به گزارشخبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران،
رویکرد تعاملگرایانه ایران در مواجهه با جامعه بینالملل، پیرامون
پروندههستهای و موفقیتهای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران برای
ساماندهی مناقشات هستهای با غرب، سران کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس را
بیشازپیش برای نزدیکی و تعمیق روابط با ایران به تکاپو انداخته است و به
نظر میرسد، سران محافظه کارعربستان سعودی به منظور عقب نیفتادن از این
قافله، تحرکاتی را آغاز کرده اند.
در اواخر سال گذشته بود که منابع خبری از تمایل پادشاه کهنسال عربستان سعودی برای برقراری رابطه دوستانه مجدد با ایران خبر دادند.
"ملک
عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه سعودیها که در آستانه 90 سالگی قرار دارد،
بنابر ادعای برخی منابع خبری در فوریه سال 2014 طی تماسی با همتای
عمانیاش، از "سلطان قابوس" درخواست میکند تا مانند همیشه نقش میانجی را
ایفا کند و شرایط تجدید روابط مسالمت آمیز ایران و عربستان را فراهم آورد.
پادشاه
سالخورده و فرتوت سعودی که در سال، چندین بار برای معالجه و درمان به
ینگه دنیا سفر میکند، گویا به ضرورت حسن همجواری با قدرت بلامنازع منطقه
یعنی جمهوری اسلامی ایران پی برده است؛ اما "ملک عبدالله" برای تحقق این
امر مانعی را به نام تندروهای متنفذ دربار سعودی پیشرو دارد، تندروهایی که
در اواسط سال گذشته، ششمین پادشاه عربستان را از ارسال دعوتنامه برای
"دکتر حسن روحانی" رییس جمهور اعتدالگرای ایران برحذر داشتند.
روابط
ایران و عربستان طی سالیان اخیر، همواره دچار فراز و نشیب بوده است؛ جنگ
داخلی در سوریه، برنامه هستهای صلحآمیز ایران و موج بیداری اسلامی در
بحرین و یمن، تنها مواردی از فهرست طویل مناقشات تهران و ریاض است.
حمایتهای
مالی و لجستیکی عربستان سعودی از تروریستهای تکفیری در سوریه و عراق که
موجبات آتشافروزی در این مناطق را فراهم کردهاند، همواره از مواردی بوده
است که سبب افتراق تهران و ریاض شده است.
در
حالی که مقامات ایرانی در قبال بحرانهای منطقهای، همواره بر ضرورت به
کارگیری روشهای سیاسی و مسالمتآمیز تاکید میکنند، در مقابل مقامات سعودی
با اقدامات خود، تنور جنگ و کشتار در منطقه را داغ تر میکنند.
همین
چند وقت پیش بود که دیدهبان حقوق بشر از کشته شدن 140 هزار نفر طی جنگ
داخلی در سوریه خبر داد که حدود 7000 هزار تن از آنان را کودکان تشکیل
میدهند؛ جنگی که با دست و دلبازیهای حاکمان سعودی برای تروریستهای
تکفیری هر روز بر دامنه آن افزوده میشود.
با
روی کارآمدن دولت اعتدالگرای یازدهم در ایران، "دکتر روحانی" رییس این
دولت، اولویت سیاستخارجیاش را تقویت روابط دوستانه و نزدیک با همه
همسایگان ایران، به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس و بالاتر از همه،
عربستان سعودی اعلام کرد.
این گشودگی دیپلماتیک ایران با پاسخ مثبت
سعودیها همراه شد، به طوری که "ملک عبدالله" با ارسال نامهای، پیروزی
دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران را تبریک گفت؛ همان زمان
بسیاری از محافل سیاسی و رسانهای، از آب شدن یخ روابط تهران و ریاض سخن
گفتند.
اما
برقراری رابطه دوستانه میان ایران و عربستان برخلاف گمانه زنیهای
رسانهای چندان هم سهل و ساده نیست، و همانگونه که در بالا ذکر شد، فهرست
بلند بالایی از موارد اختلافی میان طرفین وجود دارد که رسیدن به نقاط مشترک
در رابطه با این موارد اختلافی با توجه به منافع استراتژیک دو طرف، تقریبا
غیر ممکن است؛ اما آنچه که فرآیند تقریب روابط تهران و ریاض را دشوارتر
میسازد، وجود گروههای متنفذ افراطی در دستگاه حکومتی آل سعود است.
شاهزاده
"مقرن بن عبدالعزیز" که در سال گذشته با فرمان پادشاه عربستان به سمت
معاونت نخستوزیری این کشور نائل شد، توانسته است در داخل خاندان سعودی،
طیفی میانه رو را ایجاد کند و به این ترتیب طیف رادیکال رسوخ کرده در دربار
سعودی را کنار بزند.
طیف
مذکور که عناد با ایران را در راس برنامههای خود قرار داده است، برای
پیشبرد اهداف نامشروع خود از پناهنده شدن در دامان رژیم صهیونیستی ابایی
ندارد و بر مبنای اسناد برخی منابع خبری، طی سالیان اخیر بویژه پس از آغاز
موج بیداری اسلامی در جهان عرب، دیدارها و مکاتباتی میان مقامات امنیتی و
نظامی تل آویو و طیف تندرو حاکمیت آل سعود برقرار شده است.
افشای
ارتباط محرمانه طیف تندرو خاندان سعودی با مقامات صهیونیستی به حدی اعتبار
و حیثیت عربستان را در معرض تهدید قرار داد که "محمد بن نایف" وزیر کشور
عربستان، بیانیهای رسمی صادر کرد که در آن آمده است، دیدار با صهیونیستها
به نمایندگی از طرف خاندان سعودی نیست.
به
غیر از بحران سوریه و پرونده هستهای ایران که به نظر میرسد مواردی
لاینفک در فهرست مناقشات تهران و ریاض هستند، باید لبنان را هم به جمع
فهرست مذکور اضافه کرد.
در آذر ماه سال گذشته، دو انفجار تروریستی
در نزدیکی سفارت ایران در بیروت رخ داد که به موجب آن 26 تن از جمله رایزن
فرهنگی ایران در لبنان به شهادت رسیدند. عامل این انفجار تروریستی کسی جز
"ماجد الماجد" سرکرده گروهک تروریستی "عبدالله عزام" نبود. گروهکی که با
پشتیبانی عربستان سعودی در سال 2004 به عنوان شاخه نظامی القاعده در لبنان
تاسیس شد تا روند صلح و آشتی سیاسی در این کشور را به مخاطره بیندازد.
"ماجد الماجد" که چند روز پس از این عملیات تروریستی، به طرز مشکوکی کشته
شد، با "بندر بن سلطان" رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی در ارتباط
بوده و از او دستور میگرفت.
آل
سعود که همواره از تنوع و تکثر قومیتی و سیاسی درون لبنان برای نیل به
اغراض شوم خود، بهره برده است، در یک همپوشانی آشکار با رژیم صهیونیستی،
پروژه برهم زدن وحدت ملی در لبنان را از سالها قبل کلید زده است. ابزار
رژیم آل سعود برای تحقق هدف مذکور جریان غربگرای 14 مارس است که همواره در
تنشزایی فرقهای و سیاسی در لبنان برای تضعیف جبهه مقاومت پیش قدم بوده
است.
این همه در حالی است که جمهوری اسلامی ایران برخلاف عربستان
سعودی، همواره در جهت تحکیم پایههای وحدت ملی لبنان گام برداشته است.
همچنین مقامات ایرانی در جریان تجاوزات گاه و بیگاه ارتش رژیم صهیونیستی
به جنوب لبنان، با حمایت از ملت لبنان و مقاومت حزب الله، دسیسههای
مرتجعین عرب و اشغالگران صهیونیستی را خنثی کردهاند.
عراق را باید
آوردگاه دیگری دانست که در آن منافع و مواضع تهران و ریاض تصادم مییابد،
با اینکه ایران، پس از خروج نیروهای اشغالگر آمریکایی از خاک عراق، برای
استقرار نظم و امنیت در این کشور مساعدتهای زیادی را انجام داده است، اما
گویا آرامش در عراق چندان مطابق میل حاکمان سعودی نبوده است.
صحت
ادعای فوق را، تحرکات گروهک تروریستی "داعش" در استان الانبار تایید
میکند، گروهکی که سرکردههای آن، پیوند وثیقی با عناصر امنیتی رژیم آل
سعود دارند.
در
پایان باید خاطرنشان کرد، با توجه به تضارب استراتژیکی که میان منافع
ایران و عربستان وجود دارد و همچنین با توجه به عنادورزی و لجاجت بخشی از
بدنه حاکمیت آل سعود که بقاء خود را در آتش افروزی در منطقه میبیند، به
نظر میرسد راه برقراری رابطه دوستانه میان ایران و عربستان، بیش از حد
تصور صعبالعبور باشد.
انتهاي پيام/
یادمان نرود در حج تمتع سال 1366که حجاج ما را بطور ناجوانمردانه در حرم امن الهی به شهادت رساندند پیام امام چه بود ؟