بزرگسالی هستم که در تمام طول کودکی و نوجوانی مورد آزار و اذیت جدی والدینم بودم. والدینم حتی معتاد هم نبودن که من تقصیر مواد بندازم. هیچ وقت هرگز کسی کمک نکرد. حتی اونهایی که از علائم متوجه منبع درد من هم شدند در مدرسه یا فامیل هیچ کاری نکردند. حالا بعد از اینکه بهترین دوران یک انسان برای من برای همیشه به بدترین شکل از دست رفت با علائم و نتیجه این فاجعه و شانس بدم که به جای والدینی که عاشقم باشند شکنجه گر و هیولا به عنوان خانواده دارم باید کنار بیام. علائم حالت پی تی اس دی در من هست، کابوس و بیزاری از مردم و خشم و تنفر از زندگی در من هست، هرگز حاضر نیستم با کسی ازدواج کنم یا بچه دار بشم، افسردگی از دیرباز با من بوده، ... هرگز کسی رو آزار ندادم یا با او بی رحمی نکردم و قرار هم نیست کنم. به طبیعت و حیوانات و کودکان احترام می گذارم و ازشون مثل شیشه ای ظریف مراقبت می کنم اگر در نزدیکی باشند ولی در سکوتم و همینطور که همه چیز رو در خودم ریختم هر ثانیه دعا می کردم کاش هرگز به دنیا نمی اومدم و جامعه رو به شدت مقصر می دونم که کودک رو جز اموال شخصی والدین می دونه و نه سعی در سنجش کیفیت زندگی کودکان داره و نه اصلا اهمیتی به این موضوع میده و حقوق کودکان رو کاملا نادیده می گیره.
باید در ملاعام اعدام شوند