وای حیف شد اون روزها و شبها دیگه هرگز برنمیگرده من دوست داشتم داشته های الانمو بدم فقط دو روز اون روزها برگرده که مادرم هم باشه تمام خاطرات خوبمون مونده تو اون سالها الان هر چی داریم خاطرات بده که اصلا دوست نداریم یادمون بیاریم
در کل دوران خوبی نبود به نظر من، انگار توی ماتریکس بودم، هم چیز خاکستری رنگ بود واسم، روزای کوتاه، شبای بلند، همش مدرسه و مشق و مشق و مشق، زمستون های طولانی، سرما و کرسی، فیلم و کارتون هایی که اصلا واسه بچه ها نبود، دل خوشی های الکی، بی پولی، کمبود امکانات، بهترین دوران زندگی من اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد بود که البته اونم چنگی به دل نمیزد
من یه دهه شصتی هستم خدا خیرتون بده من بردید به خاطرات کودکی با همه کمبودها و مشکلات خیلی خوشمون بود شبهای جمعه میرفتیم خونه پدربزرگ و مادربزرگ زیر کرسی تو اتاق قدیمی خدا همه رفتگان خاک رحمت کنه من اونموقع سالم و سرحال بودم ولی الان معلولیت جسمی شدید دارم چقدر دلم میخواد برگردم به همون دوره کودکی واقعاً دوروان خاطره انگیز و بیاد ماندنی بود از اون دوران خوب هرچی بگم کم گفتم دست همه دهه شصتی ها را میفشارم ممنونم.
من اگر وقت داسته باشم سنتهای اون دوره رو احیا میکنم. مثلا داخل همان سبنیها لواشک درست میکنم. داخل همون دفتر مشقهای قدیمی مینویسم. با همون پاکنها پاک میکنم. دهه شصت روزگار شیرینی بود
سلام دنبال فيلم سینمایی خارجی هستم که در دهه شست چندین بار از سیما به نمایش گذاشته شد داستان فیلم این بود بچه ها با قطار به اردویی می رفتند قطار در برف گیر می کند و بچه ها با همکاری هم راه قطار را باز می کنند اگر کسی نام این فیلم را می داند معرفی کند
زندگی فقط ۶سال کودکی است