فقط به خاطر این هست که پزشکی دندانپزشکی داروسازی قبول نمیشن میزارن سال بعد خدا رو شکر همه اش رو هم کردن پردیس و آزاد یعنی اگر رتبه ات شد چهارصد باید بری پردیس پزشکی شهرهای بزرگ
فقط به خاطر این هست که پزشکی دندانپزشکی داروسازی قبول نمیشن میزارن سال بعد خدا رو شکر همه اش رو هم کردن پردیس و آزاد یعنی اگر رتبه ات شد چهارصد باید بری پردیس پزشکی شهرهای بزرگ
این موضوع چند وجهی هست
بیکاری بامدرک یک وجه موضوع هست که اون هم یک بخشش بخاطر نداشتن مهارت فارغ التحصیلان است بخاطر نداشتن سواد لازم وجامع هست چون بسیاری از دانشحویان باتقلب و کپی برداری و تنبلی بهر حال نمره ای گرفتند ودرس رو پاس کردند.خودم بارها شاهدش بودم که نمره های آبکی گرفتند.
بنده در دوره دانشگاه شاهد بودم فایل درس به زبان اصلی رو چطور دانشجویان با پول گذاشتن دادند برای ترجمه کل فایل وتحویل استاد دادند و درس رو مثلا پاس کردند مکرر این رو برایدرسهای مختلف دیدم.
یک وجه دیگر موضوع تناسب نداشتن رشته ها با بازار کار است یعنی بفرض که دانشجویانی صادقانه زحمت وسختی درس خواندن رو کشیدند واتفاقا تسلط نسبی خوبی هم دارند ولی بازار کار برای این عزیزان بااین تعداد متقاضی ودر آمد هزینه های زندگی فراهم نیست
یک وجه دیگرش هم بعضی اساتید دانش وتوانایی تدریس رو ندارند ولی بهر صورت در کلاسها حضور پیدا میکنند بنده خودم بااین مشکل مواجه بودم که استادی که چندان به موضوع درس اشراف هم نداشت باچاپلوسی دانشجویی نمره خوبی ازشون گرفت ولی بقیه نمره های جذابی نداشتند در صورتیکه بارها در کلاس باطرح سوالاتی همین استاد رو درمانده کردند وبهشون رسوندن که شمااستاد نیستید وتسلط برموضوع درس ندارید.
وجه دیگر موضوع تنبلی دانشجویان است که با کوچکترین بهانه ای جمع زیادی در تدارک تعطیلی کلاسها و بهم خوردن برنامه های کلاس هستند واین بیماری وگرفتاری از دبستان دامنگیر ما ایرانیها بوده وهست بطوری که دوستانم که بخارج هم رفتند تعریف میکردند حتی اونجا هم بعضی از ایرانیها باطرح سوالات بی ربط وبیفایده در تلاش فرصت سوزی بودند ولی استادشان در پایان کلاس اعلام کرده چون سوالات متفرقه داشتید وجواب دادم دیکر فرصت نیست ولی درس تا فلان صفحه است مثلا صفحه 200 کتاب و جلسه بعد از صفحه 200 شروع میکنیم.
چون ارتقای اساتید با مقالات و کتاب است، بیش از ۸۵ در صد اساتید با سرقت های علمی روبرو هستند. اگر این فاکتر حذف شدن استاد به سمت عمل کردن و دانشجو پروراندن می رود.
دانشگاه در بعد تربیت نیروی متخصص، تابع عرضه و تقاضا هست. یک انسان علاقمند میتواند بدون اخذ مدرک دانشگاهی هم ، آموزشهای لازم را ببیند و سواد لازم را بدست آورد. درصورتی به دانشگاه می رود که مدرک دانشگاهی را برای آینده شغلی خود مفید ببیند.
سوالتان را از وزرای قبلی و حتی پیشنهادی که همه شان دستی بر موسسات غیر انتفاعی دارند بپرسید تا اگر جرات و صداقت داشتند جواب بدهند.
دختر من و دختر برادرم هم کلاس بودند و دختر من دانش آموز زرنگ و ممتاز مدرسه بود ولی دختر برادرم دانش آموز ضعیف که معلم ها از دستش کلافه بودند اما تنها شانسی که داشت جانبازی ۲۵ درصدی برادرم بود که تونست قبول بشه
واقعا با بودن این مسئله سهمیه ها امیدی برای جوان ها می ماند
علت عمده اش این که کیفیت دانشگاه ها و اساتید سال به سال پایین تر میاد و دانشجو بعد از دانشگاه بی سواد بار میاد و نتیجه اینکه تعداد بسیار زیادی دانشجوی با معدل بالای بی سواد که ادعای شغل عالی دارند
علت دیگه اش هم اینکه متاسفانه در کشور ما بیشتر پارتی و سیاست حرف اول می زنه تا استعداد و توانایی، یعنی اینکه یه نفر به صورت پارتی وارد سازمان میشه و ظرف دو سال به بالاترین جایگاه میرسه در حالیکه اصلا شایسته نبوده و نتیجه هم همان می شود یا اینکه کسی بخواد وارد بخش های اجرایی دولت بشه اول باید با کلی پول خرج کردن رای بیاره بره نمایندگی مجلس و بعد وزارت خانه و بعد خود وزارت و ریاست جمهوری در حالیکه هنوز تعریف های اولیه اقتصاد و مدیریت بلد نیست و در مجالس و سخنرانی های بین المللی باعث سرافکندگی کشور می شود.
دلیل دیگه اش اینکه در این کشور مشاغل پر درآمد برای قشر دانشجو با رتبه برتر و دانشگاه عالی بدست میاد یعنی همین حالا دانشجو درک کرده که منهای دانشگاه های برتر تهران بقیه فقط گذران عمر و تلف کردن عمر است
نخبگان واقعی در همون دوران دبیرستان توسط دانشگاه های برتر خارج کشور شناسایی میشند و بعد دبیرستان و المپیاد بار سفر می بندند که البته در چند سال اخیر خیلی چراغ خاموش این عملیات توسط مدارس و سازمان سنجش با فروش اطلاعات پشتیبانی میشه
بیکاری بامدرک یک وجه موضوع هست که اون هم یک بخشش بخاطر نداشتن مهارت فارغ التحصیلان است بخاطر نداشتن سواد لازم وجامع هست چون بسیاری از دانشحویان باتقلب و کپی برداری و تنبلی بهر حال نمره ای گرفتند ودرس رو پاس کردند.خودم بارها شاهدش بودم که نمره های آبکی گرفتند.
بنده در دوره دانشگاه شاهد بودم فایل درس به زبان اصلی رو چطور دانشجویان با پول گذاشتن دادند برای ترجمه کل فایل وتحویل استاد دادند و درس رو مثلا پاس کردند مکرر این رو برایدرسهای مختلف دیدم.
یک وجه دیگر موضوع تناسب نداشتن رشته ها با بازار کار است یعنی بفرض که دانشجویانی صادقانه زحمت وسختی درس خواندن رو کشیدند واتفاقا تسلط نسبی خوبی هم دارند ولی بازار کار برای این عزیزان بااین تعداد متقاضی ودر آمد هزینه های زندگی فراهم نیست
یک وجه دیگرش هم بعضی اساتید دانش وتوانایی تدریس رو ندارند ولی بهر صورت در کلاسها حضور پیدا میکنند بنده خودم بااین مشکل مواجه بودم که استادی که چندان به موضوع درس اشراف هم نداشت باچاپلوسی دانشجویی نمره خوبی ازشون گرفت ولی بقیه نمره های جذابی نداشتند در صورتیکه بارها در کلاس باطرح سوالاتی همین استاد رو درمانده کردند وبهشون رسوندن که شمااستاد نیستید وتسلط برموضوع درس ندارید.
وجه دیگر موضوع تنبلی دانشجویان است که با کوچکترین بهانه ای جمع زیادی در تدارک تعطیلی کلاسها و بهم خوردن برنامه های کلاس هستند واین بیماری وگرفتاری از دبستان دامنگیر ما ایرانیها بوده وهست بطوری که دوستانم که بخارج هم رفتند تعریف میکردند حتی اونجا هم بعضی از ایرانیها باطرح سوالات بی ربط وبیفایده در تلاش فرصت سوزی بودند ولی استادشان در پایان کلاس اعلام کرده چون سوالات متفرقه داشتید وجواب دادم دیکر فرصت نیست ولی درس تا فلان صفحه است مثلا صفحه 200 کتاب و جلسه بعد از صفحه 200 شروع میکنیم.
سوالتان را از وزرای قبلی و حتی پیشنهادی که همه شان دستی بر موسسات غیر انتفاعی دارند بپرسید تا اگر جرات و صداقت داشتند جواب بدهند.
واقعا با بودن این مسئله سهمیه ها امیدی برای جوان ها می ماند
علت دیگه اش هم اینکه متاسفانه در کشور ما بیشتر پارتی و سیاست حرف اول می زنه تا استعداد و توانایی، یعنی اینکه یه نفر به صورت پارتی وارد سازمان میشه و ظرف دو سال به بالاترین جایگاه میرسه در حالیکه اصلا شایسته نبوده و نتیجه هم همان می شود یا اینکه کسی بخواد وارد بخش های اجرایی دولت بشه اول باید با کلی پول خرج کردن رای بیاره بره نمایندگی مجلس و بعد وزارت خانه و بعد خود وزارت و ریاست جمهوری در حالیکه هنوز تعریف های اولیه اقتصاد و مدیریت بلد نیست و در مجالس و سخنرانی های بین المللی باعث سرافکندگی کشور می شود.
دلیل دیگه اش اینکه در این کشور مشاغل پر درآمد برای قشر دانشجو با رتبه برتر و دانشگاه عالی بدست میاد یعنی همین حالا دانشجو درک کرده که منهای دانشگاه های برتر تهران بقیه فقط گذران عمر و تلف کردن عمر است
نخبگان واقعی در همون دوران دبیرستان توسط دانشگاه های برتر خارج کشور شناسایی میشند و بعد دبیرستان و المپیاد بار سفر می بندند که البته در چند سال اخیر خیلی چراغ خاموش این عملیات توسط مدارس و سازمان سنجش با فروش اطلاعات پشتیبانی میشه
بعد میگن چرا مغزها فرار میکنن
بمونن که چی بشه؟