطه پایان» روشن است و دقیقاً نمی‌داند پیروزی در این جنگ چه تعریفی دارد؛ در نتیجه، درگیر جنگی شده که خروج از آن دشوار، پرهزینه و همراه با تضعیف جایگاه جهانی آمریکا خواهد بود. الگویی که پیش‌تر در عراق و افغانستان نیز مشاهده شد.

ایران یک دولت-ملت منسجم، پیچیده و بسیج‌شده در برابر بیگانه است

در لایه عمیق‌تر، کنت شکست آمریکا را به ویژگی‌های ساختار جامعه و تمدن ایران پیوند می‌زند. او ایران را یک «تمدن تاریخی» با تداوم چند هزار ساله توصیف می‌کند که ظرفیت بالایی برای تاب‌آوری در برابر فشار خارجی دارد. به‌اعتقاد او، حمله خارجی نه‌تنها موجب فروپاشی داخلی نمی‌شود، بلکه دقیقاً نتیجه معکوس دارد: جامعه ایران، در برابر تهدید بیرونی به‌سرعت به سمت انسجام و همبستگی حرکت می‌کند. این انسجام، همراه با هویت تاریخی و حس ملی‌گرایی ریشه‌دار، به حکومت امکان می‌دهد مشروعیت خود را در شرایط جنگی تقویت کرده و جنگ را به یک «مقاومت ملی» تبدیل کند. در چنین شرایطی، آمریکا با یک جامعه یکپارچه و بسیج‌شده روبه‌رو می‌شود که همین امر، پیروزی نظامی را عملاً غیرممکن می‌سازد.

سیاست‌گذاری آمریکایی تحت نفوذ لابی صهیونیستی برخلاف منافع مردم آمریکا

جو کِنت اعتراف می‌کند آنچه سیاست آمریکا را در قبال ایران شکل می‌دهد، نتیجه عملکرد یک «اکوسیستم نفوذ» است که در آن شبکه‌ای از لابی‌ها، اندیشکده‌ها و رسانه‌ها با پیوندهای نزدیک به اسرائیل در تولید و تقویت روایت‌ها نقش تعیین‌کننده دارند. او توضیح می‌دهد که بسیاری از داده‌ها و تحلیل‌های اولیه از منابعی می‌آیند که منافع و دغدغه‌های امنیتی اسرائیل را بازتاب می‌دهند؛ این داده‌ها سپس از طریق اندیشکده‌ها و رسانه‌های جریان اصلی بازتولید شده و به‌تدریج به «اجماع سیاسی» در واشنگتن تبدیل می‌شوند.

در این فرآیند، مرز میان ارزیابی اطلاعاتی بی‌طرف و روایت سیاسی کمرنگ می‌شود و تصمیم‌گیران آمریکایی در فضایی قرار می‌گیرند که در آن، گزینه‌های سیاستی از پیش جهت‌دهی شده‌اند. در ادامه همین منطق، کِنت تأکید می‌کند که نفوذ این جریان‌ها باعث شده اهداف استراتژیک آمریکا با اهداف اسرائیل هم‌پوشانی پیدا کند، حتی در مواردی که این هم‌پوشانی لزوماً به نفع منافع ملی آمریکا نیست. 

ایران امروز قوی‌تر از ایران قبل از جنگ است

این مقام امنیتی معتقد است که ترکیبِ «نبود هدف نهایی روشن» و «اختلال در فرآیند تصمیم‌گیری در واشنگتن» آمریکا را در وضعیت آشفته‌ای قرار داده است که به‌لحاظ راهبردی بسیار خطرناک است. او تأکید می‌کند که دولت آمریکا اساساً نمی‌داند پایان مطلوب این جنگ چیست و همین ابهام باعث شده تصمیم‌ها در یک چرخه محدود، بدون بحث عمیق و با اطلاعات ناقص اتخاذ شوند. حاصل این وضعیت، ورود به جنگی است که نه تعریف دقیقی از «پیروزی» دارد و نه مسیر خروج معتبری و این تکرار تجربه تلخ عراق و افغانستان است.

اما ارزیابی کِنت از وضعیت جبهه ایران، بسیار جالب است؛ او توضیح می‌دهد درست برخلاف آشفتگی طرف آمریکایی، جبهه ایرانی، ماهیتی حساب‌شده داشته و در مسیر قدرتمندتر شدن قدم برمی‌دارد؛ فشار و حمله خارجی، به‌جای تضعیف ساختار داخلی ایران، موجب افزایش انسجام اجتماعی و تقویت موقعیت حاکمیت شده است. در چنین شرایطی، نیروهای مختلف داخلی، در برابر تهدید بیرونی همگرا شده‌اند و هر اقدام نظامی آمریکا عملاً به ایران کمک می‌کند تا مشروعیت داخلی خود را ارتقا بخشد، ظرفیت‌های بسیج و مقاومت را افزایش دهد و در نهایت، در موقعیت قوی‌تری نسبت به قبل از جنگ قرار گیرد.

امنیت میهنی آمریکا، درنتیجه تصمیمات نادرست سیاسی تضعیف شده است

در باب پیامدهای داخلی این جنگ، کنت توضیح می‌دهد که ساختار سیاسی-امنیتی آمریکا اکنون در حال به‌حاشیه راندن مخالفان جنگ است و تصمیم‌گیران اصلی پاسخگوی اشتباهات خود نیستند. این الگو، که پیش‌تر در جنگ‌های ویتنام و افغانستان نیز دیده شد، موجب تکرار خطاهای راهبردی می‌شود. همزمان، ورود به جنگ جدید، بستر شکل‌گیری تهدیدات امنیتی داخلی را نیز تقویت می‌کند؛ از جمله افزایش احتمال حملات «گرگ تنها» و رادیکالیزه شدن برخی افراد در داخل خاک آمریکا. به بیان دیگر، جنگ خارجی نه‌تنها امنیت را افزایش نمی‌دهد، بلکه به‌طور معکوس، سطح ناامنی داخلی را بالا می‌برد.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار